eitaa logo
[کتابـخـانه‌ےجیبـی]
66 دنبال‌کننده
66 عکس
3 ویدیو
0 فایل
به نظر من از انسان‌ها با درک‌تر، کتاب‌هایی هستند که نویسنده‌ای با عمق جان در آن قلم زده و گاهی ما با خواندن بندی چندخطی با خود تکراری می‌کنیم چقدر او، من هست. -کپی؟استفاده شخصی مشکلی نداره؛
مشاهده در ایتا
دانلود
اشک تمام آدم‌ها را گریه می‌کرد و آن‌چنان خودش را سپرده بود به گریه که پس گرفتنش غیر ممکن بود. -
وقتی بود، امن و شاد وصلم می‌کرد به دنیایی که جلوی رویم بود همه چیز کم‌تر ترسناک بود . -
به یک ماه بعدش فکر کردم که دیدمش، و وقتی پرسید چطورم، نتوانستم طاقت بیاورم و به اندازه ی تمام روزهای آن ماه گریه کردم و نتوانستم بگویم چه طور دارم له می‌شوم در مدرسه ، هرجمله ای که نمیفهمم شبیه سیلی است که نمی‌دانم چرا می‌خورم. -
چند وقته که دیگه گریه نمی‌کنه، دعوا نمی‌کنه، ولی حرف هم نمی‌زنه، یه وقت‌هایی عین گیاه می‌شه؛می‌ره توی دنیای خودش، تا صداش نکنی چیزی نمی‌شنود. -
تا زمانی که جا برای روایت‌های تمام قربانیان تاریخ باز نشود، ما قادر به شناخت داستانی که ما را به یکدیگر پیوند می‌دهد نخواهیم بود؛ داستان مقاومت و یک اشتیاق شکست‌ناپذیر برای آزادی. - ؟
«می‌ترسم نامه‌ای که سراسر شادی باشد هرگز نوشته نشود، پس بگذار به تو بدون شرط خاصی بنویسم؛ از ذوقِ نامه نوشتن محرومم نکن.» -
وقتی رویداد‌های تاریخی زندگی مردم را می‌درند و آنها را آواره، بی‌خانمان، بدون هیچ محیط آشنایی، بدون جامعه‌شان، مردمشان و سرزمینشان رها می‌کنند، این داستان‌ها هستند که مردم را سر پا نگه می‌دارند. - ؟
این دنیا خیلی به من بدهکاری داشت ، حتی بدون در نظر گرفتن سود ، تمام هستی‌اش را باید پرداخت می‌کرد. -
[کتابـخـانه‌ےجیبـی]
-
منتظر پیامی ام که میدونم نمیاد؛ میدونم که باید بخوابم اما همه اش به خودم میگم: (یه دقیقه دیگه) و بعدش هم دیگه چک نمیکنم تا ببینم تو هم دلت برام تنگ شده یا نه - بود
«وقتی برای کسی زمان متوقف شده باشد، در هیچ کجای ذهنش دیگر جایی، هرچند کوچک، نه برای من نه برای هیچ کس دیگر وجود ندارد. هر چه هست رشته‌هایی است از خاکستر پریشانی که میان عصب های کاسه‌ی سر شاخه دوانده و زمان را در چنبره‌ی خود مدفون کرده است.» -