ندادی مهلتم حتی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم ...
طی شد ایام برومندی ما در سختی
همچو آن دانه که در زیر قدم، سبز شود...
#صائب_تبریزی 🌱 :)
در فراق دوستان
آخر ز ما
چیزی نماند
هر که رفت
از هستی ما،
پاره ای با خویش برد.. :)
مثل یک کودک بدخواب که بازیچه شده..🌙
خستهام، خستهتر از آنکه بگویم چه شده...