eitaa logo
حکایات و لطایف پند آموز
579 دنبال‌کننده
853 عکس
88 ویدیو
3 فایل
مطالب، کوتاه است ولی برای دیدن، خواندن، شنیدن و وقت گذاشتن، ارزشمند و درس آموز است. ارتباط: @margbaramrikaa
مشاهده در ایتا
دانلود
یاغی نیستم روزی مرحوم آخوند کاشی مشغول وضو گرفتن بودند، که شخصی با عجله آمد، وضو گرفت و به داخل اتاق رفت و به نماز ایستاد. با توجه با این که مرحوم کاشی خیلی با دقت وضو می گرفت و همه آداب و ادعیه وضو را بجا می آورد؛ قبل از اينكه وضوی آخوند تمام شود، آن شخص نماز ظهر و عصر خود را هم خوانده بود!!! به هنگام خروج، با مرحوم کاشی رو به رو شد. ایشان پرسیدند: چه کار می کردی؟ گفت: هیچ . فرمود: تو هیچ کار نمی کردی!؟ گفت: نه! ( می دانست که اگر بگوید نماز می خواندم، کار بیخ پیدا می کند) آقا فرمود: مگر تو نماز نمی خواندی!؟ گفت: نه! آخوند فرمود: من خودم دیدم داشتی می خواندی!!! گفت: نه آقا اشتباه دیدید! سؤال کردند: پس چه کار می کردی؟ گفت: فقط آمده بودم به خدا بگویم من یاغی نیستم ، همین! این جمله در مرحوم آخوند ( رحمة الله عليه ) خیلی تأثیر گذاشت. تا مدت ها هر وقت از احوال آخوند می پرسیدند، ایشان با حال خاصی می فرمود: من یاغی نیستم . خدایا ما خودمون هم می دونیم که عبادتی در شأن خدایی تو نکردیم، نماز و روزه مان اصلاً جایی دستش بند نیست! فقط اومدیم بگیم که: خدایا ما یاغی نیستیم. --------------------------------------------- ما را در کانال دنبال کنید: 👇👇👇 @latayeff
یک دقیقه با شهدا دستخط پسرمه پیکر یکی از شهدا به نام احمدزاده را که براساس شواهد دوستانش پیدا کرده بودیم، هیچ پلاک و مدرکی نداشت، تحویل خانواده اش دادیم. مادر او با دیدن چند تکه استخوان ، مات و مبهوت، فقط می گفت: این بچه من نیست ! حق هم داشت. او در همان لحظات، تکه پاره های لباس شهید را می جست که ناگهان چیزی توجه اش را جلب کرد. دستانش را میان استخوان ها برد و خودکار رنگ و رو رفته ای را در آورد. با گوشه چادر، بدنه خودکار را پاک کرد. سریع مغزی خودکار را درآورد و تکه کاغذی را که داخل بدنه آن لوله شده بود، خارج ساخت. اشک در چشمانش حلقه زد. همه متعجب شده بودند که چه شده، دیدیم بر روی کاغذ لوله شده نوشته شده: احمدزاده مادر آن را بوسید و گفت: این دست خط پسرمه ، این پیکر پسرمه ، خودشه ------------------------------------ بدی کردیم، خوبی یادمان رفت ز دلها لای روبی یادمان رفت به ویلای شمالی خو گرفتیم شهیدان جنوبی یادمان رفت شادی روح شهدا صلوات - - - - - - - - - - - - - - - - - به کانال بپیوندید 👇👇👇 @latayeff
مگه یه عمر چند بهاره؟ هر دم از عمر گرامى هست گنج بى‏بدل مى‏رود گنجى چنين هرلحظه بر باد آه آه امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب‏ ... فرصتها مانند ابر در حال گذشتن هستند ... نهج البلاغه/ 471 --------------------------------------------- ما را در کانال دنبال کنید: 👇👇👇 @latayeff
چرا روز جمعه را جمعه نامیدند؟ ابو حمزه گوید: مردی به امام باقر علیه السلام گفت: چگونه جمعه نامگذاری شد؟ فرمود: همانا خداوند عزّوجل در روز جمعه ، آفریدگان خود را برای پیمان با محمد صلی الله علیه و آله و جانشین او یعنی علی علیه السلام گرد آورد. پس به دلیل گرد آمدن و اجتماع آفریدگان خویش،آن روز را جمعه نامید. قصه های نماز از عباس عزیزی / 107 --------------------------------------------- ما را در کانال دنبال کنید: 👇👇👇 @latayeff
یک دقیقه پای درس شهدا حسین جانم یکی از شهدا که داخل یک سنگر نشسته بود و ظاهراً تیر یا ترکش به او اصابت کرده و شهید شده بود را یافتیم. خواستم بدنش را داخل یک کیسه بگذاریم و جمع کنیم که انگشت و انگشتر وسط دست راست او نظرمان را جلب کرد. از آن جالبتر این که، تمام بدن کاملا اسکلت شده بود، ولی آن انگشت سالم و گوشتی مانده بود. خاک های روی عقیق انگشتر را که پاک کردیم، اشک همه مان درآمد. روی آن نوشته شده بود: حسین جانم ... - - - - - - - - - - - - - - - - - به کانال بپیوندید 👇👇👇 @latayeff
حتما بخونید مثل مداد باش عالمی مشغول نوشتن با مداد بود. کودکی پرسید: چه می نویسی؟ عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم، می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی! پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید! عالم گفت پنج خصلت در مداد هست. سعی کن آن ها را بدست آوری : ✍️اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکنی دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست ! ✍️دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنج مداد می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می بري از تو انسان بهتری می سازد! ✍️سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاکن استفاده کنی، پس بدان تصحیح یک کار‌ خطا ، اشتباه نیست! ✍️چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست، مهم مغز مداد است که درون چوب است، پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید! ✍️پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد، پس بدان هر کاری در زندگی ات میکنی، ردی از آن به جا میماند، پس در انتخاب اعمالت دقت کن ! --------------------------------------------- ما را در کانال دنبال کنید: 👇👇👇 @latayeff
امروز اختیار فردا اجبار : عارفی را پرسیدند: زندگی به جبر است یا به اختیار ؟ پاسخ داد: امروز را به اختیار است تا چه بکاریم اما فردا جبر است . چرا که به اجبار باید درو کنیم هر آنچه را که دیروز به اختیار کاشته ایم. --------------------------------------------- ما را در کانال دنبال کنید: 👇👇👇 @latayeff
اﺯ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺣﺎﺝ آﻗﺎ ﺩﻭﻻﺑﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: وضعیت مردم در آخرالزمان چگونه خواهد بود ؟‌ ﻣﺜﺎﻝ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺯﺩﻧﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻣَﺜَﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺪﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﺣﺒﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻭﻡ ﻭ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻡ. 🔹ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ. 🔰ﺴﺮﺍﻭﻝ؛ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺀ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﺷﺮﺍﺭﺕ ! ﭘﺴﺮﺩﻭﻡ؛ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ﭘﺴﺮ ﺍﻭﻝ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ﻭ ﺷﺮﺍﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﯿﺎ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﯿﺎ! ﭘﺴﺮﺳﻮﻡ؛ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﻮد! ﭘﺴﺮ ﭼﻬﺎﺭﻡ؛ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﭘﺪﺭ پشت‌ ﭘﺮﺩﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺎﻣﺪﻥ ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺴﺖ؛ اﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ. ﭘﺲ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﻫﺮ ﭼﻪ ﻫﻢ ﭘﺪﺭ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﻣﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ، ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺁﻣﺪن ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ. ﺁﺭﯼ؛ ﺍﯾﻦ ﻣﺜﺎﻝ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣَﺜَﻞِ ﻣﺎﺳﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎن . ﻋﺪهﺍﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺮﯾزیم ... ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺻﻼ ﺁﻗﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻟﯿﻢ..! ﻋﺪﻩﺍﯼ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺴﺖ ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎ ﺁﻗﺎ بیا ! ✨عده‌ای هم از هیچ کاری برای رضایت ولی امرشان دریغ نمی‌کنند... ⚜️ اللّهم عجِّل لِوَلیَّک الفرَج⚜️ --------------------------------------------- ما را در کانال دنبال کنید: 👇👇👇 @latayeff
ما ای گل اگر خار تو هستیم ببخش گر باعث آزار تو هستیم ببخش سوگند به عمر کم زهرا ما را یک عمر اگر عار تو هستیم ببخش --------------------------------------------- ما را در کانال دنبال کنید: 👇👇👇 @latayeff
سه ساله و سه شهید آن روز با رمز یا حضرت رقیه سلام الله علیها به راه افتادیم. خیلی عجیب بود. ماشین، کنار یک خرابه خاموش شد. به آقا جعفر گفتم: رمز یا رقیه است و این هم خرابه ، حتما شهید پیدا می کنیم . کنار جاده دو شهید پیدا شد و من هم روضه خرابه شام خواندم. گفتم یک شهید دیگر هست، باید پیدا شود. خیلی گشتم، اثری نبود. خبر رسید که دو پیکر دیگر نیز پیدا شد. به راه افتادیم. وقتی پیکرها را دیدیم، یکی از آنها جسد یک عراقی بود. به آقا جعفر گفتم: رمز، دختر سه ساله محل کشف، کنار خرابه تعداد شهید ، سه تا به تعداد سن حضرت رقیه ... ------------------------------------ بدی کردیم، خوبی یادمان رفت ز دلها لای روبی یادمان رفت به ویلای شمالی خو گرفتیم شهیدان جنوبی یادمان رفت - - - - - - - - - - - - - - - - - به کانال بپیوندید 👇👇👇 @latayeff
- - - - - - - - - - - - - - - - کانال را در پیام رسان به دوستانتان کنید ... 👇👇👇 @latayeff