این داستان که تعداد بمبهای اتم هر کشور رو مینویسن بعد برای ژاپن میزنن منفی دو هردفعه خندهداره.
خستم از شبهای بیغمت؛
کمتر از یک ماه پیش تجربش کردم. نتونستم تو هیئت بشینم و یه دل سیر برات گریه کنم. نتونستم بشینم جلوت، گریه کنم و بگم حسینجان زندگی برای من سخت شده اما مگه میشه جلوی شما از سختی گله کردم؟
نتونستم گریه کنم بگم امام حسین بچگیامی بازم دستم رو بگیر و بزار از زندگی گله کنم.
نتونستم ولی خیلی بهش فکر کردم حسینجان...
از اینکه دیگه نتونم تو هیئتت گریه کنم خیلی میترسم.