焚
📪 پیام جدید سلام پومیز شاییزی دارین؟ #دایگو
سلام فعلا فقط باسن سوخاری ژانگهلی داریم ولی اینو هفته بعد موجود میکنیم
حتی هوا هم گاهی آدمو به گذشته بر میگردونه. هوا پاییزیه. سالها پیش آخرای تابستون تو ییلاق، همچین هوایی داشتیم. باد خنک لای شاخ و برگ درختان میپیچید و مو رو به تن ما سیخ میکرد. دماغمون میومد و غر میزدیم که چرا تو این هوا باید بیایم ییلاق و به سختی بریم دستشوییِ دور از خونه. الان هم انگار دورم رو مه گرفته و تو تاریکیِ حیاطِ پشتی خونه مادربزرگ وایستادم و به ماه نگاه میکنم، و منتظرم یه نفر دیگه از دستشویی بیاد بیرون و من برم. همیشه دو سه نفری میرفتیم دستشویی چون میترسیدیم؛ از تاریکی و سکوت روستا، از جنهای بالای درخت گردو، از اون حموم متروکهای که که کلی داستان دربارش شنیده بودیم از خود بابابزرگ. حالا بعد از سالها، دلتنگ اون خونۀ ییلاقی و دستشوییِ دور از خونهاش هستم.. و البته دلتنگ آدمهاش، که یکیشون دیگه تو این دنیا نیست.
焚
📪 پیام جدید از معدود بالای ۱۸ سال هایی هستی که دارن بهم ثابت میکنن بزرگ شدن به شخمی شدن شخصیت و علا
بیب من.. ممنون که گفتی. من خودم با گذر عمرم از سن ۱۷ سالگی تا الان که توی ۲۳ هستم، بیشتر و بیشتر خودمو شناختم. نوجوونی باحاله ها ولی نه میدونی تو دنیای بیرون چخبره نه از دنیای درون خودت سر در میاری. کم کم تو دوران جوونیت بیشتر و بیشتر کشف می کنی زندگی رو. من وحشت داشتم از اینکه از ۲۱ گذشتم ولی تازگیا متوجه شدم که چقدر جوونی فوق العاده هست. نترس. اتفاقا به ثبات میرسی