قهوهاشرا،تمامکردوگفت:
'چطور،انقدرخوبدیگرانرادلداریمیدهی؟
خندیدموگفتمحرفاییرامیزنمکه
دوستداشتمدیگرانبهمنبگویند؛
✩̣̣̣̣̣ͯ┄•͙✧⃝•͙┄✩ͯ•͙͙✧⃝•͙͙✩ͯ┄•͙✧⃝•͙┄✩̣̣̣̣̣ͯ
چیزی به اسم بازگشت صميميت هاى از بين رفته وجود نداره پس فراموشش ميكنم واز زندگيم لذت ميبرم .