هدایت شده از کارگاه متروکه کله موزی(در تلاش برای خاک نخوردن)
بولشت دونی سر نبش 🚮 (حاوی انبار شکلات)
اصغرو برا خودم دزدیدم
یه چن روز ولم کرده بود
داشتم ناامید میشدم که صدای پاهاشو تو خونه شنیدم