دیگه مهم نیست کسی دوستم داشته باشه یا نه، کسی باهام حرف بزنه یا نه، اگه گریه کنم کسی باشه بغلم کنه و نزاره اشکام بریزن یا نه، وقتی چیز جدیدی میبینم کسی باشه با ذوق بهش نشون بدم یا نه، کسی باشه که زخمامو بهش نشون بدم و اون درمانشون کنه یا نه.. فقط میخوام نباشم، کسی سراغمو نگیره، ندونه کجام..
فقط نیاز دارم برم.. .همین.
کسی که از طرف امن ترین آدم زندگیش مثل پدر یا مادرش از بچگی طرد شده هیچوقت نمیتونه فکر کنه عمیقا کسی هست که دوستش داشته باشه چون همیشه فکر میکنه قراره در نهایت دستاشو ول کنی.. به خاطر همین از نشون دادن زخمای روح و تنش دوری میکنه، از حرف زدن راجب چیزایی که دوست داره دوری میکنه که نکنه فرد مقابلش نخواد اینارو بشنوه. دختری/پسری که از بچگی حس رها شدگی رو بهش دادن وقتی هنوز نیاز داشت کسی کمکش کنه خیلی سخت تر از بقیه بچه ها حس امنیت توی وجودش ریشه میزنه.. اون همیشه حس میکنه قراره عزیزانش دستاشو رها کنن و این بدترین فوبیایی که خانواده میتونه به فرزندش بده.
هدایت شده از
ادتب میشم امار +100 پی باش ویو
فوللل؛
▫️جذبم از 20 تا 100 هست▪️
آیدیم٬٬
@td_dalwer
اینفوم▪️👇🏽
https://eitaa.com/joinchat/2353791732C80136e66d2
° گپ برا مدیرانی که ریپورت هستند°
https://eitaa.com/joinchat/2356871924C2dd41abca1
هدایت شده از "نعنا"
من هیچوقت کم نذاشتم
تو زندگی شخصیم ، تو رفاقتم
تو رابطه احساسی ام ، تو خانواده ام
من همیشه همه تلاشمو کردم که بهترین باشم
برای دوستام ، خانوادم ، کسی که دوسش داشتم
و حتی یه غریبه که ازم کمک خواسته
و همیشه وجدانم راحته
پس اگه جایی کسی رو رها کردم
یا رفتارم باهاش عوض شده
نتیجه کارای خودشه من از خوبی که
در حق هرکسی کردم پشیمون نیستم
و با یه لبخند رها کردم و رفتم
به نظرم این سادگی یا خُل بودن آدم نیست. . .!