بعد از یک مدت آدمها از شما دور میشوند و بار سفر میبندند، در اینجا شما مقصرید که باعث شدید ذوق طرف مقابل کور بشه و بزاره بره.
حقیقتا وقتی میخوام از تو بنویسم
باید بگم داشتن تو برام..
مثل خوردن باقلوای تازه با چایی زعفرونیه
مثل وقتی که یهویی دلم میریزه و
پروانه های ابی روی قلبم میشینن
مثل بوی بهشتی خاک بعد بارونی
مثل قدم زدن روی شنای داغ ساحل
مثل حس دلنشین خنکی بادی لای موهام
مثل زیبایی هوایی دم دمای صبح
مثل کورس قشنگ موزیک مورد علاقمی
بابا اصلا میدونی چیه بودنت توی قلبم مثلِ درخت گیلاس شکوفه کرده و همه قلبمو گرفته؛ حالا دیگه قلبم پر از شکوفه های نرم و کوچولوی صورتی.
اگه میدونستی چقدر دوستت دارم و با حرفات ذوق میکنم حتی به ثانیه هم ازم دور نمیشدی.