هنگامی که محبوب من رخ نمایان میکند، بوسه میزند ماه بر روی پیشانی اش و سر خم میکند خورشید در مقابل دوپایِ او.. .
باگ شخصیت من اینه که هرچقدر بیشتر ناراحت و غمگین باشم بیشتر سکوت میکنم؛ و الان دوست دارم انقدر سکوت کنم که آدما یادشون بره من وجود داشتم.
خورشید دلش دیدن ستاره هارو میخواست، اما اونها فقط با وجود ماه بود که سر از پیراهن خود درمیارودند:).
تو اون آدمی هستی که دلم میخواد باهاش لب جوب زیر بارون بشینم
دلم میخواد یه سیم هندزفریم تو گوشت باشه و باهم آهنگایی که دوست داریمو گوش بدیم
دلم میخواد تک تک کافه های شهرو بریم و آخرش یه جا رو برای همیشه انتخاب کنیم
دلم میخواد اد همه چیزای قشنگو باهات تجربه کنم.
اگر میخوایین باهام حرف بزنین خودتون پیش قدم شید، جدی بعد از اولین بار دیگه من روم نمیشه بحثو ادامه بدم.
هدایت شده از AliensFromAtlantis🌊
🍁🔅🍁🔅🍁🔅🍁🔅🍁
ﭼﺮﺍ ﺷﯿﺮ ﺭﺍ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻨﮕﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ؟!
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺑﺪﻥ ﻭﺭﺯﯾﺪﻩ ی ﮔﻮﺭﯾﻞ،
ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﺯﻭی ﺧﺮﺱ، ﻧﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﻠﻨﮓ،
ﻧﻪ ﺧﯿﺰ ﺁﻫﻮ، ﻧﻪ ﺩﺭﻧﺪﮔﯽ ﮔﺮﮒ،
ﻧﻪ ﺷﮑﻤﺒﺎﺭﮔﯽ ﮐﻔﺘﺎﺭ، ﻧﻪ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺭﻭﺑﺎﻩ
ﻭ ﻧﻪ... را ندارد.
زﯾﺮﺍ...
ﺷﯿﺮ ﺗﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺷﮑﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.
ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺷﮑﺎﺭﯼ ﺑﻪ
ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﯿﺎﺯﺵ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ.
ﻭ ﻧﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯﺵ (ﻃﻤﺎﻉ ﻧﯿﺴﺖ)
ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ
ﺻﯿﺪ ﺍﻧﺘﺤﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ.
(ﺿﻌﯿﻒ ﮐﺶ ﻧﯿﺴﺖ)
ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ
ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺭ ﺭﺍ انتخاﺏ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.
(ﺭﺣﻢ و شفقت ﺩﺍﺭﺩ)
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﻫﺪ
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﮐﻨﻨﺪ.
(ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ)
ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺩ
ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻭ ﯾﺎ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺮﺱ
ﺳﺎﯾﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭد.
(ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻈﺮ ﻭ ﺳﻔﺮﻩ ﮔﺬﺍﺭ ﺍﺳﺖ)
و در ﺁﺧﺮ ﺑﻮﻗﺖ ﮐﻬﻮلت ﻭ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﺍﺯ
ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
🍁🔅🍁🔅🍁🔅🍁🔅🍁
مُستَمِعان
اینجوری بیدارم کنن توانایی آدم کشی رو پیدا میکنم
مگر اینکه با مورد آخر خودمون بمیریم