عجب صبح دلچسبی می شود
تو را جانانه
در آغوش بگیرم
موهایت را با دست هایم نوازش کنم
و سرت را
چون نوزادی دو ماهه
روی سینه ام بگذارم
تا تمامِ عمر
نفست از جای گرم بلند شود
شهاب شهابی)
وقتی از خواب بیدار میشه و بلافاصله بهت زنگ میزنه فقط چون ازش خواسته بودی صدای خوابالوشو بشنوی>>>
تنها که میشوم سوار بر لحظهها از زِبرترین کُرک های غصه بالشتی میبافم همرنگ رویاهای سرشار از تبسم تو، شاید بر تنگنای خاطر من دامنِ پر پولکِ شب دسته جمعی رنج های پریشانی را استتار کند
- رنج ، نازنین