مرا غرق کن
در تلاطم آغوشت
آنچنان که از تو
به هیچ ساحلی نرسم !
علیرضا اسفندیاری🦋☘
دلم میخواد باهات زیر این بارون انقدر برقصم که تمام تنمون از خستگی و غم آکنده بشه وقطرات بارون روی گونه هامون سرسره بازی راه بندازه.
مُستَمِعان
مرا غرق کن در تلاطم آغوشت آنچنان که از تو به هیچ ساحلی نرسم ! علیرضا اسفندیاری🦋☘
بچه ها اکانت هاتون انقدر قشنگ شده که نمیدونم چی بگم
خیلی وایب خوبی داره
اینکه همین دوتا سه تا رابطه صمیمی که دارم رو نمیتونم مدیریت کنم داره عصبیم میکنه.
شاید مشکل از سرد بودن من باشه ولی خب با این حال حس میکنم وقتی میخوابم زندگی بهتری دارم.
آیا روزی میرسد که کسی از تنهایی ام بهتر و از خوابو رویایم زیباتر باشد؟:)
جوری در دلم خانه که کند که گویی میخواهد تا ابد در قلبم بماند؟..
به گونهای نوازشم کند که به تنش اعتیاد پیدا کنم؟..
به قدری دوستم داشته باشد که از جهانِبیرحم و رازآلودی که در ان زندگیمیکنم رعب و وحشت نداشته باشم..؟
درمیان نوازشهای شیرین او تلخ لبخند میزدم.. زیرا میدانستم او هیچگاه در هیچ موقعیتی از این جهان هزارتو..برای من نخواهد شد.. هنگامیکه نام او را با میم مالکیت برزبانم جاری میکردم میدانستم و آگاه بودم که این نام به درستی بیان نشده است.. آه ای پریزادهِ بوسیدنی من..
تو با من چه میکنی؟.. با تمام وجود دیوانه یک لحظه نگاهت شده ام.. دلم میخواهد قاصدکی باشم پریشان..
تا گذرا و تصادفی انگشتان نوازش گرت را به دور کمرم حلقه کنی و با چشمانت تمامم را به یکباره به دست آسمان بسپاری..