eitaa logo
𝘓𝘦𝘯𝘰𝘳𝘦.
127 دنبال‌کننده
14 عکس
2 ویدیو
0 فایل
جایی برای نور، کلمه و سکوت. برای آنچه هنوز نرسیده است. https://daigo.ir/secret/lenore کپی؟ نه.
مشاهده در ایتا
دانلود
توی روز جهانی عکاسی، چه سوژه‌ای قشنگ‌تر از تو، آره خود تو.
هیچ اگر سایه پذیرد، ما همان سایه‌ی هیچیم.
آدم گاهی چنان به تاریکی عادت می‌کند که روشنایی برایش بیشتر شبیه یک شایعه می‌شود تا حقیقت، چیزی که دیگران از آن حرف می‌زنند و خودش مدت‌هاست ندیده. با این حال، عجیب است که در عمیق‌ترین ساعتِ شب، دل هنوز به صدای قدم‌هایی گوش می‌دهد که شاید هیچ‌وقت نیایند، انگار چیزی درون انسان، برخلاف عقلش، تسلیم شدن را بلد نیست. شاید امید همین موجودِ لجوج و خاموش باشد، همان چیزی که وقتی همه‌ چیز علیه آدم ایستاده، گوشه‌ای از ذهن را اشغال می‌کند و نمی‌گذارد در را کاملاً ببندی و شاید تمام معنای ادامه دادن همین باشد: اینکه با وجود ندانستنِ مقصد، هنوز آن تکه‌ی کوچک از وجودت را که می‌گوید «صبر کن» را دور نیندازی.
خستگی، می‌تونه جدایی بیاره، خستگی‌ای که ناشی از یه سری رفتار‌ها یا کارها‌ست، پس حواسمون باشه خسته نشیم/نکنیم.
شاید دیگه هیچ‌وقت نتونم به خود قبلیم برگردم.
زمان درحال گذر است، من نشسته بر صندلی قطار و مقصد؟ نمی‌دانم، شاید همان‌جا که آرزوی همگان است، جایی که آدم خیال می‌کند در آن، فاصله‌ی میان دل و آسمان کمی کمتر می‌شود.
یه مکان هایی هم هست که وقتی غم به دلت هجوم میاره وقتی می‌رسی اونجا، انگار هیچ غمی دیگه توی دلت نیست.
هر وقت گل رز سفید دیدی، یاد من بیوفت.
کاش می‌شد همه‌چیز و رها کرد و رفت.
غم تمام شد؟ نه، غم همچنان ادامه دارد. تا وقتی دنیا ادامه دارد، او نیز جایی در گوشه‌ای از این جهان خواهد بود. اما من، میان تمام این آمدن‌ها و رفتن‌ها، می‌خواهم دستش را رها کنم و به زندگی‌ام ادامه دهم. کار آسانی نیست، چگونه می‌توان دستِ موجودی را رها کرد که تمام این سال‌ها، در تمامِ فصل‌های زندگی، هم‌قدم و هم‌سایه‌ات بوده است؟ شاید رها کردنِ غم، فراموش کردنش نباشد، شاید فقط به این معناست بگذاری برای نخستین‌بار، چند قدم را بدون او برداری. من می‌خواهم یاد بگیرم که می‌شود با جای خالیِ غم هم زندگی کرد، می‌شود دستش را رها کرد، بی‌آنکه تمامِ بودنش را از خودت بگیری.