eitaa logo
"گمـشـده‌ای‌درـجنـگل‌کـاج²"
31 دنبال‌کننده
65 عکس
18 ویدیو
0 فایل
☾ اینجا احتمالاً آهنگ، ۳ نصفه‌شب، بارون، تیکه‌کتاب، فیلم، عکس‌های تار، یه روح خسته و یه مشت فکرِ نصفه‌نیمه پیدا میشه. و یه مکان امن واسه ستاره‌ کوچولوها.☆ :⁦⁦نامه‌هاتون☆ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u8xvliu&btn=پستچیِ‌نیمه‌شب؛
مشاهده در ایتا
دانلود
من خیلی آدم "بیا نصفه‌شب بریم با ماشین دور بزنیم و آهنگ گوش بدیم و بستنی بخوریم‌ای هستم″.
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درود و سلام! به تقدیمی ناگهان‌الوقوع سکوت نوشته خوش اومدید🎀 هشدار فوق جدی اینکه تمام تبصره‌ها رو کامل انجام بدید تا تقدیمی به دستتون برسه☝️ ماجرای این‌دفعه از این قراره که شما، اول اینجا عضو می‌شید و بعد، این پیام و یکی از متن‌های اینجا رو می‌ندازید توی فرغون و می‌برید دم در کانالتون پیاده می‌کنید🙏 بنده هم در مقابل، یک عدد موزیک ویدیو همانند ویدیو‌ی بالا رو همراه با یک لقب یا یک صفت برای شما کادو پیچ می‌کنم و به آدرس کانالتون پست می‌کنم😼 صندوقچه‌ی کوچک و حقیرانه‌ی بنده👉 اون جعبه‌‌ای که تقدیمیاتون رو داخلش می‌زارم و فرار می‌کن_ نکات بسیار ریز(همیشه به جزئیات توجه کنید🗣) آی یه چیزی یادم اومد_
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
بله NF عزیز. فکر می‌کنم من هم نیاز دارم مدتی رو غیب بشم و برم جایی که در امان باشم. جایی که افکارم دنبالم نکنن... من چیز زیادی از تو نمی‌دونم NF عزیز. اما می‌دونم خسته و درمونده بودن از همه‌چیز چه حسی داره. خوب هم می‌دونم. پس عیبی نداره اگه آدم حالش از همه‌چیز بهم بخوره. مهم اینه ‌که اونقدر مسیرهای مختلف رو امتحان کنه تا بلاخره بفهمه روحش کجا شاده و آرامش داره! من خیلی گشتم. هنوز هم دارم می‌گردم. اما... گاهی گیج می‌شم. دقیقا باید دنبال چی بگردم؟ شخص یا شیء؟ مکان یا زمان؟ یه روزی می‌فهمم. اما تا اون روز، فقط امیدوار می‌مونم. راستش من خیلی به امید اعتقاد دارم. تو چطور؟ _سکوت
هدایت شده از  F᥆ɾᥕᥲɾɖ᭡
اون میگه من زیبا نیستم ولی فن ایشونه
"گمـشـده‌ای‌درـجنـگل‌کـاج²"
شبیهشی
یادمه اون زمان خیلی باهاش همزاد پنداری میکردم
هدایت شده از Our Spring Day★ᯓ
امروز 15 October، روزِ بد اخلاقا و غرغروهاست.
عه یکی لف داد، مرسی🎀
هدایت شده از  𝗙ևռ᤻𝑣𝘦‌𐑾ꮪ𝘦‌˒ فورنده
فوروارد کنید و با دوستاتون جواب بدید سناریو: یک شب توی هتل تسخیرشده اونیکه با دیدن اولین اتفاق عجیب، چمدونشو برمی‌داره و فرار می‌کنه؟ اونیکه به‌جای ترسیدن با روح هتل دوست می‌شه؟ اونیکه نصف شب تنهایی می‌ره ببینه صدای چیه؟ اونیکه از همه بیشتر جیغ می‌زنه ولی ادعا می‌کنه نترسیده؟ اونیکه بقیه رو می‌ترسونه و بعد خودش بیشتر از همه می‌ترسه؟ اونیکه به حرف هیچ‌کس گوش نمی‌ده و همه رو به دردسر می‌ندازه؟ اونیکه اولین نفر ناپدید می‌شه؟ اونیکه تا صبح زیر پتو قایم می‌شه؟ اونیکه به روح هتل هم گیر می‌ده و باهاش بحث می‌کنه؟ اونیکه فکر می‌کنه همه‌چی دوربین مخفیه؟ اونیکه با دیدن یه سایه وصیت‌نامه می‌نویسه؟ اونیکه برای نجات خودش بقیه رو قربانی می‌کنه؟ اونیکه با روح هتل قرار می‌ذاره؟ اونیکه به‌جای پیدا کردن راه فرار دنبال اینترنت می‌گرده؟ اونیکه همش دستشوییش میگیره ؟ اونیکه حتی توی اون شرایط هم گرسنه‌ش می‌شه؟ اونیکه از ترس به یکی از اعضای اکیپ می‌چسبه؟ اونیکه بعد از فرار، دوباره برمی‌گرده چون یه چیزی رو جا گذاشته؟ ּ‌ ‌ ‌ֹ     ⏜۫ ᷼            ۫        ᷼⏜۫ ‌ 🪂‌‌⎯ꥇꥇּ ‌‌‌۪‌𖫴𖫰𖫲࣭@‌‌‌𝗙ևռ᤻ H𝗎‌ްᲮ