eitaa logo
𝗗𝘂𝘀𝗸
206 دنبال‌کننده
54 عکس
2 ویدیو
0 فایل
[در تقاطعِ خیال و واقعیت] -برخی‌نوشته‌‌ها از خودم‌ هستند-
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗗𝘂𝘀𝗸
هستی چه بود قصه‌ی پررنج و ملالی..؛
𝗗𝘂𝘀𝗸
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت.. "فریدون مشیری"
«که چی؟» این سوالی‌ست که حالا در همه‌چیز از خود می‌پرسم. تصور نمی‌کنم که به پوچی رسیده باشم اما خب دودستی هم به زندگی نچسبیده‌ام. خوشحال می‌شوم اما ذوق‌زده نه! هر دردی عادی‌ست و هر خنده‌ای عادی‌تر. شاید نهایت زندگی همین است. شاید بیهوده آن را در ذهنم عظمت دادم..؛
:)))))))))