eitaa logo
🍁لطفِ خدا🍁
516 دنبال‌کننده
13.6هزار عکس
8.1هزار ویدیو
73 فایل
گویی بازی ماروپله همان رسـم بندگـیست! هربار ڪه بافــریب شـیطان به طبقات پایین و سختیهای زندگی سـقوط‌ میکنی: نردبان🍁لطفِ خدا🍁برای بازگشت به جایگاه گذشته درڪنارتوست. ادمین: @E_D_60 ثبت نظرات: https://daigo.ir/secret/8120014467
مشاهده در ایتا
دانلود
میخوای عاشق خدا بشی؟! پس هر روز ۵ مورد از داشته‌هاتو در یك دفتر شکرگزاری بنویس. شکرگزاری کلید حالِ خوب و دشمن قسم خورده‌ی افسردگیه... به کانال 🍁لطفِ خدا🍁 بپیوندید @lotfe_khodaa
📸تصویری جدید و بسیار زیبا از به کانال 🍁لطفِ خدا🍁 بپیوندید @lotfe_khodaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃رمــان ... 🌸🍃 قسمت با خستگے نگاهم رو از ڪتاب گرفتم. _عاطے جمع ڪن بریم دیگہ مخم نمیڪشہ سرش رو تڪون داد،از ڪتابخونہ اومدیم بیرون و راهے خونہ شدیم. رسیدیم جلوے درشون، مادرم و خالہ فاطمہ رفتہ بودن ختم، قرار شد برم خونہ عاطفہ اینا، عاطفہ در رو باز ڪرد، وارد خونہ شدیم خواستم چادرم رو دربیارم ڪہ دیدم امین تو آشپزخونہ س، حواسش بہ ما نبود،سر گاز ایستادہ بود و آروم نوحہ میخوند! _ارباب خوبم ماہ عزاتو عشقہ،ارباب خوبم پرچم سیاتو عشقہ... چرا با این لحن و صدا مداح نمیشه!؟ خودآگاہ با فڪر یہ روضہ دونفرہ با چاے و صداے امین لخند نشست روے لبم! عاطفہ رفت سمتش. _قبول باشہ برادر! امین برگشت سمت عاطفہ خواست چیزے بگہ ڪہ با دیدن من خشڪ شد سریع بہ خودش اومد از آشپزخونہ بیرون رفت! سرم رو انداختم پایین،بہ بازوهاش نگاہ نڪردم! عاطفہ بلند گفت: _خب حالا دختر چهاردہ سالہ!نخوردیمت ڪہ یہ تے شرت تنتہ! روے گاز رو نگاہ ڪردم،املت میپخت،گاز رو خاموش ڪردم عاطفہ نگاهے بہ گاز انداخت و گفت: _حواسم نبود روزہ س! +چیز دیگہ اے نیست بخورہ؟ _چہ نگران داداش منے! با حرص ڪوبیدم تو بازوش،از تو یخچال یہ قابلمہ آورد،گذاشت رو گاز. _اینم آش رشتہ،نگرانیت برطرف شد هین هین؟ _بے مزہ! امین سر بہ زیر از اتاق بیرون اومد پیرهن آستین بلندے پوشیدہ بود،زیر لب سلام ڪرد و سریع رفت تو حیاط! عاطفہ مشغول چیدن سینے افطارش شد،چند دقیقہ بعد گفت: _بیین عاطے جونت چہ ڪردہ! نگاهے بہ سینے انداختم با تعجب بہ آش رشتہ اے ڪہ روش با ڪشڪ نوشتہ بود یا محمد امین نگاہ ڪردم! _این چیہ؟! _از تو ڪہ آب گرمے نمیشہ خودم دست بہ ڪار شدم! سینے رو برداشت و رفت حیاط امین روے تخت نشستہ بود و قرآن میخوند، سینے رو گذاشت جلوش. _امین ببین هانیہ چقدر زحمت ڪشیدہ! با تعجب نگاهش ڪردم بے توجہ بہ حالت صورتم بهم زبون درازے ڪرد دوبارہ گفت: _هانے باید یادم بدے چطور با ڪشڪ رو آش بنویسم! انگشت اشارہ م رو بہ نشونہ تهدید ڪشیدم زیر گلوم یعنے میڪشمت! با شیطنت نگاهم ڪرد و رفت داخل،خواستم دنبالش برم ڪہ امین صدام ڪرد: _هانیہ خانم! لبم رو بہ دندون گرفتم،برگشتم سمتش،سرش سمت من بود اما نگاهش بہ زمین،حتما با خودش میگفت چراغ سبز نشون میدہ!بمیرے عاطفہ! _ممنون لطف ڪردید! مِن مِن كنان گفتم: +ڪارے نڪردم،قبول باشہ! دیگہ نایستادم و وارد خونہ شدم،از پشت پنجرہ نگاهش ڪردم،زل زدہ بود بہ ڪاسہ آش و لبخند عمیقے روے لبش بود! لبخندے ڪہ براے اولین بار ازش میدیدم و دیدم همراہ لبخندش لب هاش حرڪت ڪرد به:یا محمد امین! ادامه دارد... 🌹شادے ارواح طیبہ شــہـــدا صلواٺ به قلم ✍؛لیلاسلطانی ══════°✦ ❃ ✦°══════ به کانال 🍁لطفِ خدا🍁 بپیوندید @lotfe_khodaa
🌸🍃رمــان ... 🌸🍃 قسمت مثل فنر بالا و پایین میپریدم، شهریار با تاسف نگاهم ڪرد و سرے تڪون داد! رو بہ مادرم گفت: _مامان بیا دخترتو جمع ڪن حالا انگار دڪترا گرفتہ! مادرم با جانب دارے گفت: _چے ڪار دارے دخترمو؟!بایدم خوش حال باشہ،معدل بیست اونم امسال چیز ڪمے نیست! براے شهریار زبون درازے ڪردم و دوبارہ نگاهے بہ ڪارنامہ م انداختم، میخواستم هرطور شدہ امین بفهمہ امتحان هام رو عالے دادم! صداے زنگ در اومد شهریار بہ سمت آیفون رفت. _هانیہ بدو قُلت اومد! با خوشحالے بہ سمت حیاط رفتم،عاطفہ اومد،قیافہ ش گرفتہ بود با تعجب رفتم سمتش! _عاطے چے شدہ؟! با لحن آرومے گفت: _ امتحانا رو خراب ڪردم میترسم خرداد بیوفتم! عاطفہ ڪسے نبود ڪہ بخاطرہ امتحان اینطور ناراحت بشہ،حتما چیزے شدہ بود! با نگرانے گفتم: _اتفاقے افتادہ؟ سرش رو بہ نشونہ منفے تڪون داد! شهریار وارد حیاط شد همونطور ڪہ بہ عاطفہ سلام ڪرد شالم رو داد دستم،حیاط دید داشت! سریع شالم رو سر ڪردم،نمیدونم چرا دلشورہ داشتم! نڪنہ براے امین اتفاقے افتادہ بود؟ با تردید گفتم: _براے امین اتفاقے افتادہ؟ _نہ بابا از من و تو سالم ترہ!هانیہ اومدم بگم فردا نمیام مدرسہ بہ معلما بگو! نگرانے و ڪنجڪاویم بیشتر شد،با عصبانیت گفتم: _خب بگو چے شدہ؟جون بہ لبم ڪردے! همونطور ڪہ بہ سمت در میرفت گفت: _گفتم ڪہ چیزے نیست حالا بعدا حرف میزنیم! در رو باز ڪرد،دیدم امین پشت درِ، نفس راحتے ڪشیدم! امین سرش رو انداخت پایین و گفت: _ڪجا رفتے؟بدو مامان ڪارت دارہ! امین سلام نڪرد!مثل همیشہ نبود! با تعجب نگاهشون ڪردم شاید مسئلہ خصوصے بود ولے مگہ من و عاطفہ خصوصے داشتیم؟! عاطفہ با بے حوصلگے گفت: _تازہ اومدم انگار از صبح اینجام! تعجبم بیشتر شد ڪم موندہ بود عاطفہ داد بڪشہ! امین با اخم نگاهش ڪرد،عاطفہ برگشت سمتم. _خداحافظ هین هین! هین هین گفتن هاش با انرژے نبود اصلا هین هین گفتن هاش مثل همیشہ نبود،یڪ دنیا حس بد اومد سراغم! با زبون لبم رو تر ڪردم. _خداحافظ! امین خواست در رو ببندہ ڪہ با عجلہ گفتم: _راستے سلام! تحمل بے توجهیش رو نداشتم،ڪمے دو دل بود دوبارہ نیت ڪرد در رو ببندہ،با پررویے و حس اعتماد بہ نفس ڪہ انگار مطمئن بودم جوابم رو میدہ گفتم: _جواب سلام .... نذاشت ادامہ بدم با لحنے سرد ڪہ از سرماے ڪلماتش تمام وجودم یخ بست گفت: _علیڪ سلام،جواب سلام واجبہ اما سلام ڪردن واجب نیست! صداے وحشتناڪ بستہ شدن در تو گوشم پیچید، باورم نمیشد این امین بود اینطور رفتار ڪرد!ذهنم از سوال هاے بے جواب درموندہ بود این امین،امینے نبود ڪہ با عشق گفت هانیہ!! ادامه دارد... 🌹شادے ارواح طیبہ شــہـــدا صلواٺ به قلم ✍؛لیلاسلطانی ══════°✦ ❃ ✦°══════ به کانال 🍁لطفِ خدا🍁 بپیوندید @lotfe_khodaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 1⃣ درمان سوختگی های سطحی : الف : مالیدن عسل ب : ژل آلوورا مداوم ج : سفیده تخم مرغ د : سیب زمینی رنده شده 🔸هرکدام از موارد بالا به تنهایی کفایت می کند. ضمنا وقتی از عسل استفاده می کنید مانع تاول زدن و گوشت اضافه آوردن می شود و در آینده هیچ ردی از سوختگی بجای نمی گذارد و ترمیم پوست سریع‌تر اتفاق می افتد . در ضمن به سرعت سوزش سوختگی را خوب می کند . 2⃣ درمان سوختگی های عمقی : استفاده از ترکیب 5 واحد روغن زیتون + 2 واحد عسل . 🔸به جای روغن زیتون می توان از کره گاوی یا روغن کنجد نیز استفاده کرد . 3⃣ درمان آفتاب سوختگی : مالیدن روغن زیتون 🔸جهت جلوگیری از آفتاب سوختگی و به عنوان ضد آفتاب می توان از ژل آلوئه ورا یا روغن زیتون قبل از بیرون رفتن از منزل استفاده کرد*. (روغن زیتون برخی از پوست‌ها را تیره می کند) به کانال 🍁لطفِ خدا🍁 بپیوندید @lotfe_khodaa
✍ترکیباتی که نباید با هم خورده شوند↯ 🔺گوشت با ماست ⚜شیر با میوه یا ترشی ⚜ماست با آب‌لیمو یا سرکه ⚜پنیر با بادام ⚜ماهی با تخم‌مرغ یا شیر ⚜سرکه با برنج ⚜خربزه با عسل 🔻ماست با ترب @lotfe_khodaa
﷽ از چیزی نگرانی؟ بگو: 🎀حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم 🎀گرفته میشی بگو: لااله الا الله ولا حول ولا قوه الا بالله 🎀ناراحتی؟ همیشه بگو: إنما أشکو بثی و حزنی لله 🎀در زندگیت موفق نیستی؟ بگو: و ما توفیقی إلا بالله علیه توکلت وإلیه أُنیب 🎀خوشحال نیستی؟ همیشه بگو: حسبی الله و نعم الوکیل 🎀از دنیاخسته ای؟ بگو: اللهم اجعل همی الاخره 🎀در کارهایت سختی میبینی؟ بگو: اللهم یسرلی اموری واشرح لی صدری 🎀دوست داری آرزویت برآورده شود؟همیشه بگو: استغفرالله واتوب الیه 🎀تو دلت از دست کسی ناراحتی؟ بگو: اللهم اجعلنی من کاظمین الغیظ والعافین عن الناس همیشه باخودت زمزمه کن، برای دوستانت بفرس و مرا از دعای خیرت محروم نکن ❤️ به کانال 🍁لطفِ خدا🍁 بپیوندید @lotfe_khodaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 🍁لطفِ خدا🍁
♥ 🌸🍃بوےبهشٺ‌ِ خدا، از حَرمش مےوزد 🍃🌸بوےبهشٺ‌ِ خدا بوےحُسين اسٺ و بس 🌸🍃رَحمٺ و لُطف و كَرَم،عِشق و صَفا در جهان 🍃🌸بخشش و جود و سَخا،خوےحسين اسٺ و بَس به کانال 🍁لطفِ خدا🍁 بپیوندید @lotfe_khodaa