این روزا تو یه شرایط خیلی بدی گیر افتادم که هیچ راهی برای انتخاب ندارم فقط باید تحمل کنم. نه عقب میتونم برم نه جلو، فقط باید صبر کنم
یه سری آثار هنری داشتم که با گل سرامیک ساختم مربوط به حداقل چهار سال پیش همشون گم و گور شدن یا از بین رفتن(😭) الان حتی عکساشونم ندارم واقعا ناراحتم
☕️
من روز اول شهادت آقا خیلی گریه کردم و فریاد زدم اما از روزای بعد سکوت بودم، دیگه گریم نمیومد و تو بهت و انکار بودم.
ولی خب گذشت و این روزا فقط کافیه عکسش رو ببینم، صداشو بشنوم، خاطراتش مرور بشه یا هر چیزی که منو یادش بندازه اونوقت فقط دنبال تنهایی میگردم که از گریه بمیرم.
قلبم میسوزه از اینکه بالاخره باور کردم رفته. شهید شده.