𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
و چقدر قشنگه تکرار اتفاقات قشنگ
تجربه ی دوباره ی خاطرات خوب با آدمها و مکان و موقعیت جدید
جالبه رها شدن از دغدغه هات و فقط بندگی کردن
چقدر قشنگه که کل حواس پرتی هارو دور بریزی و بری سراغ اصل ماجرا
امروز رفتم توی آزمایشگاه مدرسمون و داشتم از ذوق سکته میکردم🥲
کاش معلم پر شوقی واسه علوم داشتیم که میبردمون آزمایشگاه و میذاشت تجربی را به همون شیرینی که هس تجربه کنیم
چقدر خوب میشد اگه توی مدرسه کسی درگیر پرسش و امتحان و نمره نبود و فقط همه مشتاق بودن که یادبگیرن فقط درس بخونن که یاد بگیرن نه برای پرسش و امتحان...
چقدر درس خوندن لذت بخش میشد اگه واقعا همینطور بود🙂
توی دنیای ذهن من برای معلم ها نمره مهم نیست. دانش آموزا برای یاد گرفتن درس میخونن، برای علاقشون استعداد و توانایی هاشون.
توی دنیای ذهن من هیچ کس به خاطر نمره ی امتحان اشک نمیریزه.
توی دنیای ذهن من همه مشتاقن برای درک کردن اطرافشون نه برای گرفتن کارنامه ی بیست
اینها فقط دنیای ذهن منه. فکر نمیکنم بتونم روزی در دنیای ذهنم زندگی کنم...