تواضع سردار دلها❤️
زمانی که در جنوب شرق ماموریت داشتیم شب به یک پاسگاه ژاندارمری که روستا بود رفتیم و قرار بود صبح برای شناسایی حرکت کنیم.
آن شب به دلیل کمبود جا باید حدود ۱۴ نفر در یک اتاق می خوابیدیم در حالی که فقط یک تخت سربازی در اتاق بود.❗️
من به گمان اینکه سردار حاج قاسم سلیمانی برای استراحت به اتاق دیگری می رود قبل از ورود بقیه روی تخت دراز کشیدم.
زمانی حاج قاسم را در حال ورود به اتاق دیدم از جا بلند شدم اما حاج قاسم آمد داخل همان اتاق و از من خواست سر جایم دراز بکشم.
من با اصرار خواستم ایشان به جای من روی تخت بخوابند اما خطاب به من گفت من فرمانده تو هستم و به تو امر می کنم همانجا بخوابی.
آن شب حاج قاسم با وجود کمبود جا زیر تختی که من خوابیده بودم با سختی خوابید و به ما درس های بزرگی داد...
شهید مدافع حرم🕊🌹
#حاج_قاسم_سلیمانی
#مجنون
#به_یاد_شهدا
••به یاد شهدا🥀🌿••
https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
هر رفتی آمدی، و هر تلاش پایانی دارد.او رفت،شکنجه شد،تبعید شد، او هزارن بار زجر را تحمل کرد.
هزاران بار زجرآور که در نگاهش جز به لبخند تکیه نکرد،او رفت و رسید.
بخواهم زندگی یکی از مقام های بزرگ ایران را برایت روایت کنم جز به سادگی در کلامم نخواهی شنید .تلاشش بدون نتیجه نماند ،او گفت:سربازان من اکنون در گهواره ها هستند. ؛ مسخره اش کرنند اما نمی دانستند همین کودکان در گهواره ها روزی سرانجام ریشه کن اسرائیل و آمریکا و امثالهم خواهند بود .
روزها تلخ بود.تلخِ،تلخِ،تلخ .....
جلویش را گرفتند تا مبادا در پاریس و ترکیه تبلیغ اسلام را کند.
مبادا آنان را به مبارزه با طاغوت و طاغوتیان دعوت کند.
و بارها مبادا مبادا هایی از همین جنس .
اما او کار خودش ادامه داد رفت و رسید ،خودرا مؤظف به ادامه راه اسلام می دانست ،نمی خواست اسلام و دین در تاریکی نگاه خاندان اشرار شاه گم شود.
مبادا اسلامی که پیامبر به خاطرش چندین سال به همراه یاران همیشه با وفایش را در شعب ابوطالب گذراند بی ثمر بگذارد .
کسی که شب و روز زندگی اش پر بود از درد های یارانش .
کسی که شب ها نماز شبش و روزها استغفار روزانه اش اورا به اینجا رساند.
می دانم شاید باورش برایت کمی سخت باشد اما او کسی نبود به جز امام خمینی(ره).
بله درست است هر رفت رسیدنی دارد.
✍🏻مارال داوودی
#مجنون
#به_یاد_شهدا
••به یاد شهدا🥀🌿••
https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم ✨
بـا عَلی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم.🤝
به اندازه ارادتتان در جشن غدیر سهیم باشید 💚
شماره کارت جهت مشارکت 👇
5041721080115398اسعدی #گروه_دختران_نور ( روی شماره کارت بزنید ، کپی میشه) #به_یادشهدا https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تعالیٰ...
تو اعلیٰ...
#مجنون
#به_یاد_شهدا
••به یاد شهدا🥀🌿••
https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
❣﷽❣
🔆 #دوبیتی_حضرت_علی_ع
🔆 #صلوات_حضرت_علی_ع
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
آن ناد علی سینجلی را صلوات
آن شیر خدا شاه ولی را صلوات
بفرست اگر شیعه ی مخلص هستی
پیوسته ز جان و دل علی را صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بر صاحب ذوالفقارْ حیدر صلوات
بر وارث بر حق امامت صلوات
خواهی که خداوند گناهت بخشد
بفرست به این امام و رهبر صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
ای عاشق هدایت جمله ممکنات
وی طالب سعادت به حیات و به ممات
خواهی که شوی تو همنشین حیدر
پیوسته به لب دار تو ذکر صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بر شیر خدا و نطق قرآن صلوات
بر مرحم جمله ی یتیمان صلوات
خیر البشر است و شاه میدان نبرد
بر جان علی(ع) به جسم و با جان صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
برلحظه تعیین امامت صلوات
بر نقطه جوشش ولایت صلوات
بگرفت به دستِ خویشتن دست علی
کاین لحظه به تکمیل دیانت صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بر صاحبِ ذوالفقار و حیدر صلوات
آن شیر شجاع و میرِ لشکر صلوات
ســـــردارِ نبی؛ وصیِّ پیغمبـــرِ مــا
برجمله بشر، امیر و رهبر صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
در عید ولایت به امامت صلوات
برآیه تکمیل دیانت صلوات
از مرز غدیر تا نجف گفته اوست
برآل عبا تا به قیامت صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
شاهنشه لامکان ، مکان را صلوات
آن جان جهان ، جهان را صلوات
زیبنده زندگی جاوید علی ع است
آن مظهر حی مستعان را صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
به جمال ولی، جلی صلوات
به نکو یاورِ نبی صلوات
به گل بی مثالِ کعبه عشق
که بود مرتضی علی صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بیاد مظهر پر شوکت خدا صلوات
برای آنکه نشداز خدا، جدا صلوات
به نام پاک علی آن وصیِ ختم رسُل
که بود وردِ زبانش، خداخدا صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
به نور چهره مولای مؤمنین صلوات
به پیشوای خداجوی مسلمین صلوات
به شیر بیشه ایمان، علی ولی خدا
که بود خصم تمامی مشرکین صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بر چهره سرخ فام مولی صلوات
برسینه پر زشور غوغا صلوات
بر اشک یتیمان فرو خفته به غم
بر خوان تهی زنان و خرما صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
به علی فاتح خیبر صلوات
به علی شافع محشر صلوات
به علی همسر والای بتول
به علی ساقی کوثر صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
سیمای درخشان ولی را صلوات
آن چهره پاک منجلی را صلوات
گنجینه علم و حلم و ایمان و شرف
مرات خدانما علی را صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بر مولود کعبه از دل و جان صلوات
تقدیم به ارواح شهیدان صلوات
میلاد امیر مؤمنان آمده است
بفرست بر آن گوهر تابان صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
شاهنشه جمله اولیا را صلوات
آن صاحب تاج انّما را صلوات
داماد نبی زوج بتول غذرا
میر دو سرا ، شیر خدا را صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
ای شیعه مکن وحشت قبر و سکرات
تا حضرت مرتضی است کشتی نجات
در وقت سوالشان بگو با دو ملک
من شیع حیدرم به حیدر صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
ای شیعه بگو بلند و ممتد صلوات
تا که بشود راه بلا سد، صلوات
بر احمد و زهرا و علی و حسین
بر پنج تن آل محمد صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
به عید غدیر عید اکبر صلوات
بر چهره نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
گفتم که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست
گفتم حسنات ما فقط حب علیست
گفتا به جمالش صلواتی بفرست
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
عید است و هوا شمیم جنت دارد
نام خوش مرتضی حلاوت دارد
با عطرمحمدی و صلوات
این محفل ما عجب طراوت دارد
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
ای دوست اگر حُسن صفاتی داری
گنجینه نور و برکاتی داری
مجذوب ولایت علی خواهی شد
هرگاه که ذکر صلواتی داری
🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بر میم محمد و جمالش صلوات
بر عین علی و ذوالفقارش صلوات
بر دسته گل شاخه ی طوبی زهرا
قائم به محمد و کمالش صلوات
┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄
#اَللّهُمَّعَجِّلْلِوَلِيِّکَالْفَرَجَ
#اللَّهُمَّاشْفِکُلَّمَرِیض
#کانال_وگروه_تخصصی_نوای_ذاکرین
#اشعار_مذهبی
#نَشـــــــر=صَــــدَقِہ جاریِہ
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#شب اول محرم
#روضه حضرت مسلم علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
یارحمن ویا رحیم
ْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
♦️الا ای کوچه های تنگ و تاریک
♦️غروب عمر مسلم گشته نزدیک
♦️میا کوفه که اکبر نوجوان است
♦️علی اصغرت شیرین زبان است
♦️میا کوفه که زینب خوار گردد
♦️اسیر فرقه کفار گردد
⬅️شب اول،ببین عزتُ،هر كجا می خوان روضه ی حسین علیه السلام شروع كنن،با مسلم شروع می كنن،دروازه ورود به محرم روضه ی این آقاست،اولین شهید این هفتاد و دو نفر مسلم ِ،این عزت نیست؟این مزد نیست؟سلام خدا به این آقا،خیلی نمی خوام شب اول اذیتت كنم،اما دلم راضی نمی شه از شب اول بگذرم یه جوری گریه كنم،اگه امشب گفتند پاشو بساط خودتو جمع كن،خیلی این غزل جانسوزه من كه امروز روضه رو مرور می كردم،گفتم دیگه نمی خوای روضه بخونی،از بس كه این غزل،مرثیه حرفشو قشنگ می زنه،ببین این آقا چقدر غریب شده،خیلی سخته آقا غربت،اونم برای یه مرد،اونم تو یه شهر غریب
دل این شهر برای نفسم تنگ شده
جان من کوفه میا کوفه دلش سنگ شده
زبانحال مسلم با آقا و اربابشه،خیلی مسلم حسین رو دوست داشت،خیلی به آقا ابی عبدالله علاقه داشته،بی خود نیست به این درجه رسیده
شب اول محرم روضه برات بخونم همه اموات فیض ببرند
امام حسین(ع) مسلم را به کوفه فرستاد. چهار، پنج روزی که مسلم در کوفه بود هیجده هزار نفر با مسلم بیعت کردند. مسجد کوفه مسجد بزرگی است وقتی مسلم نماز می خواند تا دم در مسجد از جمعیت پر می شد. یک شب عبیدالله اعلام کرد هر کس اطراف مسلم باشد و از مسلم طرفداری کند دستگیرش می کنیم. مسلم بن عقیل نماز مغرب را خواند. بین نماز مغرب و عشاء پشت سرش را نگاه کرد، دید یک نفر هم پشت سرش نیست. همه رفته بودند. تمام مردم شهر مضطرب هستند. در شهر پخش شده بود که طرفداران مسلم را دستگیر می کنند یکی شوهرش خانه نیست می گفت: نکند شوهرم را گرفته باشند. یکی پسرش بیرون است.یکی برادرش نیست. مسلم کنار کوچه ای از استر پیاده شد و سرش را به دیوار گذاشت. زنی جلوی در نشسته بود. اسمش طوعه بود. او هم منتظر پسرش بود تا برگردد. دید آقایی از استر پیاده شد و سرش را به دیوار گذاشته است. گفت: آقاجان! چرا سرت را به دیوار خانه من گذاشتی؟ چرا به خانه ات نمی روی؟ دفعه سوم که زن سوال کرد، مسلم گفت: آب داری برای من بیاوری؟ زن رفت آب آورد. مسلم باز همانجا ایستاد. آن زن گفت: آقاجان! چرا به خانه ات نمی روی؟ صدا زد: مادر من خانه ندارم. زن گفت: شما کی هستی؟ گفت: من مسلم بن عقیل هستم.
مسلم آن شب را در خانه طوعه ماند. هنگام صبح پسر این زن به دارالامارة خبر داد در خانه آنهاست. عبدالله بن عباس با هفتاد سوار آمد و خانه را محاصره کردند. یک وقت زن آمد داخل اتاق صدا زد: آقاجان! مسلم بن عقیل! خانه را محاصره کردند. مثل اینکه فهمیده اند شما داخل خانه ما هستید. مسلم بن عقیل از خانه بیرون آمد سوار اسبش شد. شمشیر می زند و می کشد. دشمنان را روی زمین می ریزد. این بی انصافها دسته های نی را آتش زدند و از بالای بام بر سرش ریختند. همه بگویید: غریب مسلم! غریب مسلم!
بعد از پیکار عظیم مسلم را گرفتند. دست مسلم را به پشت سر بستند. او را به طرف دارالامارة آورند. وقتی عبیدالله رسید شروع کرد به گریه کردن. عبیدالله گفت: چرا گریه می کنی؟ کسی که در این کارها می افتد باید پیه کشته شدن هم به تنش بمالد. چرا گریه می کنی؟ صدا زد: عبیدالله! به خدا قسم اگر برای خودم . کشته شدن گریه کنم. گفت: پس برای چه گریه می کنی؟ گفت: دلم می سوزد که نامه نوشته ام تا حسین(ع) به کوفه بیاید. می ترسم امام حسین (ع) دست زن و بچه اش را بگیرد و به طرف شما مردم بی وفا بیاید.هنگامی که می خواستند او را بکشند فرمود: عبیدالله! سه وصیت دارم. اول وصیتم این است وقتی مرا کشید بدنم را روی خاکها نگذارید! مرا دفنم کنید. وصیت دومم این است که هفتصد درهم در کوفه قرض دارم، زره مرا بفروشید و قرضهایم را ادا کنید. یک وصیت دیگر هم دارم وآن اینکه دلم می خواهد یک نامه بنویسید که حسین(ع) نیاید. آی غریب حسین! حسین!... ا
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
۱۴۰۳/۳/۶
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
#روضه شب دوم محرم
#روضه امام حسین (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمان ویا رحیم
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ وَعَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللّٰهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللّٰهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيارَتِكُمْ، السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَعَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَعَلَىٰ أَوْلادِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلَىٰ أَصْحابِ الْحُسَيْنِ؛
🔶الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
🔶نه تنها سر، برایت بلکه از سر بهتر آوردم
🔶پی ابقایِ قَد قامَت، به ظهر روز عاشورا
🔶برای گفتن اللّهاکبر، اکبر آوردم...
🔶علی را در غدیر خم، نبی بگرفت روی دست
🔶ولی من روی دست خود، علی اصغر آوردم
🔶اگر با کشتن من دین تو جاوید میگردد
🔶برای خنجر شمر ستمگر، حنجر آوردم
🔶برای آنکه قرآنت نگردد پایمال خصم
🔶برای سُمّ مرکبها، خدایا پیکر آوردم
🔶علی، انگشتر خود را به سائل داد اما من
🔶برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم...
⬅️آجر ومزده همه شما برادران و خواهران و عزاداران با بی بی دو عالم فاطمه زهرا(س) انشاالله در هرگوشه ازاین مجلس ومحفل نشسته آید به آبروی ابا عبدالله حاجت روا بشید شفای همه مریض ها انشاالله شب دوم محرم است عزیزان کسانی دربین من شما بودند که در سالهای گذشته برای ابا عبدالله عزاداری می کردند اما امسال جایشان دربین ما خالیست انشاالله روحشان ازاین مجلس ومحفل فیض ببرند
قافله ابی عبد الله روز به روزدارد نزدیک کربلا میاد ، قربان قافله و سر نشینان این قافله ، علمدار این قافله عباس (حاجت دارها ، درد دارها)قافله سالار حسین فاطمه است ، این قافله علی اکبر دارد ، این قافله علی اصغر دارد ، این قافله قاسم و عون و جعفر دارد ، این قافله شیر زنی مثل زینب کبری دارد .اما عزاداران حسینی
مثل فردایی یعنی روز دوم محرم
کاروان حسینی به سرزمین کربلا رسیدن ابی عبدالله فرمودند
نام این سرزمین چیه؟
عرضه داشتند آقاجان
به این سرزمین قاضریه میگن..
آقا فرمود آیا این سرزمین نام دیگری هم دارد گفتند بله آقا جان
به این سرزمین نینوا هم میگن.اقا ابا عبدالله یکی یکی اسم ها را گفتند
اما ابی عبدالله هنوز به اسمی که میخواد نرسیده.
حضرت فرمودند آیا نام دیگه ای هم داره یانه؟آقا جان به این سر زمین کربلا هم میگن تا آقا نام کربلا را شنید صدا زد
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ
(خدایا به تو پناه مىبرم از اندوه و بلا)
اینجا همون سرزمینیه که.
جدم رسول خدا بهم خبر داده بود.
از مرکبهاتون پیاده بشید همینجا منزلگه ماست...
اینجا همون جاییکه خون ما ریخته می شود
اینجا محل دفن ماست
🔸بار بگشائید کاینجا از عذاب
🔸میشود لبها کبود از قحط آب
مردم... اینجا همونجاییکه.است که
دستهای عباسم رو قطع میکنند.
اینجا همونجاییکه علی اکبرم قطعه قطعه میکنند...
اینجا همونجاییکه علی اصغرمو با تیر سه شعبه پرپر میکنند.
نميدونم وقتی خانم زینب کبری فهمید به کربلا رسیدند...
چه حالی پیدا کرد...
اومد کنار برادرش حسین صدا زد حسین جان..
نمی دونم چرا وقتی به این سرزمین رسیدیم.دنیای از غم وغصه به دل من نشسته حسین جان برادر مگر این جا کجاست.
🔸خواهرم زینب اینجا زمین کربلاست
آماده ای بگم یا نه...
امشب برات کربلات رو از آقا بگیری...
🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست
🔸این زمین غصه و درد و بلاست
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
آماده باش زینبم...
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
🔸در همین ده روز پیرت میکنند
زینبم... طاقت داری بگم یا نه...
🔸می برن اینجا گلو و حنجرم
🔸پیش تو بر روی نی، آید سرم
یکدفعه صدای ناله ی خانم زینب کبری بلند شد...
چی میگی برادر..حسین جان
جلوی من از مردن حرف میزنی...
مگه نمیدونی..برادر من یک لحظه طاقت دوری تورا ندارم
زینب بدون تو برادر میمیره...
ابی عبدلله خواهر رو آروم کرد...
اصلا هر کجا زینب بی تاب میشد...
ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد...
دلداریش میداد...
اینجا یک جایی بود که زینبش رو آروم کرد...یک جای دیگر هم روز عاشورا بود که آقا می خواست بره میدان گفت خواهرم زینب خداحافظ من هم رفتم بی بی زینب فرمودند برادر خواهرت را تنها می گذاری اقا
فرمودند خواهرم زینب تازمانی که صدای تکبیر من می یاد بدان من هنوز زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد
🔷همه از خیمه ها بیرون دویدند
🔷ولی سالار زینب را ندیدند
حسین آرام جانم..حسین روح وروانم
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
احمد بهزادی
التماس دعا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
#روضه حضرت رقیه (ع)
#شب سوم محرم
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
یا صاحب الزمان
⬅️اجرومزده شما برادران و خواهران عزاداران با بی بی دو عالم فاطمه زهرا(س) انشاالله به آبروی نازدانه ابا عبدالله حضرت رقیه درهرگوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته اید حاجت روا بشید شفای همه مریض ها انشاالله همه اموات فیض ببرند
🔸طفل ویرانه شدن زار شدن هم دارد
🔸قد خم دست به دیوار شدن هم دارد
🔸تا صدای لبت آمد لبم از خواب پرید
🔸سر تو ارزش بیدار شدن هم دارد
🔸عقب افتادن این چند شب از عاطفه ات
🔸این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد
🔸بی سبب نیست که با دست به دنبال توام
🔸چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد
🔸دخترت نیستم از طشت رهایت نکنم
🔸دختر شاه فداکار شدن هم دارد
🔸معجری را که تو از مکه خریدی بردند
🔸موی آشفته گرفتار شدن هم دارد
⏪عزاداران شب سوم محرم می دونم گرفتاری مریض داری حاجت داری امشب دامن سه ساله امام حسینو بگیر با آن دستهای کوچکش خیلی گره های بزرگی را باز می کنه امشب امام حسینو به صورت سیلی خورده دخترش قسم بده بگو آقاجان به امیدی آمدیم دیگه دست خالی ردمان نکنی حالا
دلها را ببریم خرابه شام ، برای دختر سه ساله ابی عبدالله گریه کنیم ، بیاد آن لحظه ای که از خواب بیدار شد ، بهانه بابا گرفت ، به اطراف خرابه نگاه کرد دید خبری نیست ، خودش را به عمه رسانید .
صدا زد عمه : الان سرم روی دامن بابایم بود مرا نوازش می کرد ، بابایم کجا رفت ؟ هر چه کردند این دختر سه ساله را آرام کنند نشد .
🔻دل سنگ آب شد از گریه تو گریه مکن
🔻عمه بی تاب شد از گریه تو گریه مکن
عاشقان حرم رقیه ، شما می دانید رسم است اگر یک بچه کوچکی بهانه بابا بگیرد او را نوازش می کنند ، برایش اسباب بازی می آورند آرامش می کنند کجای عالم رسم است برای طفل سه ساله که بهانه بابا بگیرد سر بریده بابایش را بیاورند ، سر بابایش را آوردند خیره خیره نگاه کرد ، سر بابا را بغل گرفت صدا زد :
چه بلایی سرت آوردن...بابا.
🔸سر و روی پدر را پاک می کرد
🔸برایش عقده ی دل باز می کرد
صدا زد بابای خوبم....
🔸به قربان سر نورانی تو
🔸چرا خون ریزد از پیشانی تو
🔸رخ من نیلی از سیلی است بابا
🔸لبان تو چرا نیلی است بابا
بابا کی با چوب به لب و دندانت زده..
اما میخام بگم.
بابای خوبم...
🔸تو از چوب جفا داری نشانه
🔸مرا باشد نشان از تازیانه
اگه با چوب به لب و دندان تو زدن.
اما به منم تازیانه زدن
🔸مرا باشد نشان از تازیانه..
بابا دیگه طاقت تازیانه ندارم.
طاقت سیلی خوردن ندارم.
طاقت سنگ خوردن ندارم.
🔸ز تو دارم تمنا جان بابا
🔸مرا با خود ببر در نزد زهرا
حسین آرام جانم..حسین روح وروانم
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
۱۴۰۳/۳/۷
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#شب اول محرم
#روضه حضرت مسلم علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
یارحمن ویا رحیم
ْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
♦️الا ای کوچه های تنگ و تاریک
♦️غروب عمر مسلم گشته نزدیک
♦️میا کوفه که اکبر نوجوان است
♦️علی اصغرت شیرین زبان است
♦️میا کوفه که زینب خوار گردد
♦️اسیر فرقه کفار گردد
⬅️شب اول،ببین عزتُ،هر كجا می خوان روضه ی حسین علیه السلام شروع كنن،با مسلم شروع می كنن،دروازه ورود به محرم روضه ی این آقاست،اولین شهید این هفتاد و دو نفر مسلم ِ،این عزت نیست؟این مزد نیست؟سلام خدا به این آقا،خیلی نمی خوام شب اول اذیتت كنم،اما دلم راضی نمی شه از شب اول بگذرم یه جوری گریه كنم،اگه امشب گفتند پاشو بساط خودتو جمع كن،خیلی این غزل جانسوزه من كه امروز روضه رو مرور می كردم،گفتم دیگه نمی خوای روضه بخونی،از بس كه این غزل،مرثیه حرفشو قشنگ می زنه،ببین این آقا چقدر غریب شده،خیلی سخته آقا غربت،اونم برای یه مرد،اونم تو یه شهر غریب
دل این شهر برای نفسم تنگ شده
جان من کوفه میا کوفه دلش سنگ شده
زبانحال مسلم با آقا و اربابشه،خیلی مسلم حسین رو دوست داشت،خیلی به آقا ابی عبدالله علاقه داشته،بی خود نیست به این درجه رسیده
شب اول محرم روضه برات بخونم همه اموات فیض ببرند
امام حسین(ع) مسلم را به کوفه فرستاد. چهار، پنج روزی که مسلم در کوفه بود هیجده هزار نفر با مسلم بیعت کردند. مسجد کوفه مسجد بزرگی است وقتی مسلم نماز می خواند تا دم در مسجد از جمعیت پر می شد. یک شب عبیدالله اعلام کرد هر کس اطراف مسلم باشد و از مسلم طرفداری کند دستگیرش می کنیم. مسلم بن عقیل نماز مغرب را خواند. بین نماز مغرب و عشاء پشت سرش را نگاه کرد، دید یک نفر هم پشت سرش نیست. همه رفته بودند. تمام مردم شهر مضطرب هستند. در شهر پخش شده بود که طرفداران مسلم را دستگیر می کنند یکی شوهرش خانه نیست می گفت: نکند شوهرم را گرفته باشند. یکی پسرش بیرون است.یکی برادرش نیست. مسلم کنار کوچه ای از استر پیاده شد و سرش را به دیوار گذاشت. زنی جلوی در نشسته بود. اسمش طوعه بود. او هم منتظر پسرش بود تا برگردد. دید آقایی از استر پیاده شد و سرش را به دیوار گذاشته است. گفت: آقاجان! چرا سرت را به دیوار خانه من گذاشتی؟ چرا به خانه ات نمی روی؟ دفعه سوم که زن سوال کرد، مسلم گفت: آب داری برای من بیاوری؟ زن رفت آب آورد. مسلم باز همانجا ایستاد. آن زن گفت: آقاجان! چرا به خانه ات نمی روی؟ صدا زد: مادر من خانه ندارم. زن گفت: شما کی هستی؟ گفت: من مسلم بن عقیل هستم.
مسلم آن شب را در خانه طوعه ماند. هنگام صبح پسر این زن به دارالامارة خبر داد در خانه آنهاست. عبدالله بن عباس با هفتاد سوار آمد و خانه را محاصره کردند. یک وقت زن آمد داخل اتاق صدا زد: آقاجان! مسلم بن عقیل! خانه را محاصره کردند. مثل اینکه فهمیده اند شما داخل خانه ما هستید. مسلم بن عقیل از خانه بیرون آمد سوار اسبش شد. شمشیر می زند و می کشد. دشمنان را روی زمین می ریزد. این بی انصافها دسته های نی را آتش زدند و از بالای بام بر سرش ریختند. همه بگویید: غریب مسلم! غریب مسلم!
بعد از پیکار عظیم مسلم را گرفتند. دست مسلم را به پشت سر بستند. او را به طرف دارالامارة آورند. وقتی عبیدالله رسید شروع کرد به گریه کردن. عبیدالله گفت: چرا گریه می کنی؟ کسی که در این کارها می افتد باید پیه کشته شدن هم به تنش بمالد. چرا گریه می کنی؟ صدا زد: عبیدالله! به خدا قسم اگر برای خودم . کشته شدن گریه کنم. گفت: پس برای چه گریه می کنی؟ گفت: دلم می سوزد که نامه نوشته ام تا حسین(ع) به کوفه بیاید. می ترسم امام حسین (ع) دست زن و بچه اش را بگیرد و به طرف شما مردم بی وفا بیاید.هنگامی که می خواستند او را بکشند فرمود: عبیدالله! سه وصیت دارم. اول وصیتم این است وقتی مرا کشید بدنم را روی خاکها نگذارید! مرا دفنم کنید. وصیت دومم این است که هفتصد درهم در کوفه قرض دارم، زره مرا بفروشید و قرضهایم را ادا کنید. یک وصیت دیگر هم دارم وآن اینکه دلم می خواهد یک نامه بنویسید که حسین(ع) نیاید. آی غریب حسین! حسین!... ا
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
۱۴۰۳/۳/۶
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
#روضه شب دوم محرم
#روضه امام حسین (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمان ویا رحیم
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ وَعَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللّٰهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللّٰهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيارَتِكُمْ، السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَعَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَعَلَىٰ أَوْلادِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلَىٰ أَصْحابِ الْحُسَيْنِ؛
🔶الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
🔶نه تنها سر، برایت بلکه از سر بهتر آوردم
🔶پی ابقایِ قَد قامَت، به ظهر روز عاشورا
🔶برای گفتن اللّهاکبر، اکبر آوردم...
🔶علی را در غدیر خم، نبی بگرفت روی دست
🔶ولی من روی دست خود، علی اصغر آوردم
🔶اگر با کشتن من دین تو جاوید میگردد
🔶برای خنجر شمر ستمگر، حنجر آوردم
🔶برای آنکه قرآنت نگردد پایمال خصم
🔶برای سُمّ مرکبها، خدایا پیکر آوردم
🔶علی، انگشتر خود را به سائل داد اما من
🔶برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم...
⬅️آجر ومزده همه شما برادران و خواهران و عزاداران با بی بی دو عالم فاطمه زهرا(س) انشاالله در هرگوشه ازاین مجلس ومحفل نشسته آید به آبروی ابا عبدالله حاجت روا بشید شفای همه مریض ها انشاالله شب دوم محرم است عزیزان کسانی دربین من شما بودند که در سالهای گذشته برای ابا عبدالله عزاداری می کردند اما امسال جایشان دربین ما خالیست انشاالله روحشان ازاین مجلس ومحفل فیض ببرند
قافله ابی عبد الله روز به روزدارد نزدیک کربلا میاد ، قربان قافله و سر نشینان این قافله ، علمدار این قافله عباس (حاجت دارها ، درد دارها)قافله سالار حسین فاطمه است ، این قافله علی اکبر دارد ، این قافله علی اصغر دارد ، این قافله قاسم و عون و جعفر دارد ، این قافله شیر زنی مثل زینب کبری دارد .اما عزاداران حسینی
مثل فردایی یعنی روز دوم محرم
کاروان حسینی به سرزمین کربلا رسیدن ابی عبدالله فرمودند
نام این سرزمین چیه؟
عرضه داشتند آقاجان
به این سرزمین قاضریه میگن..
آقا فرمود آیا این سرزمین نام دیگری هم دارد گفتند بله آقا جان
به این سرزمین نینوا هم میگن.اقا ابا عبدالله یکی یکی اسم ها را گفتند
اما ابی عبدالله هنوز به اسمی که میخواد نرسیده.
حضرت فرمودند آیا نام دیگه ای هم داره یانه؟آقا جان به این سر زمین کربلا هم میگن تا آقا نام کربلا را شنید صدا زد
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ
(خدایا به تو پناه مىبرم از اندوه و بلا)
اینجا همون سرزمینیه که.
جدم رسول خدا بهم خبر داده بود.
از مرکبهاتون پیاده بشید همینجا منزلگه ماست...
اینجا همون جاییکه خون ما ریخته می شود
اینجا محل دفن ماست
🔸بار بگشائید کاینجا از عذاب
🔸میشود لبها کبود از قحط آب
مردم... اینجا همونجاییکه.است که
دستهای عباسم رو قطع میکنند.
اینجا همونجاییکه علی اکبرم قطعه قطعه میکنند...
اینجا همونجاییکه علی اصغرمو با تیر سه شعبه پرپر میکنند.
نميدونم وقتی خانم زینب کبری فهمید به کربلا رسیدند...
چه حالی پیدا کرد...
اومد کنار برادرش حسین صدا زد حسین جان..
نمی دونم چرا وقتی به این سرزمین رسیدیم.دنیای از غم وغصه به دل من نشسته حسین جان برادر مگر این جا کجاست.
🔸خواهرم زینب اینجا زمین کربلاست
آماده ای بگم یا نه...
امشب برات کربلات رو از آقا بگیری...
🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست
🔸این زمین غصه و درد و بلاست
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
آماده باش زینبم...
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
🔸در همین ده روز پیرت میکنند
زینبم... طاقت داری بگم یا نه...
🔸می برن اینجا گلو و حنجرم
🔸پیش تو بر روی نی، آید سرم
یکدفعه صدای ناله ی خانم زینب کبری بلند شد...
چی میگی برادر..حسین جان
جلوی من از مردن حرف میزنی...
مگه نمیدونی..برادر من یک لحظه طاقت دوری تورا ندارم
زینب بدون تو برادر میمیره...
ابی عبدلله خواهر رو آروم کرد...
اصلا هر کجا زینب بی تاب میشد...
ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد...
دلداریش میداد...
اینجا یک جایی بود که زینبش رو آروم کرد...یک جای دیگر هم روز عاشورا بود که آقا می خواست بره میدان گفت خواهرم زینب خداحافظ من هم رفتم بی بی زینب فرمودند برادر خواهرت را تنها می گذاری اقا
فرمودند خواهرم زینب تازمانی که صدای تکبیر من می یاد بدان من هنوز زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد
🔷همه از خیمه ها بیرون دویدند
🔷ولی سالار زینب را ندیدند
حسین آرام جانم..حسین روح وروانم
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
احمد بهزادی
التماس دعا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀