eitaa logo
بـہ یاد شـھـدا🥀🌿🇵🇸🇮🇷
80 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
803 ویدیو
4 فایل
مآگُم‌‌شُدِگآنـیم‌‌‌کِه‌اَندَرخَم‌دُنیآ؛ تَنهآهُنَرمآست‌کِه‌مَجنون‌حُسِینیم(: https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97 لینک کانال:👆🏻 کپی ؟حلالت..خواستی صلوات بفرست مؤمــــن🕊️
مشاهده در ایتا
دانلود
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥⬅️زشته آقایان، زشته انگشت اتهام رو سمت خودمون بگیریم در قضیه ترور شهید !!! ••به یاد شهدا 🌿🥀•• https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الهی که هرکی یه بار این روزارو ببینه مسیر خوب زندگیم مسیر اربعینه حرکت مردم بصره به سمت کربلا ••به یاد شهدا 🌿🥀•• https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوباره خبر رسید که که یه لاله پرکشید🥀 کوچه مشکی شد براش.... سالروز اسارت سرافراز یاد و خاطرشون مانا 🕊️اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم🕊️ ‌ ••به یاد شهدا 🌿🥀•• https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
هفت سال گذشت... ‌ به نام نامی سَر بسمه تعالی سَر بلند مرتبه پیکر بلند بالا سَر ‌ مردادماه ‌۱۳۹۴ سالروز اسارت شهید محسن حججی توسط نیروهای داعشی ‌ ••به یاد شهدا 🌿🥀•• https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️روایت رهبرانقلاب از یک مورخ اسرائیلی: پروژه صهیونیستی نفس‌های آخرخود را می‌کشد ••به یاد شهدا 🌿🥀•• https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
نه حال جنگ با زمانه مرا مانده نه صلحی سپرده ام به نجف تا علی چه حکم نماید! 🥀🍃 https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
🦋💐💚💐 💐💚💐🦋 رمان شب 21 "استقامت" 🔹اول اصلا نشناختمش ... چشمش که بهم افتاد رنگش پرید... لب هاش می لرزید ... چشم هاش پر از اشک شده بود... اما من بی اختیار از خوشحالی گریه می کردم ...😭 💢 از خوشحالی زنده بودن علی ... فقط گریه می کردم ... اما این خوشحالی زیاد طول نکشید ... 🔹اون لحظات و ثانیه های شیرین ... جاش رو به شوم ترین لحظه های زندگیم داد ... قبل از اینکه حتی بتونیم با هم صحبت کنیم ... شکنجه گرها اومدن تو ... ⭕️ من رو آورده بودن تا جلوی چشم های علی شکنجه کنن ... 💢 علی هیچ طور حاضر به همکاری نشده بود ... سرسخت و محکم استقامت کرده بود ... و این ترفند جدیدشون بود.😒 🔹اونها، من رو جلوی چشم های علی شکنجه می کردن ... و اون ضجه می زد و فریاد می کشید ... صدای یازهرا گفتنش یه لحظه قطع نمی شد ... 🔹با تمام وجود، خودم رو کنترل می کردم ... می ترسیدم ... می ترسیدم حتی با گفتن یه آخ کوچیک ... دل علی بلرزه و حرف بزنه ... 🔸 با چشم هام به علی التماس می کردم ... و ته دلم خدا خدا می گفتم ... نه برای خودم ... نه برای درد ... نه برای نجات مون ... به خدا التماس می کردم به علی کمک کنه ... التماس می کردم مبادا به حرف بیاد ... التماس می کردم که ... 💢 بوی گوشت سوخته بدن من ... کل اتاق رو پر کرده بود ... 📝(نوشته همسر وفرزند شهید سیدعلی حسینی)🥀 ••به یاد شهدا 🌿🥀•• https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97
🦋💐💚💐 💐💚💐🦋 رمان شب 22 "علی زنده است" 🔹 ثانیه ها به اندازه یک روز ... و روزها به اندازه یک قرن طول می کشید ... ما همدیگه رو می دیدیم ... ⭕️ اما هیچ حرفی بین ما رد و بدل نمی شد ... از یک طرف دیدن علی خوشحالم می کرد ... 🔸 از طرف دیگه، دیدنش به مفهوم شکنجه های سخت تر بود ... هر چند، بیشتر از زجر شکنجه ... درد دیدن علی توی اون شرایط آزارم می داد ... فقط به خدا التماس می کردم. - خدایا ... حتی اگر توی این شرایط بمیرم برام مهم نیست😢 به علی کمک کن طاقت بیاره ... علی رو نجات بده ... ✅ بالاخره به خاطر فشار تظاهرات و حرکت های مردم ... شاه مجبور شد یه عده از زندانی های سیاسی رو آزاد کنه ... منم جزء شون بودم ... ⭕️ از زندان، مستقیم من رو بردن بیمارستان ... قدرت اینکه روی پاهام بایستم رو نداشتم ... تمام هیکلم بوی ادرار ساواکی ها ... و چرک و خون می داد ... 🌷 بعد از 7 ماه، بچه هام رو دیدم ... پدر و مادر علی، به هزار زحمت اونها رو آوردن توی بخش ... تا چشمم بهشون افتاد...اینها اولین جملات من‌ بود... 💢 علی زنده هست...😭 من علی رو دیدم...علی زنده ست... بچه هام رو بغل کردم ... فقط گریه می کردم ... همه مون گریه می کردیم ...😭 📝(نوشته همسر وفرزند شهید سیدعلی حسینی)🥀 ••به یاد شهدا 🌿🥀•• https://eitaa.com/joinchat/3547398810C063adc7b97