آتش
من خودم را پرت خواهم کرد روی علفها. برف خواهد بارید و دفنم خواهد کرد، و بعدها از حدقهٔ چشمانم گلهایی خواهند رویید که باعث خشم کسانی خواهند شد که مرگ را به شعر ترجیح میدهند.
𝐝𝐞𝐚𝐫: @sour_cherrys
خاک
از همه وحشتناکتر این بود که فهمیدم تابهحال ندانستهام کیستم، خود را نشناخته بودم و از این پس هم نخواهم شناخت.
𝐝𝐞𝐚𝐫:https://eitaa.com/sobhanallahhhhh
باد
مانندِ شعری که در عهدِ شکوفاییِ ادبی سروده شده،
ظریفم، اما عمیق؛ و شکننده، اما از جنسِ فولادِ آبدیده.
𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/saraB612
آب
در زیر خروار ها افکار که گریبان مرا گرفته اند، سایه می افکند بر روح عریان من پرتوهای آفتاب، میسوزاند تنم را و مژده میدهد مهتاب، تجلی روحم را، آنجا که ماه طواف میکند معشوق خود را
𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/DoctorAsalHarkness،
آتش
نفرت دارم از من بودن، خویش، آدمی بودن.. نفرتم آنچنان خانمان سوز است که آشکارا اجزا، ماهیتم و اندیشه هایم همگی در قالب نحسیت گریبان مرا گرفته و روحم را عریان میکنند.
𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/FMdaily