eitaa logo
ᬉآخرین نوشته های اوᬉ
65 دنبال‌کننده
40 عکس
6 ویدیو
0 فایل
آخرین چیزی که به جای خواهم گذاشت، نوشته هاییست که خط به خط آن بر من گذشت.
مشاهده در ایتا
دانلود
باد من فقط بلدم بنویسم و داستان تعریف کنم. کسی به من یاد نداده چطور با خودم حرف بزنم یا از زندگی در برابر مرگ محافظت کنم. می‌نویسم چون نمی‌خواهم به یاد بیاورم دعا کردن یا نفرین چگونه است. 𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/fairypapers
آب در آزادی توخالی خودم فرومی‌رفتم. زندانی نبودم. آزادی توخالی یعنی وضعیتی که در آن آدم هر لحظه می‌داند آزادی چه می‌تواند باشد، چون آن را ندارد. آزادی توخالی درد دارد و حزن‌انگیز است. 𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/joinchat/1704461871C762a20b8b9
خاک زیاد دانستن تو را کشت. این کلمه‌ها تو را به دیوانگی جدیدی هُل می‌دهند. 𝐝𝐞𝐚𝐫: لیمو عمانی
خاک من که تمام زندگی‌ام را صرف مهار سایه‌هایم کرده‌ام، امروز خودم طعمۀ سایه‌ها شده‌ام و باید با آن‌ها بجنگم. 𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/idontknowmyself
آب قلب من دیگر آرامش ندارد. اگرچه واقعیت این است که هرگز نداشته. 𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/Supernatural1
هوا هر دقیقه برای خودم تکرار میکردم: 《حالا رسیده ام به انتهای سفر، در زندانم، در لنگرگاهی که مدت طولانی، سال‌های دراز را باید در آن بگذرانم. این هم گوشه ای که به من اختصاص داده شده! با قلبی گرفته، آکنده از ترس و بی اعتمادی…کسی چه میداند پس از گذشت سالها، شاید با تاسف این جا را ترک کنم! 》 𝐝𝐞𝐚𝐫: https://eitaa.com/soccoot_M