eitaa logo
محمد مهدی طباخیان
6.8هزار دنبال‌کننده
592 عکس
628 ویدیو
6 فایل
وظیفه ما اینجا نشر معارفی از سیره اهل بیت ع و تاریخ زندگی ایشان است. دانشجوی دکتری تاریخ اسلام . دانشگاه تربیت مدرس ما را در جریان دیدگاههای خود قرار دهید. مدیر کانال: @Kazem_mosavi 09208828742 صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/mahdi_tabakhian
مشاهده در ایتا
دانلود
kooye mohabat.mp3
12.43M
سخنرانی| باموضوع: یکی از رسالتهای اصلی و علیهماالسلام ؛ بیان اعتقادات مگوی شیعه ▪️حجت الاسلام طباخیان شهادت‌ علیه‌‌السلام 📺 پنجشنبه‌هفدهم‌خرداد‌‌۱۴۰۳ شب‌شهادت https://eitaa.com/m_mahdi_tabakhian
سلام علیکم مهلت ثبت نام دوره فقط تا امشب دوستانی که باهاشون تماس گرفته نشده به آیدی زیر پیام بدهند🌹 @Kazem_mosavi
محمد مهدی طباخیان
خیلی از دوستان جویای ادامه سیر ارائه شده در زمینه سیره سیاسی اجتماعی امام رضا علیه السلام بودند که ب
آخرین و هشتمین جلسه سیره علیه السلام در بیان اهداف حضرت علی الرضا علیه السلام از پذیرش ولایتعهدی مامون عباسی 👇👇👇👇👇
📣 سلام و شب بخیر با توجه به استقبال عزیزان و درخواست بعضی دوستان مبنی بر تمدید ثبت نام دوره «چه شد که علی علیه السلام خلیفه نشد؟» طی گفتگویی با مجموعه ، بنا شد، تا شنبه زمان ثبت نام دوره تمدید شود.
عید مبارک... ازدواج علیه السلام و اطهر سلام الله علیها... به وقت برنامه
محمد مهدی طباخیان
📣 سلام و شب بخیر با توجه به استقبال عزیزان و درخواست بعضی دوستان مبنی بر تمدید ثبت نام دوره «چه شد ک
موسوی هستم ادمین: ثبت نام اولیه دوستانی که فرم رو پر کردند انجام شد و براشون پیامک آمد‌✅ دوستانی که پیامک دریافت نکردند پیامک تبلیغاتی خود را بستند❌ جهت ثبت نام نهایی نام و نام خانوادگی خود را به آیدی زیر ارسال کنند (فقط عزیزانی که فرم رو پر کردند): @Kazem_mosavi
ما آخوندها آچار فرانسه نیستیم... از صبح روز پر مشغله ای رو پشت سر گذاشتم، و بی وقفه برای نماز مغرب خودم را به منبر یک مسجد رساندم. با حرارت از این که ازدواج با زهرای اطهر ع فضیلتی بی مثال برای ع است، گفتم. از این که خود حضرت در نامه به معاویه این ازدواج را در زمره بزرگترین فضائل خودشان و هم عرض اخوت با رسول اکر ص برمیشمرند و امام سجاد هم بر این مطلب به عنوان فضیلت جد مطهرشان تاکید میکنند. و خلاصه در حاشیه این مطلب و تاکیدات گسترده امیر بر معرفی این فخر شاهد آوردم . و در مقدمه از یک جریان خزنده اجتماعی گفتم که بنای مصادره برخی مناسبتهای مذهبی را دارند تا در مقابل انقلاب بایستند. خلاصه همه توانم را جمع کردم و با آخرین نفسهای موجود آخرین کلمات را گفتم. بی رمق از منبر پایین نیامده، پیرمردی از انتهای مسجد، جمعیت را شکافت و همچو شیر ژیان غرش کنان به سمت من که انگار صید او بودم گام برداشت. رسیده و نرسیده صدا بلند کرد که تو غلط کردی به جای تشویق به ازدواج و گفتن فضائل ازدواج و النکاح السنتی، یک مشت دری وری تاریخی سر هم کردی. شانه اش را بوسیدم و عذرخواستم، اما راضی نشد، میگفت از من عذرخواه از خدا بخواه، گفتم چشم توبه میکنم، انگار آرامشم بیشتر بهمش میریخت، فریاد میزد تو بیجا میکنی وقتی حرف بلد نیستی منبر را اشغال و وقت ما را ضایع میکنی. خلاصه در رفتم ولی بین مسیر اندیشیدم چرا ما کاری کردیم که در نگاه مردم مرغ عزا و عروسی هستیم! به هر مناسبتی باید چیزی سرهم کنیم! ملی و مذهبی! خب عزیزجان من تاریخ بلدم، اگر بدرد این جلسه نمیخورم دعوت نکنید! آقا بخدا ما آچار فرانسه نیستیم!