هدایت شده از خبرگزاری فارس
حلقه محاصره تنگتر میشود
🔹روز ششم محرم سال ۶۱ هجری، کربلا بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی یک میدان نبرد به خود گرفته بود. امید به پایان مسالمتآمیز ماجرا کمرنگتر شده بود و از کوفه پیوسته نیرو و فرمانده به سوی دشت کربلا اعزام میشد.
🔹عبیدالله بن زیاد که از گزارشهای عمر بن سعد آگاه شده بود، بیم داشت که فرمانده سپاه در اجرای دستورها سستی کند. به همین دلیل، علاوه بر تأکید دوباره بر موضع حکومت، فرماندهان و نیروهای بیشتری را به کربلا فرستاد تا کنترل اوضاع کاملاً در دست حکومت باقی بماند.
🔹در این روزها، شمار سپاه کوفه بهتدریج افزایش یافت و قبایل مختلف عراق به اردوگاه عمر بن سعد ملحق شدند. هر روز که میگذشت، فاصله میان دو اردوگاه از نظر تعداد نیروها بیشتر میشد.
🔹در مقابل، اردوگاه امام حسین تغییری در تعداد افراد نداشت. کسانی که همراه او آمده بودند، با آگاهی از شرایط در کنار او مانده بودند و میدیدند که سپاه مقابل چگونه گستردهتر میشود.
🔹در این روزها، امام بارها با مردم و یاران خود سخن گفت و شرایط را برای آنان روشن کرد. او چیزی را از همراهانش پنهان نمیکرد.
🔹از سوی دیگر، برخی افراد در سپاه کوفه هنوز دچار تردید بودند. بسیاری از آنان حسین بن علی را به خوبی میشناختند؛ نوه پیامبر اسلام و فرزند علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا. اما فضای سیاسی کوفه و فشار افراد یزید، بسیاری را به سکوت واداشته بود.
🔹در کربلا هنوز جنگی رخ نداده بود، اما نشانههای آن از هرسو دیده میشد. هر گروه تازهای که وارد اردوگاه عمر بن سعد میشد، این پیام را با خود میآورد که حکومت یزید برای درگیری...
هدایت شده از خبرگزاری فارس
آماده میشود.
🔹غروب روز ششم، دشت کربلا دیگر شباهتی به روزهای نخست نداشت. سپاه کوفه از چندین سو منطقه را در اختیار گرفته بود و رفتوآمدها زیر نظر قرار داشت. گفتوگوها هنوز کاملاً قطع نشده بود، اما امید به نتیجه دادن آنها کمتر از همیشه به نظر میرسید.
🔹در آن سوی میدان، خیمههای کوچک امام همچنان پابرجا بود؛ آرام، اما استوار.
@Farsna - #روایت_کربلا
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 ویژه محرم؛ دستخط رهبر شهید
🏴 این حسین کیست؟
🖤 این حسین کیست که عالم همه دیوانهی اوست
▪️ این چه شمعیست که جانها همه پروانهی اوست
✍️مجموعه لوح «این حسین کیست؟»
🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ» | 📥 نسخه پست و استوری
🖥 Farsi.khamenei.ir
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔊🎙🎙🎙🔊
صوت فوق ✅
سخنان امام جماعت مسجد صاحب الزمان(عج) حاج آقا شهیدی که در روز یکشنبه سی و یکم خرداد ماه 1405 در خصوص مسائل روز بعد از نماز ظهر و عصر بیان نمودند.
@ma_ram
هدایت شده از خبرگزاری فارس
کربلا به آخرین روزها نزدیک میشود
🔹روز هشتم محرم فرا رسید. اکنون چند روز از استقرار کاروان امام حسین بن علی در کربلا میگذشت و شرایط اردوگاه بهمراتب دشوارتر از روزهای نخست شده بود.
🔹محاصره فرات که از روز هفتم آغاز شده بود، آثار خود را نشان میداد. آب در خیمهها کمیابتر شده بود و تهیه آن با خطر و دشواری همراه بود. یاران امام در این روزها برای تأمین آب تلاش میکردند، اما حلقه محاصره هر روز سختتر میشد.
🔹در سوی دیگر میدان، سپاه کوفه همچنان بزرگتر میشد. گروههای تازهای از راه میرسیدند و دشت کربلا را پر میکردند. فرماندهان یزید میخواستند هیچ احتمال غیرمنتظرهای باقی نماند.
🔹در این روزها، امام حسین بارها با مردم سپاه مقابل سخن گفت. او آنان را به یاد نامههایی انداخت که از کوفه برایش فرستاده بودند و یادآوری کرد که به دعوت خود آنان به سوی عراق آمده است. برخی از افراد سپاه کوفه سخنان او را میشنیدند و تحت تأثیر قرار میگرفتند، اما فضای حاکم بر اردوگاه اجازه تغییر جدی نمیداد.
🔹عبیدالله بن زیاد خواهان تسلیم کامل بود و هیچ راه میانهای را نمیپذیرفت.
🔹شب هشتم محرم فرا رسید. در تاریکی دشت، دو اردوگاه در برابر یکدیگر قرار داشتند؛ یکی هر روز پرشمارتر میشد و دیگری هر روز بیشتر در محاصره فرو میرفت.
🔹اما در آن خیمههای کوچک خبری از تسلیم نبود.
@Farsna - #روایت_کربلا
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
به وقت سلام
▪️ طفلی به عقب خیره شده از روی ناقه
شاید عمو از راه فرات آمده باشد....
أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَضٰی
@TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری فارس
تاسوعا فرا رسید
🔹روز نهم محرم، کربلا وارد حساسترین مرحله خود شد. روزی که در تاریخ با نام «تاسوعا» شناخته میشود؛ روزی که دیگر تقریباً هیچ امیدی به پایان مسالمتآمیز ماجرا باقی نمانده بود.
🔹در این روز، فشار از سوی حکومت یزید به اوج رسید. عبیدالله بن زیاد که از طولانی شدن ماجرا ناخشنود بود، فرمانی قاطع برای عمر بن سعد فرستاد: یا از حسین بیعت بگیر یا کار را یکسره کن.
🔹همراه این دستور، فردی به نام شمر بن ذیالجوشن نیز وارد کربلا شد. شمر حامل نامهای بود که در آن عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را به اجرای فوری دستور جنگ فراخوانده بود.
🔹با رسیدن این فرمان، فضای اردوگاه کوفه تغییر کرد. دستور آمادهباش صادر شد و نشانههای آغاز نبرد آشکار شد.
🔹در ساعات پایانی روز، حرکتهایی در سپاه کوفه آغاز شد که نشان میداد تصمیم حمله گرفته شده است. صفوف نظامی شکل گرفت و نیروها برای پیشروی آماده شدند.
🔹در همین هنگام، امام حسین متوجه آماده شدن سپاه مقابل شد. او برادرش عباس بن علی را نزد عمر بن سعد فرستاد تا علت این تحرکات را جویا شود. پاسخ روشن بود: یا تسلیم و بیعت، یا جنگ.
🔹امام حسین در برابر این وضعیت، درخواست یک مهلت کوتاه کرد؛ تنها یک شب.
🔹در منابع معتبر آمده است که امام خواست تا نبرد به روز بعد موکول شود تا او و یارانش آن شب را به نماز، دعا، تلاوت قرآن و عبادت بگذرانند. این درخواست پذیرفته شد و حمله تا صبح عاشورا به تأخیر افتاد.
🔹آن شب، امام یاران خود را گرد آورد. در گزارشهای تاریخی آمده است که ایشان بیعت خود را از آنان برداشت و فرمود هرکس میخواهد برود، میتواند از تاریکی شب استفاده کند و جان خود را نجات دهد. اما پاسخ یاران، یکی پس از دیگری، وفاداری بود.
🔹مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین و دیگران اعلام کردند که امام را تنها نخواهند گذاشت؛ حتی اگر بارها کشته شوند و دوباره زنده شوند.
🔹باد در میان خیمهها میوزید. صدای دعا و تلاوت قرآن از اردوگاه امام به گوش میرسید و دشت کربلا آخرین شب آرام خود را سپری میکرد. فردا، عاشورا بود.
@Farsna - #روایت_کربلا
هدایت شده از قم آنلاین
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 شخصیتهای مختارنامه به روزرسانی شدند!
👉 @Qomonline