🍃شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری🍃
منزل اول :طلب
👈قسمت نهم
🌸در ميان توجيه كنندگان عده اى هم هستند كه مسئله «طلب» را براساس تفكر خاصى كه دارند بى معنى مىدانند. اين عده حرفشان اين است كه دوست داشتن خداى متعال معنايى ندارد، تا انسان در «طلب» او باشد، و طالب لقاء و شهود او گردد. مگر خداى متعال را مىشود به مخلوقاتش تشبيه و مقايسه نمود، تا مورد «حب» و «طلب» باشد؟! مخلوقها هستند كه مىشود محبوب و مطلوب باشند و انسان آنها را دوست بدارد و در «طلب» آنها باشد، نه خداى متعال كه هيچ شباهتى به مخلوقات ندارد.اينها از اين طريق مسئله «طلب» را به معنى اينكه انسان در «طلب» لقاى حق و شهود باشد، بى معنى مىدانند، و هر چه از مسئله «حب حق» و «طلب لقاء» در آيات و روايات ودعاهاى به چشم مىخورد هر كدام را نيز به نوعى توجيه مىكنند. اينها هم مىگويند، خدا را بايد فقط اطاعت نمود،و اوامر او را بجا آورد و از آنچه نهى فرموده اجتناب كرد، و با او به مخالفت برنخاست، و عقيده دارند كه «عبادت» فقط در «اطاعت» به همين معنى خلاصه مىشود، نه اينكه عبادتى داشته باشيم براساس «حب حق» و «طلب او».همه سخن اينها اين است كه خداى متعال دوست داشتنى نيست، تا در «طلب» او باشيم، و به مقتضاى «طلب» او را اطاعت كنيم، و در مقام «طلب» مجاهدت عبودى داشته باشيم!!.به اينها هم بايد گفت، اولاً:
چون چنين وسواس ديدى زود زود
با خدا گرد و درآ اندر سجود
سجده گه راتر كن از اشك روان
كاى خدايا وارهانم زين گمان
(دفتر چهارم مثنوى)
و ثانياً: درست است كه خداى متعال در هيچ يك از مخلوقاتش شباهت ندارد - ليس كمثله شىء - و درست است كه خداى را نمىشود با مخلوقاتش مقايسه كرد، وليكن اين بدان معنى نيست كه نمىشود او را دوست داشت و نمىشود در «طلب» او بود.وثالثاً: آنچه از مخلوقات، و از جمال و كمال وجودى آنها جلب نظر مىكند، و مورد حب و طلب قرار مىگيرد مگر تابش و تابشهايى از جمال و كمال اسماء و صفات او نيست آنهم در مرتبه بسيار نازل و نازلتر.چگونه مىشود تابشهاى نازله بسيار محدود دوست داشتنى باشد، و اصل اين تابشها كه جمال وجه کریم او است و
از توصيف من و شما بالاتر است و در تصور مخلوق نمىگنجد، دوست داشتنى نباشد؟! و سخن، فوق چنين است و حتى گفتن آن ناممكن.
ولى چه بايد كرد؟! گويا نظر بر اين است كه اين چنين باشد، و گويا بنا نيست هر كسى از «حب» و از «طلب» برخوردار گردد!! زيرا اين همه شواهد موجود از آيات قرآنى، از روايات، از دعاها، و از آسمان و زمين، و نيز از دل؛ و آنگهى اينهمه بى خبرى، و اين همه توجيهات نامرضى، آن هم به نحوى كه براى خود توجيه گران هم قانع كننده نيست! مسئله سادهاى به نظر نمىآيد.
ادامه دارد...
#طلب
https://eitaa.com/maarefquran13951
📗✨امیرمؤمنان در قرآن (۴)✨📗
🌻امیرالمومنین علیه السلام در مورد آیه ٣٥ سوره مائده فرمودند:
🌻«أَنَا وَسِيلَتُهُ بَینَه و بَینَ أُمّتِه وَ أَنَا وَ وُلْدِي وَرَثَتُه»
«من وسیله ی میان پیامبر و امّتش هستم و من و فرزندانم وارثان او هستیم»
(ارشاد القلوب دیلمی، ج2، ص306)
📗✨📗✨📗✨📗✨📗✨
https://eitaa.com/maarefquran13951
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️پیامبر صلی الله علیه وآله:
مَثَلُ عَلِيٍّ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ كَمَثَلِ الْكَعْبَةِ النَّظَرُ إِلَيْهَا عِبَادَةٌ وَ الْحَجُّ إِلَيْهَا فَرِيضَةٌ.
🔸 علی (علیه السلام) در میان این امّت، مثل کعبه است. نگاه کردن به او عبادت است و رفتن به سوی او واجب است.
📚الروضة لإبن شاذان، ج1، ص83.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👈 ۲۹ روز تا برترین عید. ✨
✋نشر دهیم
#به_عشق_علی
#به_نیت_فرج ...
#امام_زمان
#امام_علی علیه السلام
•••┈✾~🍃♥️🍃~✾┈•••
https://eitaa.com/maarefquran13951
🍃شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری🍃
منزل اول :طلب
👈قسمت دهم
🌸مجاهدت در مقام طلب:
سالک همین که قدم در میدان طلب گذاشت ،باید به مجاهدت بپردازد،مجاهدت وى بايد مجاهدت يك «طالب» دردمند باشد، مجاهدتى كه براى «طالب صادق» لازم است.«مجاهدت در مقام طلب» در حقيقت، شاهد صدق طلب، و دليل حقيقت آن است. اگر طلب، طلب جدى و به معنى كلمه باشد، مجاهدت جدى را در پى خواهد داشت.
آن كه مدعى طلب است، ليكن مجاهدت جدى و صادقانه ندارد، دعوى او جز دعوى بى حقيقت نخواهد بود. و اين، امرى است كه براى همه واضح است، و هيچ گونه شبه هاى در آن نيست.در همه مقاصد چنين است، چه مقصد، مقصد دنيوى باشد، و چه مقصد اخروى، و يا مقصد اعلى، يعنى لقاى حق و شهود او، هيچ طالبى را نمىتوان يافت كه در طلب خويش جدى و صادق باشد، ولى سعى و مجاهدت در مقام طلب نداشته باشد، و براى نيل به «مطلوب» خود نكوشد، چه طالب دنيا باشد، و چه طالب حق.بسا مدعيان طلب كه به گمان خويش طالبند، وليكن مجاهدت لازم را ندارند. اينها اگر توجه كنند، و عميقاً در خصوص «طلب» ادعايى خود بررسى نمايند، اين حقيقت براى آنها روشن مىشود كه «طلب» ندارند يعنى از «طلب» بسيار ضعيفى برخوردارند كه در حقيقت، طلب نيست.
مجاهدت لازم را نداشتن، از نداشتن «طلب» جدى و صادق سرچشمه مىگيرد، و جان مسئله اين است كه طلب واقعى وجود ندارد، و طلب به دل راه نيافته، و درد دل نگشته است .بعضى هم گرفتار لغزش ديگرى در اين بين مىشوند. اينها كسانى هستند كه خود را «طالب» مىدانند، ليكن مجاهدت جدى ندارند و در اين باب به سستى و مسامحه پيش مىآيند، و اين فكر را دارند كه «بايد خداى متعال خود بخواهد، و گرنه كسى در اين راه موفق نخواهد بود». اينها با اين فكر مىخواهند مجاهدت را يك امر تقريباً بى معنى و بيجا بدانند، و بگويند مجاهدت شرط موفقيت نيست، بلكه هر كسى را او خود خواست، در اين راه و در اين سفر موفق مىسازد، والا مجاهدت ثمرى نمى بخشد.
اينها از اين طريق، سستى خود در مجاهدت، و مسامحه هاى خود را براى خود توجيه، و خود را راضى و قانع مى سازند و نیز باطن خويش را تسلى مىبخشند. ماهها و سالها را به اين فكر مىگذارنند و منتظر مىنشينند، تا بلكه آنچنان كه خود تصوير مىكنند، بدون مجاهدتها و رياضتها به مقصد نايل آيند. اين وضع تا آخر ادامه پيدا مىكند، و فرصتى كه خداى متعال براى مجاهدت در طريق مقصود به آنها و به همه عنايت فرموده است سپرى مىگردد، و جز حرمان و خسران، چيزى عايد آنها نمىشود.اينها در اصل، يك اشكال دارند، و آن، گرفتار شدن به «مكر» نفس، و در وراى آن «مكر» شيطان است.
مجاهدت به معنى كلمه، شكستن مداوم نفس، و مخالفت با خواسته هاى آنرا در بر دارد. وقتى انسان به حكم نفس آمادگى اين را نداشت كه سختيهاى مجاهدت را تحمل كند، و نفس خود را در همه ابعاد بشكند، و هواهاى آنرا در همه صور آن كنار بگذارد، و راحتيها و بحال خود بودنها را كه از هواهاى نفسانى است كنار بزند، و از طرفى هم آرزوى قرب حق را داشت، بر اثر كيد شيطان و نفس به سوى اين منطق و اين فكر كشيده مىشود كه:«خداى متعال بايد خود بخواهد، و گرنه كسى در اينر اه و در اين سفر موفق نمىشود». با اين منطق به ظاهر خود را راضى مىكند، و به خود تسلى مىدهد، وليكن در حقيقت، يعنى دراصل، به خواسته هاى نفس خويش جواب مثبت مىدهد، و ندانسته گرفتار مكر نفس و كيد شيطان مىشود. و در حقيقت، اين حرف و اين منطق را وسيله نيل نفس به هواها، و وسيله حرمان و خسران خويش قرار مىدهد.
اين حرف، حرف حق است كه: «بايد خداى متعال خود بخواهد، و اگر او خود نخواهد، كسى در اين راه و در اين سفر موفق نخواهد بود». اما اين همه به جاى خود يك حقيقت است كه بسان انسان از حرف حق و از كلمه حق، استفاده ناصحيح و باطل مىكند، و آن را وسيله مقاصد نفسانى و دنيوى خود قرار مىدهد، چه با علم و شعور، و چه بى علم و شعور. اين حرف حق بدان معنى نيست كه در «طلب» و در سفر الى الحق مجاهدت لازم نيست، يا مجاهدت چندانى ضرورت ندارد، و يا مجاهدت را ثمر، يا ثمر چندانى نيست، و نيز، اين حرف حق براى آن نيست كه انسان را از مجاهدت عبودى باز بدارد، و يا انسان سستيها و مسامحات، و هواهاى نفسانى خويش را با آن توجيه كند، و همچنين، براى آن نيست كه مدعيان بى حقيقت، و درماندگان راه كه صدق و اخلاص ندارند، با آن خود را قانع سازند و به خود تسلى دهند.
ادامه دارد...
#طلب
https://eitaa.com/maarefquran13951
⚡ بگو با آنکه میگوید عَلی در متن قرآن نیست،
⚡ عَلی متن و عَلی بطن و عَلی، در جانِ قرآن است.
📗✨امیرمؤمنان در قرآن(۵)✨📗
«فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ» (انعام/44)
امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه 44 سوره انعام فرمودند:
اما این گفته ی خداوند که «وقتـی آنچـه را کـه بـدان یادآوری شده بودند فراموش کردند» یعنی «وقتی ولایت امیر المومنین علیه السلام را که موظّف به آن بودند، رها کردند»
(تفسیر قمی، ج 1، ص200)
📗✨📗✨📗✨📗✨📗
https://eitaa.com/maarefquran13951
5.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️امام حسين عليهالسلام میفرمایند:
🔸روزی پدرم اميرمؤمنان به من فرمود:
«اى حسين! نهمين فرزند از نسل تو، همان قائم به حقّ است که دین را پیروز و عدالت را برقرار خواهد کرد.
به ايشان گفتم:
اى اميرمؤمنان! آيا اين اتفاق خواهد افتاد؟
فرمود:
«آرى، سوگند به كسى كه محمّد صلى الله عليه و آله را به نبوّت برانگيخت و او را بر همه مردمان برگزيد چنین خواهد شد؛
امّا پس از غيبتى و حيرتى!
در آن دوران، هیچ کس بر دينش ثابتقدم نمیماند مگر مخلصانِ پيوسته به روح يقين، همان كسانى كه خداوند، ولايت ما را از ايشان پيمان گرفته و ايمان را در دلهايشان استوار كرده و با روحى از جانب خود، تأييدشان فرموده است».
🔹 التّاسِعُ مِن وُلدِكَ يا حُسَينُ هُوَ القائِمُ بِالحَقِّ، المُظهِرُ لِلدّينِ، وَ الباسِطُ لِلعَدلِ...
📚کمال الدین، ج1، ص304.
✋۲۷ روز مانده تا برترین عید💐
https://eitaa.com/maarefquran13951