لایو زیارت امام رضا (ع) به نیابت از جمیع شهدا ،علما و اموات به ویژه شهید سجاد عفتی
امشب حوالی ساعت ۲۱
آخرین خداحافظی سجاد
گریه میکرد و میگفت سعیده جان خیلی دلم برایت تنگ میشود بدان همیشه کنارت هستم برایم دعا کن اگر ته دلت راضی شود همه چیز درست میشود. پدر و مادرش قرآن را گرفته بودند و من کاسه آب دستم بود. جلوی در پوتینش را محکم بست گفت خیلی به تو اطمینان دارم واقعاً لیاقتش را داری . قرار بود برویم مشهد که رفت سوریه یک شب قبل از شهادت خواب دیدم در مشهد یک آقای نورانی در یک دستم انگشتر عقیق و در دیگری انگشتر فیروزه و کف دستم چند تا مروارید انداخت. وقتی برای سجاد تعریف کردم گفت تعبیرش اینکه یک سعادت بزرگی نصیبت میشود گفت بی بی امضا کرده و کارمان درست میشود.
سجاد شب قبلی که به عملیات رفت به همه ما پیام داد.به خواهرش سفارش کرده بود مواظب سنا و ما باشد. شب قبل از عملیات با همه خداحافظی کرده بود.
نحوه شهادت سجاد
گویا آن شب درگیری شدیدی میشود سجاد تک تیرانداز بودو به همراه امیر حسین حاج نصیری خیلی از بچه ها را از اسارت نجات میدهند و بسیار پیش روی میکنند اما در آن درگیری تیربارانش میکنند یک تیر به سینه سجاد اصابت میکند و به شهادت میرسد .از دوستانش میگفت سجاد هنگام شهادت خواست تا سرش را بلند کنم تا به آقا سلام دهد سرش را که بلند کردم گفت صلی الله علیک یاابا عبدالله»
همه نگران سنا بودیم خیلی به پدرش وابسته بود .همان شب شهادت با تب زیاد از خواب بلند شد ، اولین کسی که متوجه شهادت سجاد شد سنا بود. قبلا سجاد تلفنی گفت بود از حضرت رقیه (س) خواسته ام تا سنا را آرام کند. همین طور هم شد.
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼با عرض سلام و ادب خدمت دوستان بزرگوار،
امشب مهمان شهید بی سر با کرامات فراوان هستیم.
با ذکر حمد و صلوات بریم با این شهید صاحب کرامات آشنا بشیم.
شهید «احمد نوروزی»
معروف به شهید بی سر
نام پدر: صفرعلی
تولد:۱۳۳۲
شهادت:۱۳۶۱
اصالتا اهل همدان،متولد فیروزکوه
آرامگاه:گلزارشهدای شهر نکا
🌷شهید «احمد نوروزی»معروف به شهید بی سر و شهید با کرامت متولد ۱۰ شهریور ۱۳۳۲، اصالتا اهل همدان در کودکی به همراه خانواده به استان مازندران شهرستان نکا نقل مکان می کنند .حضور مستمر صفرعلی (پدر احمد) در نماز جماعت، موجب شد تا فرزندانش از همان کودکی، تربیت دینی پیدا کنند.
🌼احمد دوران ابتدائیاش را تا کلاس ششم قدیم در دبستان «طوسی» نکا گذارند .او علاقه زیادی به علما داشت و این علاقه، موجب شد تا نزد روحانیون بزرگ منطقه، همچون «آیتالله محمدی لائینی و آیتالله ایازی و آیت الله کوهستانی » کسب فیض کرده، در جلسات مذهبی آنان شرکت کند. این روحیه مذهبی و تدیّن شکلگرفته در احمد، بهحدی وصفناپذیر بود که به یک ایمان قلبی از دین محمد(ص) رسیده بود.
🌹با اینکه در دانشکده رزمی ارتش شیراز، به خدمت سربازی مشغول بود، اما از عمل به فرائض دینی غفلت نداشت و در آن خفقان دوران طاغوت به عبادت میپرداخت.در همین دوران، غم فراق پدر به سراغش آمد و او به ناچار، مرد خانه شده، میبایست خرج خانه را به دوش میکشید. از اینرو، قبل از انقلاب ، احمد در کارگاه ها و کوره های آجرپذیری بدنبال رزق حلال بود.
🌹در آن سالهای پرتلاطم انقلاب، این فرزند برومند وطن که گوش به فرمان امامش بود، در مقابل یاوهگوییهای منافقان و زیادهخواهان ایستاد. حتی آن زمان که آیتالله بهشتی آماج حملات قرار گرفته بود، احمد در مقابل بدخواهان نظام قرار گرفته، دیوارنوشتههای منافقان را در سطح شهر، با رنگ پوشاند.
🌼جنگ که بر کشور تحمیل شد، این پاسدار جوان همراه با دیگر همقطارانش، عزم دفاع از وطن کرد. لذا، او در آبان ۱۳۵۸، عازم باختران , پاوه و کردستان شد؛ و تا پایان سال، در آنجا حضور داشت.او در سال ۱۳۶۰، به عنوان فرمانده دسته، راهی جبهه شد.
🌺احمد که حالا پدر شده بود، دوست داشت حرارت علاقهاش را به امام خمینی(ره) بیشتر نشان دهد همیشه به همسرش می گفت که فرزندم باید در مسیر انقلاب باشد تا حامل و عامل به نام امامش باشد.
همسرش میگوید: «احمد فرزندمان را هنگام تلاوت قرآن، در کنار خود مینشاند و میگفت: قرآن با گوشت و بدن بچه آمیخته میشود.»
🌻پاسدار جوان خمینی، از کسب فرائض دینی غافل نبود و هر هفته برای گوش سپردن به سخنرانی «حاجآقا کافی» راهی تهران میشد.علاقه احمد به فرزند و خانواده، موجب نشد که دست از جبهه بردارد. از اینرو، بریده از دنیای دلبستگیها، راهی جبهه جنوب شد. گوئی آن روزها، ندایی او را به خود میخواند که برای حیات جاودانه برگزیده شده است.
🌷جبهه، روحیه و اخلاقی ستودنی در او بهوجود آورده بود. سخنان و رفتارش، همگی نشان از تقوا میداد. او عزم شهادت کرده بود.
احمد در فرودین ۶۱ راهی عملیات فتح المبین شد و پس از پیروزی در عملیات فتح المبین به شهرستان نکا بازگشت .
احمد جوان و احمد مهربان ما ، انگار از ابتدا آسمانی بود و برای رفتن به آغوش اربابش امام حسین (ع) آرام و قرار نداشت و به محض بازگشت از عملیات فتح المبین در کمتر از یک ماه مجدد عازم جبهه ها شد و خود را برای یک عملیات بزرگ آماده می کرد .
و سرانجام ...
احمد در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۱، در عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر گردید همانند امام حسین (ع) به شهادت رسید و دیدگانش را به دنیا بست و به ساحت ملکوتی پروردگار و خاندان عصمت و طهارت عرض ادب نمود ...
و رژیم سفاک بعث عراق ، سر از بدن احمد جدا کردن و پیکر پاکش را در آتش سوزاندند ...😭
و پیکر مطهر شهید احمد نوروزی ، بی سر در گلزار شهدای شهرستان نکا دفن است .