هدایت شده از مجنون الحسین❤ علیه السلام
🔳
#حضرت_زینب_سلام الله علیها
عفّت و عصمت تماماً در رکابِ زینب است
نورِ ماهِ آسمان،زیرِ نقابِ زینب است
▪️
عزّت و آزادگی،دل باختن عاشق شدن
این همه درک کرامت ها،به بابِ زینب است
▪️
احترامش بر تمامِ اهلِ عالم واجب است
این کلامِ حضرت ختمی مآب ِ زینب است
▪️
در نَفَس هایش امیر مومنان موّاج بود
خطبه هایِ حیدری چون انقلابِ زینب است
▪️
روضه خوان ها را سرو سامان دهد در یک نگاه
افتتاحِ روضه ها اوجِ ثوابِ زینب است
▪️
تا محّرم می رسد لب را به شکوه وا کنند
غافلند که نقشه ها ،نقشِ بر آب زینب است
▪️
هیئتی حجب و حیا دارد به دور ازهر گناه
این معانی شمّه ای از احتجابِ زینب است
▪️
ریشه کن خواهدشد آنکس که ز روضه شاکی ست
دوری از این آستان،اوجِ عقابِ زینب است
▪️
تا دمِ مردن بیادِ قتلگه ناله کشید
صحنه های سربریدن ،عکسِ قابِ زینب است
#جبل الصبر ۶۹
▫️▪️◻️▪️▫️
🕊⚜ مدح و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ حاج محمود کریمی⚜
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
سلام امامان، سلام پیمبر
به هفتم امام و نهم نور سرمد
به باب الحوائج به موسی ابن جعفر
دُرِ شش صدف گوهر هشت دریا
سپهر فروزنده ی پنج اختر
چراغِ دل و چشم آزاد مردان
امام امامانِ عالم سراسر
در آیینه ی طلعت اوست پیدا
جلال و جمالِ خداوند اکبر
دعائی به کویش به یک ختم قرآن
سلامی به قبرش به صد حجّ برابر
درود خداوند بر جسم و جانش
زِ آغاز خلقت الی صبحِ محشر
جلالِ خدا در وجودش مجسّم
جمال نَبی در جمالش مُصوّر
نسیمی که بر خیزد از کاظمینش
زِ مُشک است بهتر زِعطر است خوشتر
دل از مِهر آن جانِ عالم نگیرم
بگیرند صد بار اگر از تنم سَر
به هر سو کنم رو به هر جا نَهم پا
دلم دور گلدسته هایش زَند پَر
به موسی بن جعفر بِبَر عرض حاجت
که موسی بن عمران به کویش زَند در
کلامش به گفتار، گفتارِ قرآن
عروجش به زندان، عروج پیمبر
زمین و زمان از جمالش مزیّن
جهان و جنان را دَمش روح پرور
به باب الولایش مَلک را توسّل
به حبل المتینش دو گیتی مُسخّر
چنان گشته با دوست گرمِ مناجات
که محو دعایش شده خَصم کافر
دریغا چه بگذشت زیرِ شکنجه
بر آن نجل زهرا زِ خصم ستمگر
*آه امام ما را زدن*
جراحات زنجیر و دلبند زهرا
سیه چال زندان و فرزند حیدر
چنان زیر زنجیر محو خدا بود
که زنجیر می گفت الله اکبر
دریغا که بر هیجده دختر او
ملاقات یک تن نیامد میسّر
بنالید ای دوستان بر غریبی
که تابوت او بود از تخته ی دَر
الا فاطمه گریه کن بهر بابا
که روحش غریبانه زد از بدن پَر
نه مونس نه همدل نه همره نه همدم
نه یاور نه همسر نه دختر نه خواهر
زبانش به ذکر خدا بود مشغول
روانش به زهر جفا سوخت یکسر
غریبی و هجران و حبس و شکنجه
نبود این همه ظلم و بیداد باور
بسوز ای دل آن گونه در ماتم او
که از نخل «میثم» زند شعله ات سر
*امامِ...معصومِ...چهارده سال از این زندان به اون زندان ..این زندان آخری
زندانبانش یه یهودی بود ..چه کرد ...!!چه کرد ...!!یه روز یه رقاصه ای را آورد، یه رقاصه ی یهودی را آورد ..واردِ زندانِ موسی اِبن جعفر کرد..(با علمِ به اینکه امامِ معصومِ اینکار رو کرد ..)چون میدونست امام رو آزار میده ..بهش گفت پاداش خوبی میگیری ..تا میتونی شادی کن ،بزن و برقص ..رهاش کرد و از زندان بیرون رفت ..ساعتی بعد دید صدای ناله می آد…رفت ازلایِ روزنه های زندان نگاه کرد،دید این زن عبای موسی بن جعفر رو سرش هست سجده رفته "اَشهَد اَنَّ لا اِلهَ اِلّا الله "گریه میکنه میگه منو ببخش..
"آقاجان اون عبا رو روی سر منه،گنه کار هم بکش ......یا موسی ابن جعفر... ... یا باب الحوائج ..."
____________
#حاج_محمود_کریمی
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ۲
🕊⚜روضه و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ حاج محمود کریمی⚜
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
کُنج سیاه چال غریبی عزیز داشت
پیری شکسته که جگری ریز ریز داشت
دلتنگیاش برایِ رضا سینه سوز بود
قلبی برای دخترکَش ناله خیز داشت
با دستهای بسته فقط ناسزا شنید
زخمِ زبانِ قاتلِ او نیشِ تیز داشت
دیشب صدای سرفهی او تا سحر كشيد
زنجیر بِینِ حلقهی خود یک مریض داشت
زنجیر را کشید کمی قد کشیده شد
این استخوانِ پا چِقَدر خُرده ریز داشت
او روی در شکسته و مادر به پشتِ در
تشییع او به روضهی زهرا گریز داشت
بر روی تخته پاره تنش گیر کرده بود
انگار لنگه در دو سه تا میخِ تیز داشت
اول مدینه بعد دلم کاخِ شام رفت
زندان هرآنچه داشت ویرانه نیز داشت
با گریه گفت عمه مرا میدهد نشان
نامحرمی که تکه کلامِ کنیز داشت...
سر بين طشت بود و حرامی کنارِ طشت
نامرد بِینِ دست شرابی غلیظ داشت
#شاعر:حسن لطفي
*ديدن دَرِ زندان باز شد ، چهار حَمّال روي يك تخته ي در،امام ما رو مي آوردند، با خودشون مي گفتند:چقدر اين بدن سنگينِ،اين همه سال تو زندان بوده،چقدر سنگين؟ روپوش رو كنار زدن ديدن غل و زنجير هنوز به دست و پاشه...جانِ عالم فداش...
جارچي كنارشون جار ميزد: رافضي ها! بياييد بدن امام خودتون رو ببريد،هي صدا مي زد: "هذا امام الرافضه" اين امام از دين خارج شده هاست...بدن رو روي پل گذاشتن،چند روز نگذاشتن دست بزنن...اما موقع كفن و دفن كردن، كفن هاي نفيس آوردن...اي بي كفن حسين....*
کیست این کشته که جان همه قربان تنش!
خاک صحرا کفن و خونِ گلو پیرهنش
نيزه را سرور من بسترِ راهت كردي
شام را غلغه ي صبحِ قيامت كردي
بر لب تشنه ات آن روز حکایت می کرد
خاتمی را که در انگشت شهادت کردی
اکبر و قاسم و عباس کجایند ، کجا
عشق چون این همه را بردی و غارت کردی؟
*اما موسي بن جعفر،هلاكِ عمو جانش اباالفضلِ...*
بر لب آبم و از داغ لبت می میرم
هر دم از غصه ي جانسوز تو آتش گیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تصویرم
#حاج_محمود_کریمی
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ۱
@babolharam.ir- Karimi Shahadat Emam Kazem 97-01.mp3
3.22M
🕊⚜ مدح و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ حاج محمود کریمی⚜
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ۲
@babolharam.ir- Karimi Shahadat Emam Kazem 97-02.mp3
2.66M
🕊⚜روضه و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ حاج محمود کریمی⚜
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ ۱
🕊⚜روضه و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ استاد حاج منصور ارضی⚜
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
« اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ »
دل سلامت مى كند اما جوابش مى كنى
اصلاً اين ديوانه را آدم حسابش مى كنى؟
گاه مى خوانى ز خويش و گاه ميرانى ز خود
هم عطايش مى كنى و هم عذابش مى كنى
دانه هاىِ بغض در چشمم شده انگورِ اشک
خوشۀ انگور آوردم شرابش مى كنى؟
مستيم را كه خودت جرعه به جرعه داده اى
پس چرا با دست هاىِ خود خرابش مى كنى؟
من كه چندين سال بى خورشيد تو جان كنده ام
يخ زده در چشم هايم اشك، آبش مى كنى؟
از ميان اين همه آهو كه سويت مى دوند
يک نفر مانده است آيا انتخابش مى كنى؟
نقش بازى مى كند شيطان زمين گيرم كند
نقشه هاى شوم را نقشِ بر آبش مى كنى؟
رسم دارم دستِ خالى زائرت باشم فقط
در حرم اصلاً گدايى را تو بابش مى كنى؟
صورتم را فاطمه وقتى بگرداند ز من
ميشوى خود واسطه فوراً مجابش مى كنى
دور سقا خانه ات وقتى كه مى آيد كسى
ميهمانِ سفرۀ بى بى ربابش مى كنى ...
____
« السلام على المعذب في قعر السجون وظلم المطامير»
سیاه چالِ بلا سایه بر پرم انداخت
چه شعله ها به دلم دوری از حرم انداخت
برای خندۀ معصومه ام دلم تنگ است
غمی به سینۀ من هجرِ دخترم انداخت
اگر چه واسطۀ رزقِ عالمین منم
یهودی آمد و نان در برابرم انداخت ...
* الله اکبر .. اگر به من بگی میگم بدتر از خرما انداختن و صدقه دادن تو کوفه نبود آقا ... یه موقع اُم کلثوم سلام الله علیها متوجه شد یکی از بچه ها یه خرما رو داره میزاره دهانش ، دست انداخت بیرون آورد ، زنِ گفت چرا نمیزاری بچۀ گرسنه غذا بخوره ؟ .. فرمود به خدا صدقه بر ما حرامه ...*
گوشۀ زندان غم ، ناله رها می کنم
جان به لبم آمده ، یادِ رضا می کنم ...
واویلا .. واویلا ...
____________
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#امام_کاظم
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
🕊⚜ روضه و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ حاج میثم مطیعی⚜
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄
الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِير، سلام بر اون آقایی که جاش تاریکیِ زیر زمین ها بود ...
ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُود .. ساقِ پاهایِ مبارکش به خاطر حلقه هایِ زنجیر له شده بود ، کوبیده شده بود .. آقا جونم برات بمیرم یه روزی جدّت زینُ العابدین رو وارد شام کردن ، به دست و پاش غل و زنجیر جامعه زده بودن .. پشت سرِ زینُ العابدین ردِ خون روی زمین دیده می شد ، از کنارِ غل و زنجیر خون روی زمین می چکید .. اما آقا وقتی به دست و پای شما غل و زنجیر زدن ، زن و بچه تو جلو چشمت نمی زدن .. کربلا میخوام ، از الان نگران اربعینم یه سفارش به جدّ غریبت بکن ، حسین .. اربعین منو کربلا ببر ...
کنارِ قدم های جابر سوی نینوا رهسپاریم
ستون های این جاده را ما به شوق حرم می شماریم
آقا، مولا، یا باب الحوائج کربلای مارو بده
الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَيْهَا بِذُلِّ الاسْتِخْفَاف .. سلام بر اون جنازه ای که با خفّت و خاری بالای سرش جار کشیدن ، گفتن بیاید امام رو ببینید .. بگم یا نه؟! نه نمیگم دلش رو ندارم بگم چی گفتن .. اما به جنازه مطهرش جسارت کردن .. آقا جونم این که چیز جدیدی نیست کربلا زینب کنارِ جدّ غریبت نشسته بود ، بعضیا نیزه می زدن .. بعضیا شمشیر شکسته میزدن .. اما بمیرم جلو چشم زهرا بعضیا با چکمه ها لگد میزدن .. منو ببر کربلا
و الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَبِيهِ الْمُرْتَضَى وَ أُمِّهِ سَيِّدَةِ النِّسَاء .. آقا جونم زخم های پهلو رو به مادرت نشون بده
بِإِرْثٍ مَغْصُوبٍ وَ وِلاءٍ مَسْلُوبٍ وَ دَمٍ مَطْلُوبٍ وَ سَمٍّ مَشْرُوب ، دیگه روضه نمیخونم حرفایی که باید میزدمو زدم .. میخواستم تازه شعر بخونم این مثلاً مقدمه بود ، اما مارو ببر کربلا
بیا نگار آشنا ، شبِ غمم سحر نما
مرا به نوکریِ خود ، شَها تو مُفتخر نما
ای گل وفا حسین ، معدن سخا حسین
می کشی مرا حسین ، می کشی مرا حسین
*بیتِ آخر روضه من ، یا موسیَ بْنِ جعفر*
یک گوشه دختر و پسرت را صدا زدی
با دست و پایِ بسته شده دست و پا زدی
از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین
او صدا میزد حسین ، دست و پا میزد حسین
____________
#حاج_میثم_مطیعی
#روضه_امام_موسی_الکاظم_علیه_السلام
#امام_کاظم
┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄
baolharam Motiee.mp3
2.46M
🕊⚜ روضه و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ حاج میثم مطیعی⚜
babolharam Arzi.mp3
10.13M
🕊⚜روضه و توسل جانسوز ویژۀ شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام به نفسِ استاد حاج منصور ارضی⚜