eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم نوحه شهادت حضرت علیه السلام پامو که تو صحن تو می ذارم دلم خوشه زائر دلدارم دلم خوشه که پای این پرچم تو خیمه یِ شاه و علمدارم ندیمِ این حریمَم من غلام کوی عبدالعظیمَم من سلام الله سلام الله سلامٌ علی ساکن کربلا ۴ هرشب جمعه تو حریم تو شمیم سیبِ سُرخو حس کردم دستِ خالی میام و می دونم محاله دستِ خالی برگردم سرِ خوانِ کریمَم من غلام کوی عبدالعظیمَم من سلام الله...... .
امام زمان(عج)_مناجات چون ز چشم تو بیفتم به خطا می افتم بی تو ای یار به گرداب بلا می افتم راهِ طولانی و عمرِ کم و من بی توشه رویگردان چو شوی، زود ز پا می افتم من ترا دارم و راهِ دگران را پویم! بیخودی نیست که در دام هوا می افتم اغنیا را سر تعظیم فرود آوردن! وای از آندم که ز چشم فقرا می افتم ذره ای وسوسه یک عمر عبادت را بُرد منهم از لحظهٔ غفلت به جفا می افتم به وفا کلبِ درِ خانهٔ تو می مانم با تو رو راست نباشم، ز وفا می افتم صوتِ این الرجبیون به فلک پیچیده تا به کِی از رهِ ارباب جدا می افتم بگذارید بمانم درِ میخانه عشق دور از روضه من از کرب و بلا می افتم آه از روضهٔ آن عمهٔ مضروبهٔ تو یادِ چشمان ترت صبح و مسا می افتم مادری گفت که در هر شب جمعه به حسین نالم آنقدر که دیگر ز نوا می افتم میکنم لحظه شماری که ببینم آخر پیش پای تو من از پای کجا می افتم .
. مفهوم آیت عشق واژه ی انتظاره دلم براتون آقا همیشه بیقراره حس میکنم شمارو با همه ی وجودم درسته واسه دیدن لایقتون نبودم ... یابن الحسن کجایی ، من آمدم گدایی ... مجنون تر از همیشه دنبال یک نشونی کوتاهه از تو دستم ای ماه آسمونی ممنونم ای آقاجون آبرومو خریدی منو ببخش میدونم خوبی ازم ندیدی ... یابن الحسن کجایی ، من آمدم گدایی ... یادت میاد که گفتم عاشقی اَم فراری سر میذارم میمیرم منو به جا نیاری چون در خونه ی تو به روم همیشه بازه دستای خالی من به سمتتون درازه ... یابن الحسن کجایی ، من آمدم گدایی ... من سگ دوره گردم باز اومدم گدایی دنبال تو میگردم نمیدونم کجایی یه روز میاد که چشمم روی تورو ببینه تا جون دارم میکوبم سنگ تورو به سینه از دوری تو اِی وای پُر آه و دردم آقا یوسف دلبرایی دورت بگردم آقا ... یابن الحسن کجایی ، من آمدم گدایی ... .👇
. نوحه مشترک ائمه مظلومی که با زهر شده و به شهادت رسیده اند داده ای‌ جان با شرار زهر کینه خونجگر از داغ تو یاس مدینه وامصیبت وامصیبت وامصیبت در عزایت اهل عالم گریه کرده مادرت با قلب پر غم گریه کرده وامصیبت وامصیبت وامصیبت ای شده از غربت و از کینه مسموم بوده اي بی یاور و تنها و مظلوم وامصیبت وامصیبت وامصیبت زهرِ کینه بر دل و جانت اثر کرد پای تا سر پیکرت را پر شَرَر کرد وامصیبت وامصیبت وامصیبت قلب عالَم در عزایت غصه دارد همچو ابری دیده از داغت بِبارد وامصیبت وامصیبت وامصیبت تو شدی کشته وَلیکَن سر جدا نه شد سرِ تو ماهِ روی نیزه ها،نه وامصیبت وامصیبت وامصیبت چه بگویم از هُجوم و جار و جنجال کشته ی غرقِ به خون در بین گودال وامصیبت وامصیبت وامصیبت بین گودال در غریبی ناله ها زد پیش چشم‌ِ مادر خود دست و پا زد وامصیبت وامصیبت وامصیبت 🔴 توجه : این نوحه برای توسلات به ائمه مظلوم و غریبمان وَ علیهم السلام قابل استفاده می باشد ان شاءالله جان و هستی و اهل و عیال و همه دار و ندارمان فدای این ائمه مظلوم شود. .
. 🔹 منبرهای یک دقیقه ای 🔹 ✅ حجت الاسلام ✳️ حدیث #حدیث_کسا حدیث کسا خیلی اثر دارد. مخصوصا اگر در خانه خودتان بخوانید. حضرت زهرا سلام الله علیها در این حدیث داستان تعریف نکرده است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این حدیث یک دوره شئون اهل بیت علیهم السلام که صاحب ولایت خداوند هستند را عرضه کرده اند. آقای طباطبایی میفرمودند آقای قاضی دعای سمات و حدیث کسا را همیشه در عبای خود داشتند و حدیث کسا را شنبه ها میخواندند. از آقای قاضی (رحمه الله علیه) پرسیدند: چرا حدیث کسا را شنبه ها میخوانید؟ ایشان فرمودند: زمان ظهور این حدیث روز شنبه است و از نظر ظرف زمانی دعاهایی که در انتهای این حدیث هست، روز شنبه به استجابت نزدیک تر است. و از آداب خواندن این حدیث روشن کردن عود است. با حدیث کسا مأنوس باشید. در جلسه ای که حدیث کسا خوانده شود امام زمان (عج) اشراف بر آن جلسه دارند. 📚 سخنرانی حجت الاسلام صراف در حسینیه صنف پیراهن دوزان - دی96 〰〰〰〰〰〰 .
. صد جمعه دیده ایم و شما را ندیده ایم از درد گفته ایم و دوا را ندیده ایم چشمان ما هر آنچه به جز یار دیده است ! از بخت تیره وجه خدا را ندیده ایم چرخیده ایم دور سر خویش تا کنون اما مسیر پای شما را ندیده ایم خون دل است قسمت ما از فراق یار از روزگار ما که مدارا ندیده ایم هستیم اسیر ظلمت محض و نخواستیم تا حال اگر که شمس هدی را ندیده ایم از ذکر مانده ایم چو تسبیح پاره شد وقت سحر نسیم دعا را ندیده ایم چندین محرم آمد و رفت و نیامدی آقا بیا که کرب و بلا را ندیده ایم رضا رسول زاده .
. 🔴آه که چقدر به دیدارش مشتاقم... ⭕️بی‌قراری و نالهٔ ائمه علیهم السّلام در فراق حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه الشّریف و آرزوی شهادت در رکاب ایشان: 🔸«فَاعْزِمْ وَ لَا تَنْثَنِ عَنْهُ إِنْ وَفَّقْتَ لَهُ وَ لَا تُجِیزَنَّ عَنْهُ إِنْ هُدِیتَ إِلَیْهِ هَاهْ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ شَوْقاً إِلَی رُؤْیَتِهِ.» مردی نزد علیه السّلام آمد و گفت: «یا امیرالمؤمنین! ما را از مهدی خودتان مطلع کنید 💚فرمودند: «اگر بتوانی او را ملاقات کنی، به سوی وی بشتاب و هر گاه به او رسیدی، از او روی متاب، آه!» این جا حضرت با دست به سینه مبارک خود زدند و فرمودند: «آه که چه شوقی به دیدار او دارم.» 💚« علیه السلام میفرمایند: اگر زمان او (مهدی علیه السلام) را درک کنم، همه عمر به خدمت او کمر می بندم. اگر در زمانش می بودم تا آخرین نفس خدمتش را میکردم.» 💚« علیه‌السلام در دعای عرفات میفرمایند: خدایا مرا از پیروان او(مهدی) قرار بده و شهادت در پیش روی او را روزی ام کن، تا تو را در حالی دیدار کنم که از من خشنودی. 💚 علیه السلام میفرمایند: «اگر در زمانش بودم جانم را برای او نگه می داشتم(و خود را فدای او میکردم) پدر و مادرم فدای مهدی باد که نام او نام من و کنیه من و هفتمین امام پس از من است.» 💚 علیه السلام میفرمایند: «سيّدي غيبَتُك نَفت رقادي و ضَيَّقت عليّ مهادي، و ابتزّت منّي راحةَ فؤادي...» «اى آقا و سرور من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده و آسايش و آرامش را از قلبم سلب کرده است.» «إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.» «اگر من آن (عصر غیبت) را درک کنم، جانم را برای صاحب الامر (حضرت مهدی عجل الله فرجه) باقی می گذارم.» 💚 علیه السلام میفرمایند: «پدرم فدای او باد ، پدرم فدای او باد.» 💚 علیه السلام میفرمایند: «پدر و مادرم فدای مهدی(عج)كه هم نام جدّم و شبيه من است.» 📗بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار عليهم السلام ج۵۱ ،ص۱۱۵، ح ۱۴ 📗الغیبه نعمانی؛ ص۱۱۴ 📗اصول كافى، ج۲۱، ص۲۵۱ 📗كمال الدّين و تمام النّعمة، ج۱، ص۳۵۳ 📗بحارالانوار،ج۵۱،ص۱۳۹ 📗بحارالانوار،ج۵۲،ص۲۴۳ 📗الغيبة للنعماني، النص، ص۲۷۳ 📗الغيبة للنعماني، النص، ص۲۷۳ 📗يوم الخلاص ص۲۲۱ 📗أعيان الشيعة ج۲ ص۷۷ .
.. با دست تهی جز شرر آه چه دارم؟ ای دل! بشکن بلکه کمی اشک ببارم در اوّل پرونده جرمم بنویسید سرمایه به جزعفو خداوند ندارم حتّی به جحیمم که بسوزند محال است از دامن اولاد علی دست بدارم من خاک غلامان غلامان حسینم این را بنویسید، روی سنگ مزارم جاری است دو زمزم ز دو چشمم، به دو گونه باکی نبود از شرر شعله نارم من خانه به دوش پسر فاطمه بودم یک عمر گذشته است، چنین لیل و نهارم از سوختنم شرم کند آتش دوزخ کز خاک حسین است، به رخ، نقش غبارم ای اشک! فرو ریز چو باران بهاری تا با تو شود دوزخ من، باغ و بهارم مولای کریمم نگذارد، نگذارد من پا به سر آتش دوزخ بگذارم شک نیست که هر جا شده باشم متولّد تا شام ابد، شهرحسین است دیارم من "میثم" آل علی ام با سخن شعر بگذار که هر بیت شود، چوبه دارم استاد سازگار زید عزه .
✍️ بسم الله الرحمن الرحیم 🍀 مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگين و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می‌گذشت، او را ديد و متوجه حالت پريشانش شد و کنارش نشست. ✨ مرد جوان وقتی استاد را ديد، بی‌اختيار گفت: عجيب آشفته‌ام و همه چيزِ زندگی‌ام به‌هم‌ريخته است. به شدت نيازمند آرامش هستم و نمی‌دانم اين آرامش را کجا پيدا کنم؟! 🍁 استاد برگی از شاخه‌ی افتاده‌ی روی زمين را داخل نهر آب انداخت و گفت: به اين برگ نگاه کن، وقتی داخل آب می‌افتد، خود را به جريان آن می‌سپارد و با آن می‌رود. 💫 سپس استاد، سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت، سنگ به خاطر سنگینی‌اش، داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقيه‌ی سنگ‌ها قرار گرفت. ☘️ استاد گفت: اين سنگ را هم که ديدى، به خاطر سنگینی‌اش توانست بر نيروی جريان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گيرد. حال تو به من بگو: آيا آرامش سنگ را می‌خواهی يا آرامش برگ را؟! 🌟 مرد جوان مات و متحير به استاد نگاه کرد و گفت: اما برگ که آرام نيست؛ او با هر افت و خيز آب نهر، بالا و پایين می‌رود و الان معلوم نيست کجاست! لااقل سنگ می‌داند کجا ايستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب، جريان دارد اما محکم ايستاده و تکان نمی‌خورد. من آرامش سنگ را ترجيح می‌دهم! 🍂 استاد لبخندی زد و گفت: پس چرا از جريان‌های مخالف و ناملايمات جاری زندگی‌ات می‌نالی؟! اگر آرامش سنگ را برگزيده‌ای، پس، تاب ناملايمات را هم داشته باش و محکم، هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده. ✨ استاد اين را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود، نفس عميقی کشيد و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد. چند دقيقه که گذشت، موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسيد: شما اگر جای من بوديد، آرامش سنگ را انتخاب می‌کرديد يا آرامش برگ را؟! 🍀 استاد لبخندی زد و گفت: من در تمام زندگی‌ام، خودم را با اطمينان به خالقِ رودخانه‌ی هستی و به جريان زندگی سپرده‌ام و چون می‌دانم در آغوش رودخانه‌ای هستم که همه‌ی ذرات آن، نشان از حضور يار دارد، از افت و خيزهايش هرگز دل‌آشوب نمی‌شوم؛ و من آرامش برگ را می‌پسندم... 💫 خود را به خدا بسپار و از طوفان‌های زندگی هراسی نداشته باش چون خدا کنار تو و مواظب توست. ☘️ عصر جمعه، صلوات ضراب اصفهانی فراموش نشود. 🌟 التماس دعا 🍂✨🍂✨🍂✨🍂✨🍂✨🍂✨🍂✨ 🌟«اَللَّهُمَّ اِنِّی اَسئَلُکَ بِفاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا عَجِّل فِی فَرَجِ صاحِبَ الزَّمان»