#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
بالاتر از اینهاست لوایی که تو داری
خورشید دمیده ز عبایی که تو داری
از بندهنوازی و عطایی که تو داری
آقای جهان است گدایی که تو داری
ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی
محبوب شده از کرمت شغل گدایی
چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند
مهر تو به دلهای مصفا بنشیند
هرکس به دلش مهر تو آقا بنشیند
مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند
لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم
آن روز دعا کرده که امروز چنینیم
تو آینه داری و کلام تو گهر بار
در وصف تو ماندند... چه گفتار و چه اشعار
حقا که زلالی و نجیبی و نسبدار
بر شیر ندارد اثری زوزهی کفتار
در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست
ذکر ولی الله همان جلوهی یا هوست
چون شیشهی عطری که به یک واسطه خوشبوست
در چنتهی ما نیست به جز مرحمت دوست
العبدُ وَ ما فی یَدِه کانَ لِمولاه
از برکت خورشید کند جلوهگری ماه
تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است
اوصاف تو در آیهی تطهیر کتاب است
تو عشق مدامی و دمت مستی ناب است
جای ولی الله کجا بزم شراب است؟
یک آیه بخوان آتش کفرش به یم افتد
یک شعر بگو کاخ و سرایش به هم افتد
گفتند شراب و دلت ای ماه کجا رفت
از مجلس بغداد سوی شام بلا رفت
لب پاره شد و نالهی زینب به هوا رفت
خون از لب شه، روح زجان اُسرا رفت
شد مجلس اغیار همان بزم خرابه
وقتی که سر افتاد به دامان ربابه
✍️ #سیدعلی_رکن_الدین
#امام_هادی_النقی_ع_شهادت
سخن از ظلمت و مظلومیت آمد به میان
شهر بیداد رسیدهست به اوج خفقان
از خداوند نباید اثری باشد اگر
از دهان «متوکل» برسد صوت اذان
بر لب منبر و مسجد، زده شد مهر سکوت
مجرم است آنکه برد نام علی را به زبان
راویان سلسله در سلسله در بند شدند
شیعیانی متواری شده همپای زمان
بدعتی تازه بنا گشت از آن لحظۀ تلخ
که مزار پسر شاه نجف شد ویران
دلم از درد شکستهست خدا میداند
آه این قصۀ جانسوز ندارد پایان
باز بیوقفه به دریا زدهام باداباد
نیستم، نیستم از عاقبتش دلنگران
جان به کف باید از اولاد علی دم زد و بس
«ابن سکیت» چنین راه به ما داده نشان
عقل دیگر سر عقل آمد و بیواهمه گفت:
قلب بیدغدغۀ عشق ندارد ضربان
دهمین عشق بلافصل! سلام ای دریا!
پاکتر از نفس صبح! سلام ای باران!
خود به خود پرده ز چشمان تو میرفت کنار
که حقیقت نشد از چشم تو آنی پنهان
به حضورت به قدومت شده دلگرم زمین
به سحرهای سجود تو گواه است زمان
شرح و تفسیر نگاه تو کتابیست جدا
جذبۀ ماه، پر از مهر، وَ تیغی بُرّان
از در «جامعه» هرکس به حقیقت برسد
غفلت جامعه او را نکند سرگردان
همگی دست به شمشیر، چه میفرمایید؟
آسمان منتظر توست کران تا به کران
تو فراتر ز بیانی به خداوند قسم
سخن شعر نبودهست به جز «سَبقِ لِسان»
متن تاریخ فقط گفت که مسموم شدی
هیچکس هیچ نگفت اینکه چه بوده جریان؟
سامرا کشت تو را، نور تو خاموش نشد
سامری مانده و انگشت تحیر به دهان
غم دیدار حرم کنج دلم جا خوش کرد
به دعایی دل ما را به مرادش برسان
✍️ #عباس_همتی
#امام_هادی_النقی_ع_شهادت
حمله بر حصن حصین؟! بر متوکل لعنت
طعنه بر هادی دین؟! بر متوکل لعنت
خوردی آقا به زمین؟! بر متوکل لعنت
آه از کوچه، همین... بر متوکل لعنت
بهر آزار، تو را بین طناب آوردند
با چه رویی به سویت ظرف شراب آوردند؟!
✍️ #محمدجواد_شیرازی
#مرثیه_امام_هادی_ع
#دیماه ۱۴۰۱
دل من تنگ شده حال و هوایی دارم
غم مخور ای دل غم دیده خدایی دارم
شکرلله که دلم ساکن این وادی شد
پر زده سامره و مُعتکف هادی شد
دل من شیفته ی صحن امام هادی است
گوشه ای از حَرَمش مست کلام هادی است
در حریم تو صفا می کنم و می مانم
پای شش گوشه ی تو جامعه را میخوانم
تا که آمد به نظر گوشه ای از ماتم تو
با توسل به شما گریه کنم از غم تو
پابرهنه دل شب ، دست تو را هم بستند
موپریشان شدی و ، حُرمت تو بشکستند
صاحب جامعه و این همه تحقیر اِی وای
بُردن بزم شراب آیه تطهیر اِی وای
من بمیرم که تو را بزم شراب آوردند
با تعارف به شما قلب و دلت آزردند
با همین روضه دلم باز هوایی شده است
با غمت روضه ی ما کرببلایی شده است
یادم افتاد دوباره به همان بزم شراب
خیزران می زد و زینب دل او گشته کباب
بی حیا چوب مزن بر لب و دندان حسین
بِنِگر قلب من و گریه ی طفلان حسین
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
گرفته جان نفسم در ثنای حضرت هادی
دُر سخن بفشانم به پای حضرت هادی
نداشت طوطی جانم، هنوز لانه به جسمم
که بود مرغ دلم آشنای حضرت هادی
صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا
صفاست در حرم با صفای حضرت هادی
مقرّبان الهی فرشتگان بهشتی
کشند منّت لطف و عطای حضرت هادی
ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم
شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
درندگان زمین التجا برند به سویش
پرندگان هوا در هوای حضرت هادی...
دلم که درد گناهش به احتضار کشانده
پناه برده به دارالشّفای حضرت هادی
مرا چه قدر که گردم گدای خاک نشینش
که هست خازن جنّت گدای حضرت هادی
دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوات
ملاحت سخن دلربای حضرت هادی
به خاک، عطر بهشتی پراکند اگر آید
نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
به عمرِ دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد
به لحظهای که کنم جان فدای حضرت هادی
به تیرگی نبری روی و راه خود نکنی گم
هدایت است به ظلّ لوای حضرت هادی
بخوان زیارت پر فیض جامعه که بری پی
به ارزش سخن دلربای حضرت هادی
مرا رضایت ابن الرّضا خوش است که دانم
بود رضای خدا در رضای حضرت هادی
* *
هزار بار به هر لحظه لعن بر متوکّل
که بود در پی جور و جفای حضرت هادی
به زور خواند به بزم شراب حجّت حق را
نکرد شرم و حیا از خدای حضرت هادی
گهی به بزم شراب و گهی به مجلس دشمن
چگونه اشک نریزم برای حضرت هادی
چو شمع، از شرر زهر، آب گشت وجودش
گرفت شعله زسر تا به پای حضرت هادی
نبود این همه بیداد و ظلم و جور پیاپی
جزای آن همه مهر و وفای حضرت هادی
چگونه اشک نریزند دوستان به عزایش
که گشته فاطمه صاحب عزای حضرت هادی
غریب و بی کس و تنها شهید گشت چو جدّش
زمین سامره شد کربلای حضرت هادی
سیاه پوش کن ای آسمان ملائک خود را
که شد خموش صدای دعای حضرت هادی
شراره سر کشد از بیت بیت تو (میثم)
توئی زبان غم و دردهای حضرت هادی
✍️ #غلامرضا_سازگار
.
#دودمه
#شهادت_امام_هادی
دودمه و دم پاره شهادت امام هادی علیه السلام
میرسد بانگ منادی از زمین سامرا
سامرا شد کربلا
کشته شد هادی دین و آمده وقت عزا
سامرا شد کربلا
سامرا در غربت هادی ببار اشک از بصر
فاطمه شد خونجگر
کرده زهر معتمد بر جسم پاک او اثر
فاطمه شد خونجگر
جان هر شیعه فدای غربتت سبط الرضا
ای غریب سامرا
تو کجا بزم شراب و تو کجا زهر جفا
ای غریب سامرا
ای که هم نام علی و غربتت چون فاطمه است
در غمت دلها شکست
مهر تو بر سینه ی ما آمد از روز الست
در غمت دلها شکست
.........
سامره شد کرببلا وای من
اهل جهان کُشته شد آقای من
حضرت هادی شده مسموم کین
حضرت زهرا زِ غمش شد حزین
ای نوه ی شاه خراسان مدد
حضرت هادی یَمِ احسان مدد
نام تو حک شد به روی سینه ام
یا نقی ای مِهر تو گنجینه ام
دست منو توشه ای از خوشه ات
چشم منو دیدن شش گوشه ات
ای حرمت قبله ی حاجات ما
جامعه ات ذکر مناجات ما
#مجتبی_دسترنج_ملتمس ✍️
#دودمه_امام_هادی
#امام_هادی
.
از حد گذشت طاقت روح و روان من
دستی بکش به روی دلم..،مهربان من!
با هر تکان عقربه اشکم درآمده
لحظه به لحظه بی تو تَلَف شد زمان من
ایّوبوار در طلبت صبر می کنم
هرچند نیست طاقت آن در توان من
سرمای دوریِ تو به جانم رُسوخ کرد
چیزی نمانده یخ بزند استخوان من
در عشقِ تو قبول شدم؟! رد شدم؟!..،بگو...
آخر چه شد نتیجه ی این امتحان من
" عاشق به کعبه حاجت خود را نمی بَرَد " *
تنها به پیشگاه تو وا شد زبان من
با حرفهای لَغوْ دلت را شکسته ام
یکبار هم بیا وُ بزن در دهان من
خم کرده شانههای مرا بار معصیت
سرمشق عبرتی شده قدِّ کمان من
من از گناه خسته شدم ، اَیُّهَا الْعَزیز!
دارد زیاد می شود آقا! زیان من
یک گریه ی درست و حسابی نکرده ام...
ای خاک بر سر من و بر دیدگان من
هنگام مشکلات امیدم فقط علیست
اُعجوبهایست این پدر قهرمان من!
خورد و خوراک هر شب و روزم ، نجف شده
آن بارگاه را بده امشب نشان من
ماه رجب عجیب دلم پیش کربلاست
صحن حسین می بَرَد از کف عنان من
آقا! تو را قسم به همین تشنهلب..،بیا
تا که اجل نیامده ، برگرد..، جان من!
هنگام ذبح دلهره ی خیمهگاه داشت
در زیر تیغ گفت: خدااا ! دخترانِ من...
*صائب تبریزی
#این_الرجبیون
#شعر_مناجات_امام_زمان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#بردیا_محمدی
زبانحال با امام زمان عج
شهادت امام هادی ع 🖤🏴
چو نوشید از جامِ زَهر جفا
زمین خورد با ناله جَدِّ شما
گُلی دست و پا زد به دور از وطن
غریبانه در غربت سامرا
امام نقی شد جگر پاره و
غمی شد فزون بر غم کربلا
علی مضطرب؛ فاطمه قد کمان
به روی سر و سینه زد مصطفی
زمین و سماء شد عزادار او
ملائک سیه پوش از این ماجرا
اماما به یادِ غم اهلبیت
دل من شده جایگاه عزا
به آل علی دل خُوشم تا اَبد
گهِ جان سپردن کنارم بیا
#هادی_همتی
#شهادت #امام_هادی_ع 🖤
|⇦•دور از وطنم...
#سینه_زنی وتوسل ویژهٔ شهادت امام هادی علیه السلام اجرا شده به نفس حاجمهدی رسولی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
دور از وطنم، میلرزه تنم
آتیش میگیرم من از اشکِ حسنم
مادر بیا کنارم این دم آخر
روضه میخونم با دل مضطر
به یاد جدم شهید بی سر
هر چند مسموم زهر کینه ام اما
غارت نمیشه پیکرم اینجا
تنم نمیمونه روی خاکا
«واویلا امون از این غریبی..»
من نیمه جونم، أَشهد میخونم
میشه حرم و قبرم این گوشه خونهم
میرم دیگه از این زمونه دل سیرم
تو غربت و غریبی میمیرم
تموم میشه روزای دلگیرم
بوی مدینه پیچیده دیگه اینجا
یعنی رسیده مادرم زهرا
شدم شبیه سامره تنها
«واویلا امون از این غریبی...»
*هنوز صدای رباب بلنده..
مهدی میاد..اصغرم بخواب قائم ِما میاد منتقم میاد...*
لالا لالا یکم دیگه دووم بیار
یکم دیگه دندون روی جیگر بذار
رفته عموت آب بیاره الان میاد
داره صدای تکبیرش میاد
لالایی ایشاالله بارون میباره
لالایی علی دیگه جون نداره
«همه بگن حسین...»
ya.mp3
910.5K
#امامهادی_عزاداری
#زمزمه #تک_ضرب #سنگین
▪️نوحه سنتی شهادت امام هادی علیه السلام
یا حجت بن الحسن ای نور دیده
عزای جدّ غریب تو رسیده
ای اُمید همه سرت سلامت
مهدیِ فاطمه سرت سلامت
واویلا واویلا آه و واویلا...
مسموم زهر جفا شد امام ما
گریان شد از غربتش حیدر و زهرا
گرچه از داغش هر دیده پُر آب است
غصه ی ما از آن بزم شراب است
واویلا واویلا آه و واویلا...
گریه کنِ این دو غم شد هر خاص و عام
یک بزم شراب اینجا یکی هم در شام
اولاد زهرا با چشمانِ گریان
لبهای خونین و چوب خیزران
واویلا واویلا آه و واویلا...
✍️امیر عباسی
|⇦•آسمان را آهِ جانسوزت...
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت امام هادی علیه السلام اجرا شده به نفس حاج حسن خلج •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
*شب شهادته آقام امام هادیه. امام صادق (ع) فرمودند: ما در مصائب مون پرده رو دل دوستانمون می اندازیم تا کُنه مصیبت ما رو درک نکنند. اگه درک کنند که با ما چه کردند این خلق خدا؛ همشون در دم جان میدن و می میرند...*
آسمان را آه جانسوزت ز پا انداخته
مادرت را باز در هول و وَلا انداخته
*قربون دلت برم زهرا جان، امشب دور و بر سامرا میگرده، دور و بر قبر پسرش می چرخه...*
امشب به امام هادی عرض کن: آقا جان! همه دار و ندار من همین چند قطره اشکه، میریزم به پات امشب..آقا در عوضش یه چیز بزرگ ازت میخوام، اونم اینه؛درهای دل من رو به رو معارفت باز کنی، من وقتی زیارت جامعهٔ کبیره ات رو میخونم، فقط الفاظ و لقلقهٔ زبونم نباشه، بفهمم چی دارم میگم، به کی دارم میگم..*
پوستی بر استخوان داری شبیه مادری
خونِ دل خوردن تو را از اشتها انداخته
رفته رفته حجره ات گودال سرخی می شود
زهر، لبهای شما را از نوا انداخته
*امام هادی تو لحظه های آخرعمرش خودش رو کشید سمت کربلا..همون لحظه هایی که تشنگی کامش رو خشک کرده، زهر به بدن اثر کرده، زبان در دهان مثل چوبِ خشک..سمت کربلا نشست دست راست رو گذاشت رو قلبش..صلی الله علیک یا جداه یا اباعبدالله..حسین...*
میدونم آقا جان، شدت زهر رمق رو از شما گرفته بود. لب هات به هم میخورد، صدات نمیومد. اما بازم خداروشکر، نفس که میکشیدی با هر دم و بازدم کلی خاک تو حلقت نمی رفت....من یه غریب سراغ دارم کربلا.. صورتش رو خاک ها.. محاسنش غرقِ خون. خون از همه ی رگ ها فوران میزنه......
قربون اون آقای غریبی که هم زهرِ تیرهای زهرآلود تشنه اش کرده، هم رفتنِ خون های فراوان تشنه اش کرده، هم آفتاب سوزانِ کربلا تشنه اش کرده، هم داغِ علی اکبر تشنه اش کرده، هم داغِ علی اصغر تشنه اش کرده، هم غصه ی معجر زینب تشنه اش کرده...*
جام می شرمندهٔ اندوه چشمان تو شد
ماجرا را گردن شام بلا انداخته
#شاعر : وحید قاسمی
مداحی_آنلاین_آسمان_را_آه_جانسوزت.mp3
4.65M
|⇦آسمان را آهِ جانسوز...
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت امام هادی علیه السلام اجرا شده به نفس حاج حسن خلج✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻