«۱۰. تولد اولین دختر خونه»
#ز_کاظمی
(مامان #سیدعلی ۱۸.۵، #محمدحسین ۱۲، #محمدهادی ۸، #فاطمهسادات ۵ و #نرگسسادات ۱.۵ ساله)
#قسمت_دهم
وقتی بچهٔ اول به دنیا میاد همه چیز جدیده و با چالشهایی مواجه میشیم که تا حالا تجربه نکردیم.😥
بچهٔ دوم، خیلی از چالشها تکراری هستن اما باز هم خیلی چیزها رو برای بار اول تجربه میکنیم، مخصوصاً در مورد روابطی که باید بین بچهها برقرار بشه.
ولی بچهٔ سوم دیگه تقریباً چیز جدید ناشناختهای وجود نداره، مگه اینکه مشکلات خاص پزشکی یا شرایط خاص خانوادگی پیش بیاد که هر وقتی ممکنه اتفاق بیفته...
و حالا ما صاحب فرزند سوم شده بودیم و الحمدلله همه چیز خیلی خوب پیش رفت.🙏🏻
محمدهادی که ۲ ساله شد، دوست داشتم فرزند بعدی رو زودتر بیاریم که فاصله سنیشون کم باشه.
هر چند فرایند راضی کردن همسرم طول کشید، ولی همراهتر شده بودند...
خلاصه خیلی زود برای بارداری ششم (بعد از دو تا سقط) اقدام کردم و خدا دخترم رو سال ۹۶ به ما هدیه داد.
هر چند مقداری ناپرهیزی کردم و بخاطر فعالیت زیاد توی مجموعه حسینه کودک و کار جسمی سنگین به خونریزی شدید افتادم.🫢
دکتر قطعی گفت برو خونه منتظر سقط باش و احتمالی هم ندادن که بچه بمونه...😥
ما برگشتیم.
روز تولد حضرت معصومه بود. به ایشون توسل کردیم و خیلی دعا کردیم.
از خدا خواستیم که اگه صلاحه این فرزند برای ما بمونه...😭
چند روز که گذشت الحمدلله خطر رفع شد.🥹
دوباره تو چهار ماهگی دچار نشتی کیسه آب شدم و بیمارستان بستری شدم.
گفتن چون سن بارداری کمه حتماً باید ختم بارداری اعلام بشه. چون خطر عفونت منتشر شوندهٔ سریع برای مادر داره که خطر مرگ داره.😞
اون روزی که این خبر رو بهم دادن، عید غدیر بود.
به همسرم گفتم امروز عیده. شما یک جعبه شیرینی خامهای بخرین و بیارین توی بخش ما پخش کنیم.
تو دلم به حضرت امیر (علیهالسلام) هم عرض کردم که بالاخره این دختر ما سادات هستش و خودتون میدونید و ذریّهٔ خودتون... 😢
من این وسط فقط یک واسطه هستم برای حملش...
وظیفهٔ من الان به عنوان شیعهٔ شما اینه که روز عید رو گرامی بدارم و شادی رو اینجا پخش کنم. من کار خودم رو میکنم و شمام میدونم که کار خودتون رو خوب بلدین...❤️
وقتی داشتیم شیرین پخش میکردیم، کادر بیمارستان با یه حالت عاقل اندر سفیه به من میگفتن تو حالت خوبه؟
ما گفتیم که ختم بارداری و تو داری شیرینی پخش میکنی؟!🧐
از بعضیشون برخوردهای خشن و سخت و بدی هم دیدم که میگفتن سه تا بچه داری، دیگه چه اصراری داری که اینو نگهداری؟
بعضیها میگفتن آهان چون دختره و دختر نداری!
ولی من، هم به لحاظ فقهی و هم پزشکی از طریق پزشکهای بیرون از بیمارستان، بررسی کردم دیدم که میشه هنوز دست نگه داشت.👌🏻
به این رسیدم که درسته خطر عفونت وجود داره ولی با علائمی مثل تب شروع میشه و یه چیزی نیست که ناگهانی پیش بره.
درسته حفظ جان واجبه، ولی من هنوز تا وقتی که به اون مرحله نرسیده، اجازه ندارم که سقط بکنم.
سه ماه این جریان ادامه پیدا کرد.
من خیلی ضعیف شده بودم، مرتب بیمارستان بستری میشدم و با رضایت شخصی برمیگشتم خونه.
همراه با نشتی مایع آمنیوتیک، خونریزی هم بود که علتش رو متوجه نمیشدن.
به زحمت تا هفته ۳۱ بارداری تونستیم نگهش داریم و دیگه بچه به خشکی افتاد و سزارین کردیم و فاطمه سادات خانوم به دنیا اومدن.
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
💚سلام و تحیت و تبریک عید پر سعادت غدیر💚
از اونجایی که عید غدیر و ولایت، بزرگترین عید ما شیعههاست تلاش کنیم این عید عزیز رو در خاطر خودمون، خانواده، اطرافیان و خصوصاً بچه ها به یادموندنی کنیم و براشون کلی خاطرۀ شیرین بسازیم. 🥰
🟢🟡 چند پیشنهاد ساده برای گرامیداشت غدیر:
🟢امروز چند دقیقه بیشتر برای بچهها وقت بذاریم و با بازی، رنگ آمیزی و کاردستی های رایگان غدیری که در فجازی هست سرگرمشون کنیم.
🟡داستان غدیر رو برای بچهها تعریف کنیم.
🟢کتاب داستان غدیر به بچههای خودمون و اطرافمون هدیه بدیم.
🟡چند روایت ساده دربارهٔ غدیر و جایگاه امیرالمومنین (علیه السلام) به بچهها یاد بدیم.
🟢خونه رو با تزییناتی که بچهها خودشون درست کردن آذین ببندیم.
🟡اشعار و سرودهای شاد علوی و غدیری رو در خونه پخش کنیم تا بچهها یاد بگیرن و خودشون در خونه یا مهمونی اجرا کنند.
🟢حکمتهای کوتاه و شنیدنی نهج البلاغه رو بنویسم و همراه با اطعام یا عیدی غدیر هدیه بدیم.
🟡غذای امروز رو به نیت اطعام غدیر آماده کنیم و به اندازه وسعمون کمی بیشتر بپزیم و نذری بدیم، تا از ثواب فراوان اطعام این روز جا نمونیم.
🟢با چند شکلات و یک روایت غدیری یا علوی کام مردم محله رو شیرین کنیم.
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
امام كاظم (علیه السلام):
بهتر است پسر را در دوران كودكی به كارهای مختلف و سخت، وادار نمائی تا در بزرگی حلیم و بردبار باشد.
یسْتَحَبُّ غَرامَةُ الْغُلامِ فی صِغَرِهِ لِیكُونَ حَلیما فی كِبَرِهِ.
(وسائل الشّیعة، ج ۲۱، ص ۴۷۹، ح ۲۷۸۰۵)
🌺امروز، زير سايهٔ الطـافِ دخترش
🍀در حشر، جـزو أُمّتِ موسی بن جعفرم
🌺از اينكه با امام رضا آشنا شـدم
🍀ممنونِ لطفِ حضرتِ موسی بن جعفرم
🌺در آرزوی بندهٔ صالح شدن، مُدام
🍀مُحـتاجِ اِستعـانتِ موسي بن جعفرم
میلاد حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرخنده باد.
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_shari
«۱۱. آسودگی ما عدم ماست...»
#ز_کاظمی
(مامان #سیدعلی ۱۸.۵، #محمدحسین ۱۲، #محمدهادی ۸، #فاطمهسادات ۵ و #نرگسسادات ۱.۵ ساله)
#قسمت_یازدهم
دخترم آذرماه به دنیا اومد.
بعد از تولد چون اکسیژن نیاز داشت، بستری شد.
اما متأسفانه حجم اکسیژنی که بهش زده بودن زیاد بود و ریهش آسیب دید و خونریزی کرد.😥
الحمدلله احیا کردنش و به لطف خدا بعد از این همه فراز و نشیب عمرش به این دنیا بود و بعد از ۳۹ روز بستری بودن، مرخص شد و به خونه اومدیم...
حسی که من داشتم این بود که خدا من رو در یک چله قرار داده برای رشد دادن.
الان که به اون روزها فکر میکنم نمیتونم درک کنم که چطور سپری کردم اون سختیها رو...😔
انگار خدا وقتی سختی و مصیبتی میده صبرش رو هم میده...🙏🏻
منی که اون طور دوران بارداری رو گذرونده بودم، کمر درد شدیدی بعد از سقطهام داشتم که بعد سزارین خیلی تشدید شد، باز و بسته کردن تخت همراه و بالای سر بچه ایستادن و خواب و خوراک نداشتن، فشار زیادی به جسمم وارد میکرد.
از طرفی بچهها توی خونه بودن و ازشون دور بودم. توی بخش مراقبت نوزادان معمولاً روزانه از بچههای نارس از دست میرفتن و دیدن این صحنهها برای ما مادرهایی که چند روز رو کنار هم سپری کرده بودیم، خیلی سخت بود و فشار روحی زیادی داشت.😥
اما از روز اول به خودم گفتم ببین زینب! خدا تو رو گذاشته تو یه کارگاه عملی و مستقیم تحت نظرت داره...
آبروداری کن!
بعد مرخصی، دکتر گفته بود سیستم ایمنی بچه خیلی ضعیفه و مغزش تکامل پیدا نکرده باید در محیط آروم و قرنطینهای باشه.
برای همین تا فروردین ماه، من حسینیه کودک دیگه نرفتم و دوستانم اونجا رو میگردوندن.
از فروردین اجازه پیدا کردیم از خونه خارج بشیم.
دو پسرم که مدرسهای بودن و من با دختر و پسر کوچیکم به کار برگشتم.
محیط کاریمون مناسب حضور مادر و کودک بود. بین دوستان و همکاران، روابط صمیمی برقرار بود و اگه مادری در لحظه کار ضروری داشت، بقیه رسیدگی به بچه رو به عهده میگرفتن.😉
نوزادان توی اتاق کار کنار مادرها بودن و از وقتی راه میافتادن، قاطی بچههای حسینیه و مربیها بازی میکردن تا به سن مدرسه برسن.😍👌🏻
فرزند پنجم رو سال ۹۹ باردار شدم. چون میخواستم بعد از سزارین دوباره زایمان طبیعی داشته باشم، از ابتدای بارداری پیادهروی و ورزش و مراقبتهایی داشتم.
این بارداری هم مثل بارداریهای قبلی ۴-۵ ماه ویار و حالت تهوع زیاد داشتم.
اما بچهها خیلی کمکم بودن. مثلاً پسر دومم که علاقه به آشپزی داره، بعضی کارهای مربوط به غذا درست کردن رو بهش میگفتم؛ بعد مواد لازم رو روی گاز میذاشتم و بعد برای دوری از بوی غذا، به اتاق میرفتم تا پسرم مقداری از کار آشپزی مثل سرخ کردن گوشت یا پیازداغ رو جلو ببره، و بعد از اتاق میاومدم بیرون!
جمع دوستانهٔ همکاران هم که برای هم مثل خواهریم، توی زایمانها و بارداریها و احیانا مریضیها حامی همدیگه بودیم و هستیم.❤️
چون تقریباً همهمون از خانوادههامون دوریم.
همین بارداری آخرم که کرونا گرفتم، خیلی به من کمک کردن؛ غذا آماده میکردن و میفرستادن، هم برای خودم، و هم برای خانواده.
نرگس سادات خانوم شهریور ۱۴۰۰، الحمدلله با زایمان طبیعی به دنیا اومد. بعد از زایمان هم، چون مادرم با وجود مشغلههاشون دو روز بیش تر نتونستن بمونن، این دوستان خیلی همراه من بودن.🧡
از مهرش پسر سومم هم مدرسهای شد.
من با دو تا دخترها به سر کار میرفتم و ظهر با بچه مدرسهای ها برمیگشتیم خونه.
این روال تا الانم ادامه پیدا کرده.
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
«۱۲. ظرفیتهای فضای مجازی برای مادران»
#ز_کاظمی
(مامان #سیدعلی ۱۸.۵، #محمدحسین ۱۲، #محمدهادی ۸، #فاطمهسادات ۵ و #نرگسسادات ۱.۵ ساله)
#قسمت_دوازدهم
سال ۱۴۰۱ که شرایط خاصی حول شعار زن زندگی آزادی در کشور حاکم شد، میدیدم که همه از شرایط موجود ناراحت هستن، همه دوست داشتن برای اصلاح وضعیت کشور کاری بکنن ولی هیچ کس هم نمیدونست چی کار باید بکنه🤷🏻♀️، به ذهنم رسید همهٔ این توانهای جدا از هم رو یکی کنم تا هرکی هر کاری از دستش برمیاد بکنه، اینطور شد که همهٔ اطرافیانم رو دعوت کردم و دهن به دهن این دعوت رسید و مادرانه میدان جمعی بود که با جمعیت خوبی تشکیل شد، در واقع این جمع با هدف حمایت و کمک به مادرانی که دغدغه اثر گذاری در جامعه دارن و موانعی هم برای فعالیت دارن ایجاد شد. چندین کارگاه و دوره مطالعاتی تشکیل شد برای حرفهای شدن کارگاههایی از جنس ابزار هنر و کسب آگاهی و چندین اقدام هم داشتیم در سطح شهر قم اما به دلیل مشغلههایی که داشتم این کار به انتهای هدفش نرسیده و همچنان فکرهایی در ذهنم هست که ادامه داره...😊
به یمن فضای مجازی همه چی در دسترس هست و منم برای رشد خودم از دورههای مختلف استفاده میکنم. اوایل که اومده بودیم قم، کلاس بعضی اساتید رو حضوری شرکت میکردم و خیلی هم برام شیرین بود ولی بعد از مدتی حس کردم اهالی کلاس از حضور پسرم که کوچیک بود، اذیت میشن و ممکنه حقالناس باشه، دیگه حضوری شرکت نمیکردم ولی واقعاً خدا یه جوری برای آدم جبران میکنه.😍🙏🏻
مثلاً یه بار شد که خود استاد اون کلاس بعداً کتابهاشون رو به من هدیه دادن و بستر خوبی برای من فراهم شد. لطفی که نمیدونم چرا نسبت به من اتفاق افتاد. در صورتی که ایشون توی اون جلسات من رو نمیدیدن و در قسمت زنانه بودم. خلاصه با توجه به شرایطم تا جای ممکن در دورههایی که مرتبط به کارم و بحث تربیت بشه به صورت مجازی شرکت کردم.👌🏻
به خاطر تعدد کارها و مسئولیتها، وقتایی پیش میاد که خسته میشم و فشار روم هست، فکر کردن به انگیزهها و اهدافی که دارم و دست به دعا شدن و درخواست از خدا و اهل بیت برای بازگشت انرژی و توانم خیلی کمکم میکنه.❤️
گاهی که پنج تا بچهها مشغول بازی هستن و فضا امنه، میرم داخل اتاق و به کارهای شخصی خودم میپردازم. کاری که بچهها یکی یا دو تا بودن اصلاً نمیتونستم بکنم.
یا مثلاً چند وقته دختر کوچیهکم دیگه شیر نمیخوره و میتونم پیش بزرگترها بذارمش و برم کلاس ورزش. یه خوراکیهایی رو گاهی فقط برای خودم میذارم کنار. حفظ قرآنم رو هم تو وقتهای کوچیکی که بین روز پیدا میکنم پیگیری میکنم و چون در کارم با همکارانم روابط نزدیکی داریم و بهش علاقهمندم، کار بیشتر برام تفریح با دوستانم محسوب میشه و ازش انرژی میگیرم.😍
یکی از چیزهایی که اذیتم میکنه برنامهٔ خوابمونه. همسرم شب بیدار هستن و من برعکس علاقه دارم که شب زود بخوابم ولی متأسفانه به مدل مطلوب من نتونستیم برسیم و بچهها دیر میخوابن چون همسرم بیدارن. یه مدت خیلی تلاش کردم که این شرایط رو تغییر بدهم اما موفق نشدم و نتونستیم حلش کنیم و به پذیرش رسیدیم.🤷🏻♀️😅
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
سلام دوستان ♥️
میخوایم باهم یه کتاب جذاب و پر از انگیزه و تلاش رو بخونیم.
کتاب «رسول مولتان»
خاطرات همسر شهید سید محمدعلی رحیمی، رایزن فرهنگی ایران در هند، غنا، پاکستان و ...
بعضی زندگینامهها خیلی خاص و متفاوتن،
طوریکه که تا مدتها ذهن آدم رو مشغول میکنن و به تعجب وا میدارن که عجب! پس بعضیا دارن اینطوری زندگی و جهاد میکنن برای صدور اسلام و انقلاب ...
این کتاب روایت یکی از اون زندگی هاست.👌🏻
شهید از همون ابتدای انقلاب دغدغهٔ کار فرهنگی و عقیدتی داشتن و چه توی جبههها چه توی کشورهای دوست و همسایه، مشغول رساندن پیام اسلام و انقلاب به مردم شدن.
همسرشون هم از ابتدا با وجود مخالفتهای خانواده، پا در این مسیر سخت گذاشتن و همراه شوهر، جهاد و هجرت کردن.😉
بارها همهٔ خونه و زندگیشون رو فروختن و رفتن یه کشور دیگه زندگی رو از صفر و با حداقل امکانات شروع کردن دوباره.
سه تا بچه قدونیمقد رو توی همین سالها بزرگ کردن و در کنارش خودشون هم توی کارهای فرهنگی و تبلیغی سهیم شدن و هرکاری تونستن کردن.😍
این کتاب بدون سانسور و کاملاً واقعی سعی کرده زندگی شهید و همسرشون رو روایت کنه و به نظرم نویسنده موفق بوده و خوب از پس این کار بر اومده.
این کتاب رو از امروز تا ۳۱ تیر باهم میخونیم و دربارهش توی گروه همخوانی گفتگو میکنیم.
🏆 در پایان هم ۱۰ جایزه ۱۰۰ هزار تومانی به قید قرعه به دوستانی که کتاب رو کامل مطالعه کنن، تقدیم میشه. 🏆
📚 برای تهیهٔ نسخه صوتی یا الکترونیکی یا چاپی کتاب با تخفیف ویژه، توی کانال پویش کتابخوانی مادران شریف عضو بشید:
🔗 eitaa.com/madaran_sharif_pooyesh_ketab
مادران شریف ایران زمین
سلام دوستان ♥️ میخوایم باهم یه کتاب جذاب و پر از انگیزه و تلاش رو بخونیم. کتاب «رسول مولتان» خاطر
.
اگر میخواید توی گروه همخوانی این کتاب عضو بشید و توی قرعهکشی شرکت کنید، حتماً وارد کانال زیر بشید. اطلاعیهها فقط در کانال پویش کتاب مادران شریف منتشر میشه. 👇🏻
🔗 eitaa.com/madaran_sharif_pooyesh_ketab
چهارمین دورهمی حضوری مادران شریف ایران زمین در تهران
با حضور مادر شهید مصطفی احمدی روشن😍
چهارشنبه ۲۱ تیرماه، ساعت ۱۶/۳۰
آستان امامزاده علی اکبر چیذر
ثبت نام در پیوند زیر👇
https://b2n.ir/x91205
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
سلام
مخاطبای همیشه همراه
مادران شریف ایران زمین😎
میخوایم تو این روزهای پر از شادی، دور هم جمع بشیم دوباره🤩
کجا؟
امامزاده علی اکبر چیذر ❤️
این بار هم میزبان مادر عزیزی هستیم، میخوایم دورشون حلقه بزنیم و از مادرانگی هاشون بشنویم.
در خدمت مادر بزرگوار و دوست داشتنی شهید مصطفی احمدی روشن هستیم.🥹🥰
انشاءالله همراه مادر عزیز، مزار فرزند شهیدشون هم زیارت میکنیم و نور و قوت میگیریم ازشون برای ادامه مسیر.💪
چهارشنبه همین هفته
۲۱ تیر
ساعت ۱۶/۳۰ در حسینیه امامزاده علی اکبر چیذر منتظر دیدن روی ماه خودتون و بچه هاتون هستیم.
از طریق پیوند زیر ثبت نام کنید👇
https://b2n.ir/x91205
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif