«۲۳. راهاندازی مهدکودک مسجد»
#م_طهرانی
(مامان #حسین ۱۲، #معصومه ۷ و #فاطمه ۲ ساله)
همسرم تاکید داشتن هر مسجدی که بخوایم آباد بشه، باید اول فضای کودکش راه بیافته. بچهها که پاشون به مسجد باز بشه، به دنبالش خانوادهها هم میان.☺️ اعتقاد داشتن مسجد باید پر از بچه باشه.
این شد که بعد از اثاثکشی، تصمیم گرفتیم به عنوان اولین کار، مهد و پیشدبستانی مسجد رو راه بندازیم.
من خودم از سالها قبل به خاطر فرزند خودم، مطالعات کودک داشتم و حتی از یکسال قبل، با یه مهد تو شهرری، از نزدیک در ارتباط بودم و ریزبهریز کارهاشون رو میدیدم.🥰
از طرفی با موسسهای آشنا شدم که سالها بود کار کودک، در فضای قرآنی، انجام میدادن. اونها محتواهای آموزشی و کتابها و مربی در اختیار ما گذاشتن. حتی ارزشیابی از مربیها رو هم انجام میدادن.
چند هفتهای دوندگی کردم که بتونم مجوزش رو بگیرم.😉
تصمیم گرفته بودیم طبقهٔ بالای مسجد رو مهد کنیم. یک جای کاملاً خاکی، تفکیکنشده و به صورت سالن و با نردهایی که ۶۰ سانت بیشتر ارتفاع نداشتن🥲 و نمیشد ازشون استفاده کرد.
مرداد ماه (سال ۹۷) بود که من از مسجد یه اتاق خواستم تا شروع کنیم به ثبتنام، و بعدش بودجه پیدا کنیم و شروع کنیم به بنایی طبقه بالا و راه انداختن مهد.
اتاق رو گرفتم و تزئین مختصری کردم. بعد اون، ساعات مشخصی رو با حسین و معصومه میرفتیم تا ببینیم کسی برای ثبتنام میاد یا نه. در کنارش تبلیغات و پخش تراکت هم داشتم.
فقط هم بچههای ۴ تا ۶ سال رو پذیرش میکردیم.🥰
همزمان بنایی هم شروع شد. تونستیم در حد دو تا اتاق رو تفکیک کنیم.
این بنایی تا اول مهر طول کشید؛ چون مسجد بودجهٔ خاصی نداشت و امکاناتش خیلی کم بود. تو این مدت ۸ نفر ثبتنام کرده بودن.
اول مهر به محض اینکه اون دو اتاق رو تحویل ما دادن، با کمک بعضی از دوستان شروع کردیم به تجهیز و تزئین، که حداکثر تا نیمهٔ مهر بتونیم مهد کودکمون رو راه بندازیم.😍
انقدر کار طبقهٔ بالا سخت بود که هنوز هم وقتی یادم میاد، تعجب میکنم چهطوری اون روزا رو گذروندم.🤭 بعد از تحویل، اونجا پر از مصالح بود و حتی بودجه نداشتیم که چند تا کارگر بگیریم بیاد تمیزش کنه. فقط تونستیم یه کارگر بگیریم که تا حدی کار رو جلو بردن، بقیهش رو خودم انجام دادم. از کاردک کشیدن تا تمیز کردن مصالح.😅
تمام سعیم این بود که بتونیم به وعدهای که به این هفت هشت تا خانواده داده بودیم برای نیمهٔ مهرماه، عمل کنیم.
در همین حین، از بین مربیهایی که اون موسسه معرفی کرده بودن، گزینش هم انجام دادم.
خلاصه با تمام سختیها مهد کودک راهاندازی شد.💛
چند هفته بعد برای سالن بزرگ طبقهٔ بالا هم بانی پیدا شد و به جای اون نردههای ناایمن، امدیاف زدیم. به این ترتیب تونستیم از اون فضا هم استفاده کنیم. یه بخشش رو که حالت انباری بود، پرده زدیم و بقیهٔ سالن رو موکت کردیم. یه موکت نازک و خشک که برای مسجد بود. به خاطر کمبود بودجه، نتونستیم چیز بهتری تهیه کنیم.🥲 اون سالن شد محل بازی بچهها.
سال اول رو اینجوری سپری کردیم. درحالیکه تیممون فقط ۲ نفر بود! من که هم مدیر بودم و هم منشی و یه نفر خانوم مربی. حتی کارهای خدماتی رو با هم انجام میدادیم.
سال دوم بچههامون به تعداد قابل توجهی افزایش پیدا کردن و به حدود ۵۰ نفر رسیدن.😍 این شد که باز هم کلاس اضافه کردیم و در حد توان تجهیز کردیم و مربی بیشتر و حتی منشی گرفتیم.
به این ترتیب سالبهسال که میگذشت، تجهیزات و تعداد کلاسها رو اضافه کردیم و سالن بازی درست کردیم.
تو دوران کرونا البته، تعداد بچهها ریزش پیدا کرد و به ۲۰ تا ۳۰ نفر رسید. ولی به لطف امام حسن (علیهالسلام) باز هم تونستیم ادامه بدیم، تا امسال که حدود ۱۱۰ بچه داشتیم🥰 و ظرفیت مرکزمون تکمیل شد و مجبور بودیم درخواست بقیه رو رد کنیم.
تعداد کادر مهد هم به ۱۲ نفر رسیده که شامل چند مربی و کمکمربی و منشی و نیروی خدماتیه.☺️
#قسمت_بیست_و_سوم
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
بی تو پیمان نشکستیم، خدا میداند
بی تو در راه تو هستیم خدا میداند ...
🖤🖤🖤
سالروز رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی رحمهالله علیه بر شما عزیزان تسلیت باد. 🏴
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
هدایت شده از کانال امام خمینی (ره)
🔹 دومین ویژهنامه کودکانه سایت جامع امام خمینی(ره)
💢 حسام و امام
🔸 والدین، مربیها و معلمان عزیز میتوانند فایل را دریافت و برای کودکان ۵ تا ۷ سال در خانه، مهدکودک یا مدارس اجرا کنند
🎁 به شرکتکنندگان منتخب از طرف سایت جامع امام خمینی(ره) هدایایی اهدا خواهد شد
📲 عکس یا فیلم خود را برای ما ارسال کنید
✅ @EMAM_COM
هدایت شده از کانال امام خمینی (ره)
حسام_و_امام_EMAM_COM.pdf
9.76M
🗂 فایل ویژهنامه کودکانه سایت جامع امام خمینی(ره)
✅ @EMAM_COM
«۲۴. کار با بچهها رو دوست دارم»
#م_طهرانی
(مامان #حسین ۱۲، #معصومه ۷ و #فاطمه ۲ ساله)
بعضی از بچههایی که به مهد ما میان، کسایی هستن که به خاطر شغل مادرشون، باید پیش خاله یا مادربزرگ میموندن، یا مهدکودک های غیر مذهبی میرفتن. ولی حالا امکان بازی با همسالانشون رو در محیطی امن دارن.🥰 اگه ببینم بچهٔ کوچیکی هست که دوری از مادر اذیتش میکنه و صرفاً به خاطر آموزش اومده، ثبتنام نمیکنیم و پیشنهاد میدیم که از فضاهای مادر و کودک استفاده کنن.😉
اما بچههای ۶ ساله، چون نزدیک سن مدرسهشون هست، باید کمکم آماده بشن برای دور شدن از پدر و مادر.
مدت زمانی هم که بچهها تو مهد میمونن، سه ساعت و ربعه (صبح تا ظهر) البته کوچیکترها، کمتر هم میتونن.
مبنای همهٔ آموزشهامون، قرآنیه. تو بازیها، ملاحظات قرآنی رعایت میشه.☺️ آموزش انواع مهارتهای جسمی و مهارتهای کلامی و اجتماعی رو با نقاشی و شعر و بازی و نمایش داریم.
حفظ سورههای کوچیک یا آموزش مفاهیم دینی در قالب عبارات قرآنی (مثل احترام به پدر و مادر با آیه «و بالوالدین احسانا») رو هم داریم. همینطور از اونجایی که مرکز رسمی آموزش و پرورش هستیم، تدریس ۴ تا کتاب بدن من، خانهٔ من، شهر من و دنیای من رو هم تو برنامه داریم.👌🏻
کار با بچهها، شیرینیها و تلخیهایی داره. تلخیهاش بیشتر وقتی هست که میبینیم بچهای آزرده شده. مثلاً آشفته میاد که بابام مامانمو زده.😓
یا یه بار یکی از بچهها پدرشو از دست داده بود و به شدت میترسید از مادرش جدا بشه. فکر میکرد اگه بیاد مهد، مادرش رو هم از دست میده.😭
اگه بچهای اضطراب جدایی خیلی زیادی داشته باشه، ما معمولاً ارجاع میدیم به مشاور، ولی این بچه چون شرایطش خاص بود، تصمیم گرفتیم خودمون انرژی خیلی بیشتری بذاریم. الحمدلله نتیجه هم گرفتیم و بعد از یک ماه، تونست به راحتی جدا بشه.☺️ حتی از در مسجد میگفت مامان دیگه تو نیا؛ خودش میاومد بالا و بگو و بخند...
گاهی ولی کاری از دست آدم برنمیاد و این خیلی تلخه. مثلاً وسط سال متوجه میشدیم پدر و مادر بچهای از هم طلاق گرفتن و طفلک وسط این کشمکشهاست.😞
تلخی دیگه، آسیبهایی بوده که بچهها تو مهد میدیدن. مثل زخمها و خراشها و مواردی که مجبور بودیم دکتر ببریمشون. همهٔ اینا برای ما خیلی دلهرهآور بود.😣 مخصوصاً که بچهها امانت مردم بودن دست ما.
اما شیرینیهاش، خیلی خیلی بیشتره. من وقتی خلوص و صفای بچهها رو میبینم، خیلی انرژی میگیرم. خودم کار با بچهها رو خیلی دوست دارم. حتی همسرم چند بار گفتن که بیا تو دانشگاه فعالیت کن، من هم به خاطر علاقهم به کار با بچهها و هم به خاطر بچههای خودم که سخته تو فضای دانشگاه باشن، تا حالا نپذیرفتم.
اینکه بچهای برام نقاشی میکشه یا میرن مشهد و برام یه مهر سوغاتی میارن که «خانم مدیر، من اینو زدم به حرم براتون آوردم😍» خیلی برام دوست داشتنیه.
کلا کارهای بچهها بامزهست و ما دقت که میکنیم همهش میخندیم و لذت میبریم.
برکات کار هم خیلی زیاده. صبحها که با بچهها دعای فرج میخونیم، به همدیگه میگیم اگه حاجت و مشکلی دارید که حل نمیشه، بیاید لابهلای دعای این بچهها شما هم دعا کنید؛ که خیلی وقتها هم نتیجه گرفتیم.
بارها شده کار یه جوری گره خورده و به مو رسیده بود که حتی کم مونده بود جمع کنیم مرکز رو،🥲 و با توسل به امام حسن (علیه السلام)، چنان یک دفعهای حل شده بود که نفهمیدیم چطور شد.😍
#قسمت_بیست_و_چهار
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
هدایت شده از پویشکتابمادرانشریف
مامانای عزیز سلام
امیدواریم که خوب و سلامت باشید 💜
ما چند وقتیه که مطالعهی روایتهای مادرانه رو شروع کردیم.
تا الان دو تا کتاب #بادبانها_را_بکشید و #مادر_پروازی رو با هم خوندیم که درباره زندگی خانوادههای چند فرزندی بود.
حالا میخوایم کتابی متفاوت رو با هم بخونیم:
📚 کتاب #پناهم_باش
روایتهایی مستند از مواجهه با موضوع سقط جنین عمدی
این کتاب موضوع سقط جنین رو در سطحی غیر از آمارها و تحلیل کارشناسها، در بین آدمهایی بررسی میکنه که با تمام وجود درگیر اون بودند. آدمهایی که بر سر دو راهی انتخاب ایستادند، تمام اعتقادات فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادیشون رو وسط آوردن و در نهایت تصمیم گرفتن.
🗓 شروع همخوانی از شنبه ۱۹ خرداد
✅ اگر دوست دارین این کتاب رو همراه با هم بخونیم تشریف بیارین اینجا:
👇
🔗 eitaa.com/joinchat/2067268405Cbf526eaa28
امکان تهیه کتاب الکترونیکی با ۵۰ درصد تخفیف هست. همچنین توی فیدی پلاس هم موجوده.
🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف:
eitaa.com/madaran_sharif_pooyesh_ketab
هدایت شده از پویشکتابمادرانشریف
«از شرش راحت شدم!»
دستم را روی شکمم میگذارم. توی دلم میگویم:
- مامان فدات بشه! حالت خوبه! اذیت نشدی؟
خانم پرستار بالای سرم میآید. سِرُم دستم را تنظیم میکند.
- چند دقیقهای باید توی ریکاوری باشی بعد میبرمت توی بخش.
درد کمی زیر شکمم دارم. همین که بیهوشی عمومی نگرفتم راضیترم. دلم توی خانه پیش دخترهاست.
خانم جوانی را با برانکارد میآورند. روی تخت کنار من میخوابانند. صورت زیبا و ظریفی دارد. آه و نالهٔ او بیشتر است. با هر آخی که میگوید ناسزایی بار شوهرش میکند. پرستار توی سرمش آمپولی میزند.
- خانوم چه خبره! یه کم تحمل کن. بهت مسکن زدم.
دلم برایش سوخت. میپرسم:
- خانوم، عملت چی بوده؟
بین آهونالههایش به سختی جواب داد: «کورتاژ کردم.»
- باردار بودی؟
سرش را تکان داد. درد زیر شکمم بیشتر شد.
- آخی عزیزم. ناراحت نباش! ایشالا دوباره باردار میشی.
صورتش درهم رفت.
- نه بابا ناراحتی چیه! از شرش راحت شدم. یه بچه کوچیک داشتم. اینو نمیخواستم. قرص خوردم بره، تیکهتیکه اومد مجبور شدم کورتاژ کنم.
تکهتکه را که گفت انگار جگر من را تکهتکه کردند. حالت تهوع گرفتم. دوباره نگاهش کردم. صورتش به نظرم زشت و ترسناک آمد. جنینم هم انگار ترسیده بود. خودش را توی شکمم جمع کرد. خانم به حرف زدنش ادامه داد. به بقیه حرفهایش گوش نکردم. در صورتش صورت خودم را دیدم. یک لحظه نفسم بند آمد. دستم را طرف شکمم بردم. ضربه به شکمم خیالم را راحت کرد. آه بلندی کشیدم. بچهام درون شکمم هست. بعد از آن شب، همهٔ اتفاقات ممکن بود جور دیگری پیش برود، اگر من و مهران تصمیم دیگری گرفته بودیم.
📚 برشی از کتاب #پناهم_باش
ص ۱۴۱ و ۱۴۲
به قلم راضیه ترکان و مهناز محمدیان
نشر معارف
#سقط_جنین_عمدی
🌺 کانال پویش کتاب مادران شریف:
eitaa.com/madaran_sharif_pooyesh_ketab
«۲۵. واحد خواهران مسجد»
#م_طهرانی
(مامان #حسین ۱۲، #معصومه ۷ و #فاطمه ۲ ساله)
تو مهد و پیشدبستانی، بچههای ۴ تا ۶ سال رو پذیرش میکنیم. آموزشهامون، آموزشهای شیرینیه در حد سن بچهها، همراه با آموزههای مذهبی و دینی. بعضاً ما بچههایی داریم که کلاً در معرض آموزشهای دینی قرار نمیگیرن و به دلایل مختلف مثل شهریهٔ پایینی که میگیریم، میان اینجا.☺️ ما سعی میکنیم آموزههای مذهبی، به صورت خاطرهٔ خوشی برای بچهها بمونه. بعضاً دیدیم بچهای که توی مرکز ما بوده، بعد چند سال، خانوادهش میگن اون یکی دو سالی که پیش شما بوده، بهش مزه کرده و همهش میگه مامان من اون مسجد رو دوست دارم.🥰 مراسمهای اونجا رو شرکت کنیم...
و این دقیقا هدف ماست که بچهها با مسجد انس بگیرن. بعضیهاشون که خانوادههای پایبندی به مسجد دارن، تو بدنهٔ مسجد میمونن و جذب کانون نوجوانانمون میشن؛ حتی بعد خانوادههاشون هم میان تو بخشهای مختلف فعالیت میکنن.😉
بعضیا هم گذری یکی دو سال مهمون ما هستن، ولی انشاالله این رایحهٔ خوش بهشون برسه و ذهنیت خوب شکل بگیره.💛
به جز مهد، کار دیگهٔ ما تشکیل واحد خواهران بود که بخشهای مختلفی داشت. بخش فعالیت مجازی (که کانال بانوان رو اداره میکنه)، بخش روابط عمومی، بخش تدارکات، انتظامات، و...
کانون نوجوانانمون از ۷ سال تا ۱۸ سال پذیرش داره، که بسته به سنشون کلاسهای مختلف هنری و ورزشی براشون داریم، اردو میبریم و در کنار اینها، کلاسهای سبک زندگی هم داریم و کلاس بحث آزاد، که پاسخ به شبهات مذهبیشونه.
بچهها به خاطر انسی که با مربیها پیدا میکنن، نماز جماعت میان و توی مراسم افطاری شرکت میکنن. تلاشمون اینه که حس و حال خوبی از فضای مذهبی مسجد دریافت کنن.☺️ چون متاسفانه به خاطر هجمههای فرهنگی، خیلی وقتا این امواج مثبت و آموزشهای خوب بهشون نمیرسه.😥
بخش کانون نوجوانان پسر هم هست که چون چند سال قبلِ دخترها شروع به کار کرده، فعالیتهاش گستردهتره. مثلاً اردوهای خارج شهر میبرن و هیئتهای هفتگی و مناسبتی دارن.
ورزشی هم که اونا کار میکنن، جودو هست به صورت حرفهای و قهرمانی که حتی اگه ادامه بدن، میتونن تو سطح کشوری و بینالمللی هم مطرح بشن انشاءالله.👌🏻😌
برای تکتک این بخشها، ذره ذره زحمت کشیدیم، آدم پیدا کردیم، افرادی که مستعد بودند و صلاحیتش رو داشتن، گزینش میکردیم و بهشون مسئولیت میدادیم. امتحان میکردیم اگه کارشون موفق بود، گسترشش میدادیم.
الان الحمدلله تعداد بانوانی که توی بخشهای مختلف فعالیت میکنن، به حدود ۵۰۰ نفر یا بیشتر رسیده.🥹
بخش خیریه هم داریم. چند وقت یه بار فراخوان میدن برای تهیه بستههای غذایی و حدود صد بسته آماده میکنن برای خانوادههای کم بضاعت.
یا مثلاً مشکلات خاص رو شناسایی میکنن، اعم از بیماری، مشکلات شغلی، مسکن و...، مبلغی رو که نیاز باشه، براش بانی پیدا میکنن و مشکل حل میشه.
حسابهای مسجد هم تو بانکی باز شده که بهش امتیاز وام تعلق میگیره، به افرادی که نیاز داشته باشن و تایید بشن، وام میدیم. چند سری جهیزیه تا الان جمع شده. چند سری وسایل کارآفرینی دادن به خانمهای سرپرست خانوار و حتی آقایونی که مشکل شغل داشتن.
برای خانمهای بالای ۱۸ سال هم کلاسهای مختلف داریم. مثلاً کلاسهای ورزشی بدون موسیقی. مشکلی که خانمهای مذهبی ما داشتن، اینه که هر باشگاه ورزشیای می رفتن، غالباً همراه با موسیقی بوده.
همینطور کلاسهای هنری مثل گلدوزی، خیاطی، قالیبافی، روباندوزی و... که به صورت دورهای برگزار شده.
یه سری کلاسهای قرآنی و تربیتی هم داشتیم. کلاسهای تدبر در قرآن، مفاهیم قرآن، کلاسهای تربیتی برای مادران، کلاسهای تحکیم بنیان خانواده در پرتو سوره نور و...
یه مدت هم کلاسهای مشاورهای داشتیم. مثلاً در مورد تربیت فرزند برای پدر و مادرهایی که فرزند نوجوون داشتن.
#قسمت_بیست_و_پنجم
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif