#م_شیخحسنی
خدااااا😭
چرا بچهها از بازی خسته نمیشن؟!😵
از سر صبح تا پاسی از شب یکسره مشغول بازی اند!
😛🚌🚂🔑🔫🎲🎮🎨🔎🎉🎄🎈🌊🐱🐵🐭
تمام زندگيشون انگار تو شهر بازین، بیخیال و شاد!
یه نگاهی به خونه🏠 انداختم👀
اینجا بیشتر شبیه موزهست تا شهر بازی!😐
برای بچهها هم که پادگانه!
از بس بکن نکن ميشنون از مامان فرمانده!👮🏻♀️
ترسم از این بود که بهم بگن مامان شلخته!🤷🏻♀️
چند وقت طول کشید تا با خودم کنار بیام و قبول کنم که خونهای که بچه کوچیک داره، خونه همیشه تمیز و مرتبی نیست!
اول خونه رو از هر وسیله خطرناک و تزیینی گرون پاکسازی کردم.😚
بعد ایمن سازی!
لبههای تیز رو پلاستیک حبابدار چسبوندم و سرامیکها رو با روفرشی پوشوندم.
خودم رو برای خراب شدن چین پرده و به هم ريختن کوسن مبلها آماده کردم.😬
اشکالی هم نداره لباساشون کثیف بشه.
این دفعه وقتی پسری دلش بازی هیجانی میخواست، مامان فرمانده تصمیم جدیدی گرفت!😄
یه سوت برداشتم و به جای منع گلپسر از پلهبازی و بدو بدو و بشین پاشو و بپر بپر، یه مسابقه طراحی کردم!
هرچی میز داشتیم در ارتفاعهای مختلف آوردم، با فواصل مختلف چیدم کنار هم،
چپ و راست،کوتاه و بلند!
دستشو گرفتم و یکی یکی موانع رو رد میکردیم.👩👦
جالبه که خودش هم خلاقیتش گل کرد و ترتیب میزها رو عوض میکرد و دوباره از اول!
گاهی از زیرش رد میشد، یا عروسکهاشو برمیداشت و اونا رو میبرد تو شهربازی خونگی!😅
زخمی هم میشد، دردش هم میگرفت گاهی!😫
ولی انقدرررر هیجانزده شده بود که اصلا به روی خودش نمیآورد!
پ.ن۱: حالا به خودم میگم خب بازی🤸🏻♀️، زندگی بچههاست دیگه!
ما نباید با زندگی بچهها، بازی کنیم!
پ.ن۲: قبل از اومدن بابایی بدو بدو میکنیم و ظاهر خونه رو مرتب میکنیم و خودمون لباس👚 تمیز ميپوشيم.
البته که چند دقیقه بعد از اومدن بابایی، دوباره به وضعیت قبل برمیگرده همه چیز.😂😝😩
#م_شیخحسنی
#سبک_مادری
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#م_شیخحسنی
همه چی از يه آب خوردن ساده شروع شد.
اَب...اَب...و دستم رو گرفت و برد به لیوانش اشاره کرد و گفت: اَب...💦
با اینکه ۱ سال و ۲ ماهشه و قبلا هم خودش آب میخورد، حالا چند وقته فقط از دست ما آب میخوره😮
نمیخواستم اينجوری عادت کنه،
لیوانو گذاشتم زمین وگفتم: مامانی خودت بردار☺️
(ميدونم یه کم ظالمانه بود، اما لازم دیدم)
لیوانو برداشت یه کم خورد و یهو بقیشو خالی کرد رو فرش😐
- وااای مامانی😞
میشد یه دعوای ریز باهاش بکنم با چاشنی يه اخم چند دقیقهای و قهر... و اونم دیگه این کارو نکنه و بچه به اصطلاح مودبی بشه😚
اما یاد روایتی از امام علی(ع) افتادم😍
خودم رو در حد پسرکم کوچولو کردم و شدم همبازیش!🧒🏻💕👩🏻
راه دومی ک انتخاب کردم ۲ ساعت و نیم طول کشید!😐😁
اول تشت آوردم و من لیوانو پر میکردم و میدادم اوشون میریختن توتشت، که یهو سرم رو چرخوندم دیدم تشت رو برعکس کرد و دوباره آب ریخت رو فرش!
و من:😊😒
سفرهی بزرگی پهن کردم و آب بازی رسما شروع شد.
از لیوان به تشت، از تشت به پارچ، از پارچ به تشت و... نهایتا خیس شدن لباسهامون
و من:☺😌
آب بازی به حموم کشیده شد!
حالا شیر آب🚰 و دوش🚿 و اردک 🐤 هم اومدن تو بازی.
کاری بهش نداشتم و فقط با بازیهاش همراه میشدم. خودمم داشتم کیف میکردم😁و همهش یاد حرف استادم میافتادم ک با بچه بازی نکنید بخاطر نيازش به بازی، بازی کنید که خودتون لذت ببرید👌🏻
نمیخواستم کاری رو بکنه که من ميخواستم! فقط بهش ایده میدادم تا کشف کنه😍
و به چه کشفهای خوبی هم رسید؛
اینکه اگ لیوان رو برعکس روی سطح آب بزاره باید فشارش بده تا بره پایین
اینکه پارچ رو ک یهو میبره زیر آب، قل قل میکنه،
به اردکش🦆 آب داد😍 البته که خودشم کلی آب خورد😝
و کلی بازی ديگه که ازشون لذت میبرد
و نتیجه مهم نبود. پر کردن و جابهجا کردن توی ظرفها کاری بود ک من ميخواستم یاد بگيره👌🏻
شاید به نظر خیلیها بچهی اصطلاحا مودب اینکار رو نمیکنه!
آبش رو میخوره، لیوانش رو میده به مامانش و میره ادامه کارتونش رو میبینه😄
هیچ کدوم از این تجربهها رو نمیکنه، وقتی هم بزرگ شد، شاید بترسه از تجربه کردن، چشمش👀 به دهن مافوقش باشه و دائم بترسه که مبادا سرزنش بشه!
پ.ن۱: هرکس با کودک سروکار دارد، با او کودکانه رفتار کند.
💙امام علی(ع)💙
پ.ن۲: ناهار نداریم و باید حاضری بخوریم🙁 اما در عوض نهار روحیمون رو پر و پیمون صرف کردیم😍💪🏻
پ.ن۳: بعد یه حموم اساسی، گل پسر خوووب خوابید😘 و من هم به کارام رسیدم😃
#م_شیخحسنی
#سبک_مادری
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#م_شیخحسنی
(مامان #یاسین ۲۰ ماهه)
دستم رو گرفت و گفت: آب
براش آب ریختم و دادم دستش😊
گفت: شیر
آب رو گذاشتم کنار و براش شیر ریختم🙂
دوباره گفت: آب
لیوان رو دادم بهش😐
با اشاره گفت: بریز تو لیوان ديگه! ريختم🙄 یخچال رو باز کرد و گفت: بَربَت(شربت)
😤
شاید بیستمین باری بود ک تو این چند روز این سناريو رو اجرا میکرد و آخر سر هم هیچکدوم رو نمیخورد و من، یا میکشوندمش به بازی یا حواسشو پرت میکردم.
اما ديگه کلافه شده بودم.😤
این ماجرا به کمخوابی شب گذشته، بهونه گوشی دست گرفتن و دَدَ رفتنش تو این اوضاع کرونایی، به هم ریختگی خونه و... اضافه شد.🤯
محکم کشیدمش کنار و داد زدم😠 که بیا اينور ديگه، ديوونه شدم. خودشو انداخت رو زمین و زد زیر گریه.😭 رفتم تو اتاق. اومد و با تمام قوا موهامو کشید. از شدت درد سرش داد زدم.😤
بغض کرد و لیز خورد توی بغلم.💔😢
حواسم بود که اگه خطا کردم و زدم، جلوش گریه نکنم.🤫
از درون داغون بودم، گذاشتمش رو پام و تکونش دادم و به زور خوابوندمش تا زودتر دوتامونم از این فضا دور بشیم.
همین که خوابید زدم زیر گریه.😭
دلم ميخواست مثل خیلی از دفعات پیش، صبوری کنم اما اينبار نشد.😓
وارد فاز مقصر بودن شده بودم که چرا من اينقدر مامان بدیام، من چقدر بدبختم، تو این جوونی روانی شدم از دست بچه و....
تو همین حال و هوای غر زدن بودم که دوستم بهم پیام داد: فلان کتاب رو داری؟
رفتم بگردم.🧐
تو کتابام چشمم به جزوه تدبرم افتاد، بازش کردم و سوره انشراح رو خوندم و انگار خدا صاف داشت تو صورتم نگاه میکرد و باهام حرف میزد...
ووضعنا عنک وزرک؛ مگه من بار سنگین روی دوش تو رو برنداشتم.
ان مع العسر یسرا؛ هر سختی یه آسونی هم داره تو دلش.
فاذا فرغت فانصب، تو یه حال نمون، پاشو یه کار ديگه رو شروع کن.
اشکام رو پاک کردم و شروع کردم به نوشتن و تخلیه خودم و درک اینکه ممکنه یه روز هم مامان خوبی نباشم😢 و تصمیم گرفتم برای اينجور مواقع یه تدبیری بيانديشم چون این سناریو زیاد تکرار میشه:
1⃣ مثلا وقتی حال خودم بده غرور و خجالت رو بذارم کنار و ساعتایی از اقوام کمک بگیرم و استراحت کنم.
2⃣رفتم سراغ یخچال و شیر و شربت رو از جلو دید خارج کردم که نبینه و بخواد. یه بطری مخصوص هم گذاشتم دم دستش که هر وقت ميخواد بره خودش برداره.
اشتباه کردن بده اما موندن تو اشتباه از اونم بدتره.
باید زود از فاز پشیمونی و ناامیدی بیرون اومد و چارهای کرد.
#سبک_مادری
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#م_شیخحسنی
(مامان #یاسین ۲۰ماهه)
دلم ميخواست حالا که بخاطر تولد پسرم و شرایط کرونا، کلاس حضوری تدبر رو نميتونم شرکت کنم، لااقل بتونم صوتهای کلاس رو گوش کنم.
تدبر تنها چيزيه ک واقعا "حال خوب کن" و "زندگی خوب کن" بوده برای من💚
اما حالا مدتي بود که بینصیب شده بودم😔
وقتهایی ک پسرم میخوابید برای ارشد درس میخوندم، چون نیاز به نت برداری و تمرکز داشتم.🤓
ديگه وقتی برای گوش کردن صوتهای تدبر نبود! چون اونا هم باید با تمرکز و در سکوت گوش میدادم تا درست بهره ببرم!
از اونجا که به شدت موافقم که وقتی بچه مياد برکت وقت و فهم هم با خودش مياره، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم خودم رشد کنم هم بچهام.😎
صوتها رو ریختم روی فلش و زدم به تلوزيون.
برای یاسین هم بازیهايي رو انتخاب کردم که تو اون 60 دقیقه بدون سروصدا و تحرک باشه تا بتونم خوب گوش بدم.☺️
با آرد و آب و یکم رنگ خمیر درست کردم و خداروشکر همونطور که ميخواستم پیش رفت.😍
گوش و فکرم جای ديگه بود( که البته اولش سخته یکم)، دست و چشم و زبونم یه جای دیگه.( آخه خیلی زود اگه بهش توجه نمیکردم و ذوق نمیکردم، میفهمید حواسم جای ديگه است.)😊
یه مقدار از وقت هم به نقاشی گذشت. تند تند یه نقاشی میکشیدم و ميگفتم حالا رنگش کن و تو اون مدت با دقت بیشتری گوش میدادم و با یه خودکار گوشه دفتر نقاشی نکات مهم رو مینوشتم که بعدا منتقل کنم به کتاب.💪🏻
گاهی هم وسطش ميگفت برام مداحی یا آهنگ بذار که قطع میکردم و براش میگذاشتم و تو این فاصله یا به کارهای آشپزخونه میرسیدم یا گوشیمو چک میکردم یا....☺️
علاوه بر برکت وقت و فهم، به این نتیجه رسیدم ک اگه واقعا یه چیزی رو بخوای يه جوري خدا راهشو بهتر نشون ميده.😇
#تدبر_در_قرآن
#سبک_مادری
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif