#ه_محمدی
(مامان #محمد ۳ سال و ۲ ماهه، و #حسین ۴.۵ ماهه)
نزدیک ظهر بود.
حسین گریه میکرد؛ خوابش میاومد و باید میخوابوندمش...😴
محمدم که خیلییی کم صبحونه خورده بود، گریه میکرد و میگفت غذا بده، بعدش بریم پارک!!🤷🏻♀️
برای ناهار، سیبزمینی و تخممرغ آبپز گذاشتهبودم که با سس و خیارشور، به عنوان سالاد الویه بخوریم.😋
اما هنوز پوستشونو نکنده. بودم و آماده نبودن...
صدای گریهی بچهها تو هم پیچیده بود...😣
دلم میخواست لحظاتی جای آرومی باشم، بدون سروصدا...🤯
- هنوز هم غذاشو من باید دهنش بذارم...
سه سالش گذشته، ولی هنوز بلد نیست غذا بخوره.
- آخه وقتی میذارم به عهدهی خودش، دو سه لقمه میخوره و میره. تازه اگه غذای مورد علاقهش باشه!
نمیبینی وزنش کمه...😔
- شاید بهتر باشه بعضی موقعا بذارم به عهدهی خودش. یه مدت کم میخوره، ولی بعدش یاد میگیره...🤔
تازه میتونم بذارم اولشو خودش بخوره و آخرش خودم بدم تا سیر بشه.🤗
صدای درهم پیچیدهی گریهی بچهها، منو از افکارم بیرون آورد.
یه دونه تخممرغ دادم محمد تا پوستشو بکنه تا آماده شه برای خوردن. محمد که مشغول شد، رفتم سراغ حسین تا بخوابونمش.👶🏻
هندزفری رو هم گذاشتم تا صوت دورهی مطالعاتیمو، گوش کنم.
حسین که خوابید توجهم به محمد جلب شد.
بخشی از پوست تخممرغها رو جدا میکرد و از همونجا شروع میکرد به خوردن😂
سیبزمینیها رم دادم دستش تا مشغول باشه.😁
پ.ن۱: اینکه ببینی بچهها ازت مستقل شدن و خیلی کاری به کارت ندارن😅، نعمت خیلی بزرگیه. غذاخوردن، لباس پوشیدن، یا بازی کردن!
عکس دوم، بازیایه که خود محمد با مداد رنگیا اختراع کرد؛ درحالیکه من داشتم این روزنوشت رو مینوشتم! مربع مربع درست کرد و بعدم از روشون رد میشد، طوری که پاهاش توی مربعا بیفته.🤩
پ.ن۲: بعد غذا که دو تا بچهها خوابیدن، منم یکم خوابیدم.🧕🏻
بعدِ بیدار شدن، اول سعی کردم یکم از سکوت لذت ببرم😁، بعد کامپیوتر رو روشن کردم و مشغول انجام پروژهم شدم.😉
پ.ن۳: هنوز تو مستقل لباس پوشیدن محمد موفق نشدم!!
با اینکه بلده، ولی نمیخواد قبول کنه!
راهکاری دارید؟😉
#روزنوشت_های_مادری
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#از_لابهلای_کتابها
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#ز_زینی_وند
(مامان #معصومه ۵ساله و #امیرحسن ۲.۵ماهه)
یادمه قدیما وقتی بچهای به میز و فرش و... میخورد و دردش میگرفت، دور و بریها چند تا ضربه به آلت جرم میزدند😁 و میگفتند: أه میز (فرش) بد!
تا دل بچه خنک شه.😰
اما یهو چند سال پیش همهی کانالها و پیچها پر شد که نهههه این کار باعث میشه بچه مسئولیتپذیر نشه و آسیب میرسونه.
یکی نبود بگه ما که با اون سیستم بزرگ شدیم، مسئولیت کارای نکردهمون هم به عهده گرفتیم و هیچیمون هم نشده.😅
خلاصه چند باری که معصوم زمین خورد، قیافهی مادر همه چیز دون به خودم میگرفتم و میگفتم: تقصیر خودت بود مامان، بیشتر دقت کن.🤨
گذشت و یه روز یه اتفاق مشابه برام افتاد و وسط درد و آخ، معصوم اومد کنارم و گفت: تقصیر خودت بود.
و من تازه دوزاریم افتاد که چقدر تو اون موقعیتها جملهم اشتباه بوده و چقدر شنیدن این حرف درد داره.🤦🏻♀️😥
و از اون موقع تا چیزیش میشد از تکنیک همدلی استفاده میکردم و خودمو جای اون میذاشتم و میخواستم ببینم اون الان به شنیدن چه کلماتی نیاز داره و وقتی دردش میگرفت، سریع میرفتم کنارش و میگفتم: آخی خوبی مامان؟🤗
و نگم براتون که توی ویار و بدحالیم وقتی میاومد کنارم و میپرسید: بهتری مامان؟
چقققدر حالم بهشت میشد.😍
از اون موقع به بار کلماتم بیشتر دقت میکنم که ببینم با هر کلمهم چه پیامی دارم به کودکم میدم، چون بچهها حواس جمعتر از چیزی هستند که ما فکرشو میکنیم.😉
#مادران_شریف_ایران_زمین
#روزنوشت_های_مادری
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
اگر هنوز نمیدونید چی شد که #مادران_شریف_ایران_زمین شکل گرفت، مصاحبه اخیر یکی از دوستان ما با خبرگزاری فارس رو اینجا بخونید👇👇
http://fna.ir/1d2zu
👈 همه ما برای مادری ارزش بسیار زیادی قائل هستیم و نه تنها آن را کار کمی نمیدانیم بلکه اصلا مادری را کار آسانی هم نمیدانیم.
به خصوص مادری برای چند فرزند!
این مادر برای آنکه بتواند مادر خوبی برای فرزندانش باشد لازم است که خودش را هم تقویت کند.
رشد فردی داشته باشد تا احساس بطالت نکند.
خلاصه کلام نشان دادن یک مادری پویا روح حاکم بر فعالیتهای ما در صفحه مادران شریف است.👌
#مادران_شریف_ایران_زمین
#مصاحبه
☘️☘️☘️
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
13.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام✋🏻
با یه کلیپ کاربردی و پر از ایدههای خلاقانه موافقید؟!
خانوادهی فیلدز رو که یادتونه؟!
ده دوازده تا بچه داشتن و تو یه خونه ۲۳۰ متری زندگی میکردن!
حتما برای شما هم جالبه بدونید که با چه تکنیکهایی تونستن این همه بچه رو تو چهار تا اتاق جا بدن؟!
و با در نظر گرفتن این نکته که تو فرهنگشون چیزی به اسم تشک انداختن و خوابیدن رو زمین ندارن! و هر بچه تخت جداگانه داره!🤔
راستی ابعاد اتاق رو به فوت میگه، یعنی هر اتاق حدودا ده متر مربعه.
#مادران_شریف_ایران_زمین
#کلیپ
#ترجمه
#زیرنویس
#ا_باغانی
#پ_عارفی
#م_کاظم
🍀🍀🍀
*کانال مادران شریف ایران زمین*
@madaran_sharif
سلام عزیزان💛
با کمک شما خانوادهی خوب مادران شریف ایران زمین و با همکاری مجموعهی جهادی مهر فرشتهها میخوایم گرهای از زندگی خانوادههایی که مشکل مالی دارند، باز کنیم.
در این زمینهها:
👈🏻تهیهی بستههای ارزاق و لوازمالتحریر برای خانوادههای چندفرزندی
👈🏻توانمندسازی، آموزش و کمک به کارآفرینی این خانوادهها
👈🏻حمایت از مادران باردار در زمینهی سلامت و تغذیه
👈🏻کمک به نجات جان جنینهایی که ممکنه به خاطر مسائل مالی، سقط عمدی بشن.
کمکهای هرچند کوچیک ما در کنار هم، میتونه گرههای بزرگی رو باز کنه و ما رو مشمول دعای خیر این خانوادهها و بچه هاشون قرار بده.
میتونید به راحتی از طریق لینک زیر یا شماره کارت مبالغ خودتون رو هدیه کنید:
🔸لینک پرداخت مستقیم:
https://idpay.ir/madaransharif
🔸شماره کارت:
۶۰۳۷۹۹۸۱۷۷۳۲۳۰۶۹
(به نام پگاه بهروزی)
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#از_لابهلای_کتابها
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#ز_منظمی
(مامان علی آقای ۳ سال و نیمه و فاطمه خانم ۲سال و ۴ ماهه)
آذر ماه ۳ سال پیش بود که راهی هلند شدیم...
از روز اول منتظر بودم ۶ ماه بعد برگردیم که مدام ۶ ماه به ۶ ماه اول اضافه میشد😉🙄
تا اینکه یک روز خیلی ناگهانی قرار شد دو هفته بعد اون ۶ ماه به پایان برسه😅
۲ هفته سخت و پرمشغله گذشت ...
بستن ساک 🤯
دل کندن از وسایلی که جا برای بردنشون نداشتیم😪
بدو بدو و تمیز کردن خونه برای تحویل به شرکت...
سخت ترین مرحله، سفر یک شبانه روزی بود...😰
۱۳ ساعت در فرودگاه و هواپیما با دوتا کوچولو و ۹ تا ساک و کوله پشتی🤒
بقیهاش هم سوار ماشین تا شهرستان...
از چند روز قبل از سفر خوابهام نا آرام بود و کابوس میدیدم...
دم رفتن هم حالم خوب نبود...
دوست عزیزی بهم گفت؛ ذکر بگو...
بگو؛
اللهم قَرِّبْ عَلَيْنَا الْبَعِيدَ
وَسَهِّلْ عَلَيْنَا الْعَسِيرَ الشَّدِيدَ
خدایا دور را بر ما نزدیک کن،
و دشوار و سخت را بر ما آسان گردان
(مناجات المریدین)
همونطور که مشغول آخرین جمع و جور کردنها بودم زمزمه میکردم و ذکر میگفتم.
حالم بهتر شد...
۲۴ ساعت گذشت...
با چالشهای مخصوص خودش...
گریه و بهانه بچه برای ماسک بچهگونه که دست یه بچه دیگه دیدن...🤯
بهانهگیری علی آقا به خاطر مانیتور نداشتن هواپیما 😒
هواپیمایی که به جای ناهار بهمون نون و پنیر داد😐
گرسنگی وسط دو پرواز وقتی خوراکی هامون تموم شده بود...😋
سر شدن دست مامان و بابا به خاطر حمل ۴۰ کیلو بار (نفری ۲۰ کیلو) از اینور فرودگاه به اونور از این هواپیما به اون هواپیما 🤪
خستگی و فرسودگی این راه طولانی...
وسط همهی این سختیها که برای بیشترشون هم کاری از دستم برنمیاومد 🤷♀️ فقط همون ذکر رو تکرار میکردم و از خدا کمک میخواستم...
در نهایت بیشتر چیزهایی که نگرانشون بودم پیش نیومد...🤗
و خیلی آسون تر از چیزی که فکر میکردم گذشت...🤩
و فکر کردم که چرا همیشه قبل از هرچیز، از خدا کمک نمیخوام و بیشتر دعا نمیکنم؟
و باز هم فرازی از مناجات مریدین شرمنده تر و امیدوارترم کرد.
فَيا مَنْ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلِينَ عَلَيْهِ مُقْبِلٌ،
ای کسی که به رو آورندگان به خویش، رو آورد
وَبِالْغافِلِينَ عَنْ ذِكْرِهِ رَحِيمٌ رَؤُوفٌ
و به غفلت ورزان از یادش، دلسوز و مهربان است
رسیدیم وطن
خدایا شکرت
#روزنوشت_های_مادری
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif