سلام 😁
#به_رسم_معرفی
ما جمعی از فارغ التحصیل های دانشگاه صنعتی شریف هستیم📚📚
که تصمیم گرفتیم یک سری نظرات و تجربیات و خاطرات و درد دل هامونو اینجا بنویسیم...📋
نظراتمون درباره مادری و فرزند پروری ... اینکه چرا این کار رو اولویت میدونیم برای خودمون👼👱 .
تجربیاتی از اینکه چطور میشه در کنار مادر بودن ، به فعاایت های علمی و فرهنگی و اجتماعی هم پرداخت. چطور میشه اولویت رو به مادری داد ولی به کارهای دیگه هم پرداخت. 🍼📚💻🏢
خاطره هایی از اینکه تو زندگی هامون چه اتفاقاتی داره میفته😅 و چه لذت هایی از مادری میبریم😇 و البته چه بلاهایی سرمون میاد تو فرآیند مادری 😂😂🙆
و درددل هایی درباره مشکلات و موانعی که در مقابلمون وجود داره 😡 و اینکه راه حلش چیه و چطور میتونیم این موانع رو با کمک همدیگه(یعنی ما و شما😊) از سر راهمون برداریم💪💪
مدتی پیش چند نفر به نمایندگی از جمع ما ، مصاحبه ای با خبرگزاری فارس داشتن.
اگر دوست داشتید این گروه رو بیشتر بشناسید ، متن مصاحبه رو میتونید بخونید . یک بیانیه هم نوشته بودیم که اونم توی لینک زیر هست.
یا اینکه لینک های زیر رو ببینید 🔗🔗:
http://fna.ir/dbw98c مصاحبه📰📰
http://fna.ir/dbbghn بیانیه ✉✉
#مادران_شریف
#مصاحبه_فارس
#بیانیه
#معرفی
#ما_کی_هستیم 😆😆
🍀🍀🍀
*کانال مادران شریف ایران زمین*
@madaran_sharif
حالا آخرش چندتا بچه خوبه؟😀
سلام☺
میخواستیم قبل از شروع کار صفحه مون ، چندتا نکته رو با شما در میون بذاریم 😊
📌📌 اول : بعد از اینکه گروهمون توی رسانه ها معرفی شد ، خیلیا ازمون پرسیدن خب حالا شما بالاخره چندتا بچه رو توصیه میکنید؟ 😮😮
در پاسخ باید بگیم که به نظر ما تعداد بچه ها یه امر شخصیه و هرکسی باتوجه به شرایط و توانایی های خودش در این باره تصمیم میگیره.👼👼
ماهم اصلا در جایگاهی نیستیم که بخوایم عددی رو توصیه کنیم... .
منتها ما برای خودمون برنامه ای که در نظر گرفتیم اینه که اونقدری بچه داشته باشیم که هم خودمون هم بچه هامون از مزایای یک خانواده ی شاد و پرجمعیت بهره مند بشیم😅😅
توی گروه ماهم هرکس با توجه به میزان توانایی و شرایطش تعداد متفاوتی مدنظرش هست.
از #دوتا تا #پنج_تا و چندنفری هم بیشتر . مثلا تا #ده_تا😆 .
ولی اکثر بچه هامون همون چهار یا پنج تا بچه رو دوست دارن 😄 👧👦👶👼
📌📌دوم اینکه مسئله ی تعداد فرزندان ، به گفته اکثر کارشناسان،6 امروز ارتباط مستقیمی با منافع ملی ایران داره.
یعنی اگر کسی ایران رو دوست داره و میخواد ایران در آینده کشور پیشرفته ای باشه ، جا داره نسبت به این موضوع هم دغدغه داشته باشه.
کارشناس ها میگن اگر هرخانواده حداقل 3 فرزند داشته باشه ، کشورمون بحران جمعیت رو پشت سر میذاره.💪💪
حالا ما جدای از بحثهای کارشناسی ، صرفا نظر خودمون رو گفتیم و میگیم در آینده😅
📌📌سوم اینکه فعلا سعی میکنیم روزهای فرد پست بذاریم.
پست ها رو هم بچه های گروه مینویسن. یک عده #مادر_شریفی 😊
📌📌چهارم اینکه خواهش میکنیم از همین اول، نظراتتون رو با ما در میون بذارید. دوست داریم نظرات شمارو بشنویم و ازتون یاد بگیریم.🌷🌷
پ.ن 1:
مطالب این پست خیلی مهم نبود فکر کنم😂😂
فقط برای رفع ابهامات احتمالی میخواستیم توضیح بدیم.
پ.ن 2 :
فکر میکنم باز الان یک عده میان میگن آخه مگه اصلا میشه #پنج_تا یا ده_تا ؟!
جواب ما هم اینه احتمالا: .
#صلاح_خانواده_خویش_پدران_و_مادران_دانند!
و البته #آرزو_بر_جوانان_عیب_نیست 😅😅
و #بذارید_بیست_سال_دیگه_معلوم_میشه 😉😉
پ.ن 3:
متن مصاحبه بچه هامون با فارس رو خوندید؟ توی پست قبل، لینکش هست😊
قبل از نقد و انتقاد خواهش میکنیم اول اصل حرف های مارو بخونید 🙏🙏 #مخاطب_خاص
#مادران_شریف
#تعداد_فرزندان
#دوتا
#پنج_تا
#ده_تا
#اصلا_هرکی_هرچندتا_دلش_میخواد 😀
🍀🍀🍀
*کانال مادران شریف ایران زمین* @madaran_sharif
محرم امسال #محمد با یک وسیله هیجان انگیز آشنا شد
طبل!🔊
هرچی دستش بود میزد به در و دیوار ومیز و سر و کله حتی!ومیگفت دارم طبل میزنم😕😐
اول نسبت به خرید طبل اسباب بازی مقاومت کردیم و با وسایل موجود تو خونه براش طبل درست میکردیم...
تا اینکه یه بار تو مغازه ای نزدیک حرم حضرت معصومه طبل دید😍😍 و کلللییی ذوق کرد که : طبل کوچیک داره آقا😃😃
ما هم براش خریدیم که دست از سر وسایل خونه برداره.😁
خیلیییی خوشحال شد😋😍😆
صبحتا شب و شب تا صبح طبل میزد و بلند بلند کربلا میخواند(محمد به روضه و مداحی میگه کربلا👼)
منم هی میگفتم هیس،آرومتر، محمممممد😣،بسه مامان😠،ساکت،همسایه ها،سرمون رفت😫😤...
خلاصه من ناخودآگاهم پر از تذکر به محمد شده بود،یعنی گاهی پیش میومد که طبل هم نمیزد ولی من میگفتم هیس!😶
که ناگهان امروز یاد نکته ی مهمی افتادم،و اون چیزی نبود جز اینکه ما بیش از یک ماه هست که دیگه تو آپارتمان نیستیم!😉😉
و نزدیکترین همسایمون شاید بیش از ده متر فاصله داره با ما😁😜
پسر من میتونه راحت باشه وهرچقد میخواد طبل بزنه 🔊🔊و کربلا بخونه😎
دیگه بهش تذکر ندادم و رفتم باهاش طبلزدم،محمد هم که حسابی هیجان زده شده بود در حدی سر و صدا کرد که گوشم سوت میکشید تا یه مدت!😆
و علی مات و مبهوت من و داداشش رو نگاه میکرد😦😧😲
پ.ن:
ما طی یک تصمیم انتحاري👊 از آپارتمان کوچ کردیم به یک خونه مستقل حیاط دار گوگولی تو یه روستای خوش آب و هوا که فقط 13کيلومتر با خونه قبلمون فاصله داره😍
تو پست های بعدی بیشتر راجع به ویژگی های این خونه و چرایی این تصمیم حرف میزنم،ان شاءالله☺️
#پ_بهروزي
#ریاضی91
#خانه_روستایی
#آپارتمان_نشینی
#کودک_بازی_آزادی
#نصیرالدین_محمد
#سبک_مادری
#خاطره_نوشت
#مادران_شریف
🍀🍀🍀
*کانال مادران شریف ایران زمین* @madaran_sharif
داستان و تجربیات یک #مادر_شریفی فارغ التحصیل برق :
من متولد ۷۳ شهرستان مرندم.
دوره دبیرستان رو در مدرسه تیزهوشان درس خوندم و سال ۹۱ کنکور دادم. 📚📖
به لطف خدا تونستم با رتبه ۱۹۷ کشوری، در رشته مورد علاقم، یعنی #مهندسی_برق #دانشگاه_صنعتی_شریف قبول بشم💪
این شد آغاز دوران دانشجویی من، با دوستان و اتفاقات جدید.😊
۴ ترم رو پشت سر گذاشتم.
هنوز ترم ۵ شروع نشده بود که من و همسرم توسط یه زوج از دوستامون به هم معرفی شدیم.😌🌹
ایشون هم ورودی ۸۸ همین رشته و دانشگاه بودن.
کمتر از یک ماه بعد، هم عقد کردیم و به طور رسمی دوران جدید همسریمون رو آغاز کردیم.
😍😍
ترم ۵م تازه شروع شده بود. این ترم باید انتخاب گرایش میکردم.
خیلی دوست داشتم دیجیتال قبول بشم. گرایشی بود که با تفاوت زیاد از بقیه گرایش ها بیشتر دوستش داشتم.
بالاخره نتایج انتخاب گرایشامون اومد. همسرم زودتر از خودم دیده بود و خبر قبولی مو بهم داد.
خداروشکر دیجیتال قبول شده بودم. 😄
۶ ماه بعد از عقدمون، عروسی کردیم. 💖💝 عروسیمونو طوری برگزار کردیم که همسرم هنوزم مثالشو برا دوستاش میزنه.😏 دوستایی که خرج بالای ازدواج رو بهونه میکنن و به فکر زن گرفتن نیستن.😑 یعنی حسابی دست همسرم پره تو بحثا.😆 البته از نظر خودم همچینم ساده نبودا.😉
مثلا به نظر من وقتی میشه تو خونه پدری که بزرگه، ولیمه داد، چه نیازی به تالار!
ولی برا بعضیا جالبه که ما تالار نگرفتیم.😁
یا مثلا تو جهازم، ما مبل و تخت و بوفه و میز وصندلی اینا نخریدیم.
حتی تلویزیون هم.📺
به نظرم ضرورتی نداشت.😎
خونه هم یه خونه ۵۰ متری اجاره کردیم و عشقمونو با وسایل زندگیمون توش چیدیم😍😍
به این ترتیب بخش جدیدی از زندگی من آغاز شد.
بعد عروسی درسم و نمراتم بهتر از زمان مجردی شد.😅
همسرم هم، که مثل من گرایش دیجیتال بود، خیلی کمکم کرد.👨💻
کارآموزی و پروژه کارشناسیم رو هم تو شرکتی که همسرم کار میکرد، به خوبی انجام دادم.😃
و بالاخره با لطف خدا، تیر ۹۶، با معدل بالای ۱۷ فارغ التحصیل شدم👨🎓
و اسفند همون سال، گل پسرمون 🌼محمد به دنیا اومد.👶
ادامه در پست های بعدی😉😉
#ه_محمدی
#برق91
#داستان_مادری
#تجربه_کار_با_بچه
#مادران_شریف
🍀🍀🍀
*کانال مادران شریف ایران زمین* @madaran_sharif
.
چند وقت پیش که دهه اول محرم بود، یه روز با #خانواده همسرم با یه ماشین دو سه تا هیئت رفتیم
.
تو فاصله یه هیئت به هیئت بعدی #زهرا_خانوممون حسابی خسته شده بود و خوابش میومد و من هر کاری میتونستم کردم و نخوابید!
.
خلاصه هم من #درمونده شده بودم از ناتوانی در خوابوندنش و به تبعش بی حوصلگی و نق زدنش و هم ایشون خیلی #درمونده شده بود از عدم توانایی من در خوابوندش و بد خواب شدنش...
.
پسر ده ساله خواهر شوهرم گفت بدینش من بخوابونمش!
.
منم با کلی پوزخند 😀 و نیشخند 😌 و تلخند 😏 گفتم باشه بگیر شما بخوابونش! (که یعنی مثلا من که مامانشم بعد از کلی تلاش نتونستم بخوابونمش تو چه جوری میخوای این کارو بکنی)
.
زهرا رو دادم بغل پسر عمه ش، در عرض چند ثانیه سرش رو گذاشت روی شونه پسر عمه ش و به خوابی عمیق فرو رفت!!!!
.
من😒 😐 😶 😳 😞 ☹️ .
زهرا👼 😁 ☺️ .
پسر عمه ش😬 😎 😏 .
این عکس رو هم همون موقع ازشون گرفتم.
.
و برای بار هزارم ذهنم درگیر یه موضوع تکراری شد؛ "چقدر حضور خانواده ها برای یه مادر کمکه!" .
همیشه وقتی حجم کارهای روزمره بهم فشار میاره پیش خودم یه حیاط تصور میکنم با کلی اتاق دورش که هر خانواده از فامیل یه اتاق داره و بچه ها صبح که چشماشونو میمالن میرن تو حیاط و تو حوض و باغچه، شب هم خسته و کوفته بیهوش میشن،
بچه های کوچیکم هی دست به دست میشن بغل بچه های بزرگتر، خاله و عمه و کلی آدم دیگه و سهم مادر توی این دست به دست شدن ها فقط به اندازه رتق و فتق های ضروری بچه ست... 😍 👨👩👧
.
و حسرت میخورم ازینکه الان دیگه اینجور خونه ها و زندگی ها نایاب شده.🚶 🏢 😪 😓
.
.
پ ن 1: من جامعه شناس نیستم که مشکلات و چالش های اون جور زندگی رو بررسی کنم و مقایسه کنم با زندگی های الان و اینکه چه شد که تغییر کردیم و کلی پارامتر دیگه هم بیاد وسط که آیا اینجور خوب است یا آنجور خوب بود؟ و ...
.
من یه مادرم با چالش ها و دغدغه های مادرانه و دیدن این واقعیت که بودن افرادی از خانواده برای کمک رسوندن به یه مادر با بچه های کوچیک چقدر زندگی رو شیرین تر میکنه،
هم برای اون مادر که بخشی از فشار های روزمره زندگی از دوشش برداشته میشه، هم برای خانواده ها که از وجود نوه، خواهر زاده، برادر زاده و... لذت ببرن و زندگی شون با معنا تر میشه و هم برای بچه که از نعمت هایی مثل مادر بزرگ، پدر بزرگ، عمه و خاله و عمو و دایی و بچه هاشون بهره مند میشه.
.
پ ن 2:
میفهمم که حالا همه چی عوض شده و توی شرایط موجود شاید برای اکثریت آدم های جامعه بازگشت به این جور سنت ها سخت و حتی غیر ممکن باشه، اختلاف نسل ها پر رنگ تر شده و شاید با وجود این اختلاف ها زندگی در کنار هم بیشتر از گره گشا بودن چالش زا باشه، ولی چیزی که مطمئنم اینه که اگه نمیشه کاملا به سنت ها بازگشت، شرایط موجود هم اصلا مطلوب نیست و حالا که ما مجبور به تغییر سبک زندگی و جدا شدن از خانواده ها شدیم باید راه حلی جدیدی رو پیدا کنیم که تا حد ممکن به مطلوبمون نزدیک بشیم.
.
پ ن 3:
چیزی که توی ذهنمه فقط این نیست که یه نفر بیاد کمکم و بچه م رو بدم دستش تا وقتم آزاد بشه، پس پرستار اصلا گزینه مطلوبم نیست، کنار خانواده بودن موضوعیت داره، سبک معماری خونه ها هم موضوعیت داره.
.
پ ن 4:
من خودم هنوز راه حل دائمی و خیلی ویژه ای رو عملیاتی نکردم! مثلا زندگی کردن با خانواده ها توی طبقات مختلف یک آپارتمان، یا حتی نزدیک بودن به منزل پدر... چون شرایط هیچ کدوم رو نداشتم ولی یه سری مسکن و راه حل موقت داشتم در این حد که مادرم یک روز بیاد پیشم یا من برم پیششون یا از دوستان کمک بگیرم.
.
شما مامانا تجربه و یا راه کاری در مورد این چالش دارین؟ مثلا به جای خانواده روی گروه های دوستی میشه حساب کرد؟ یا باید سعی کرد تا حد ممکن به خانواده بازگشت و شیوه ای نوین برای این کار پیدا کرد؟
.
#ف_جباری
#فیزیک92
#خانواده_گسترده
#کمک_خانواده
#زندگی_سنتی
#نوآوری
#سبک_زندگی
#مادران_شریف
🍀🍀🍀
*کانال مادران شریف ایران زمین*
@madaran_sharif