#مامان_ریاضیدان
(مامان ۳ دختر ۱۷، ۱۵ و ۴ ساله، و ۲ پسر ۱۰ و ۷ساله)
#قسمت_سوم
شهریور همان سالی که ارشد قبول شدم، فرزند اولم بهدنیا آمد.
مرخصی گرفتم تا بهتر بتوانم به دخترکم رسیدگی کنم.🥰
اما...🥺🥺
کوچولوی من فقط یک ماه مهمان ما بود و مهرماه به خاطر بیماری از دنیا رفت.😭🖤
حالم خیلی بد شد...
مرخصی را پس گرفتم و برگشتم سر کلاسهای دانشگاه...
تا کمتر به طفلکم فکر کنم.😓💔
از نظر روحی نیاز داشتم که زودتر بچهدار شوم...
ولی به توصیهٔ پزشک صبر کردیم...😔
در این فراغت اجباری، ارشد را یکساله تمام کردم و برای ادامهٔ زندگی مشترک به قم مهاجرت کردیم.
مهاجرت به قم، حالم را بهتر کرد.
آنجا را دوست داشتم.🥰
یک جور صمیمیت و یک رنگی و سادگی در اهالی آنجا حس میکردم.
تهران که بودیم، حس میکردم بین یک مسابقه محصور هستم!
همه دارند میدوند تا هر سال مدل فرش و پرده و وسایل زندگیشان را ارتقا دهند!
ولی در قم این فضا کمرنگتر بود.❤️
همیشه دوست داشتم ساده زندگی کنم.
و اتفاقاً با همین روحیه بود که پذیرفتم شریک زندگی یک طلبه بشوم...
بدون فاصله از ارشد، وارد مقطع دکتری شدم.🎓
در همان دانشگاه شریف.
که البته سختیهای رفتوآمد بین قم و تهران را داشت...
از همان ابتدا باید موضوع رسالهٔ دکتری را انتخاب میکردیم.
استاد راهنمایم، موضوعی را به من پیشنهاد دادند که با شرایط تحصیلی همسرم مرتبط بود.
فرمالسازی منطق اصول فقه!
موضوع سختی بود.
برای نوشتن پایاننامه، هم در کلاسهای اصول شرکت میکردم، و هم درسهای دکتری.😁
از طرفی در دانشگاه قم هم چند واحد تدریس گرفتم.👩🏻🏫
حسابی سرم به درس و بحث و نگارش پایاننامه گرم بود که دوباره باردار شدم.😍
به خاطر حال خراب بارداری، برنامههایم را متوقف کردم.
بعد هم تولد دخترکی که بعد از تجربهٔ تلخ قبلی، خیلی بیشتر قدرش را میدانستم.🥰
و میخواستم از همهٔ لحظههای حضورش لذت ببرم.💓
به یکباره، سرم خیلی شلوغتر از قبل شد!
با کمک همسرم، فقط میتوانستم به ضروریات خانه و دخترم برسم.
گاهی بدون حضور ایشان، نماز هم نمیشد بخوانم!🤷🏻♀️
تا قبل از مادر شدن چیزی از نکات تربیتی و فرزندپروی نمیدانستم.
ولی با تولد او احساس نیاز کردم تا این مسیر را هم مثل مسیر درس و دانشگاه، با آگاهی پیش ببرم.💗
کتاب میخواندم،
با افراد مطلع صحبت میکردم،
و در صورت نیاز از مشاورهای مورد اعتماد مشورت میگرفتم.☺️
حتی مدتی تصمیم گرفتیم در جلسات حدیثخوانی هفتگی که در خانه برگذار میکردیم، احادیث تربیتی مربوط به فرزندپروری را بخوانیم.👌🏻😃
فضای کاری همسرم هم الحمدلله درباره مسائل تربیتی بود و این باعث میشد که ایشان به مسائل تربیتی بچهها اهمیت بدهند.✨
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#مامان_ریاضیدان
(مامان ۳ دختر ۱۷، ۱۵ و ۴ساله، و ۲ پسر ۱۰ساله و ۷ساله )
#قسمت_چهارم
دخترم داشت بزرگ و بزرگتر میشد.😃
بیشتر ساعات روز را با همدیگر و مادر و دختری سپری میکردیم.
با هم بازی میکردیم.
برایش کتاب میخواندم.
مسجد میرفتیم.
و قرآن میخواندیم.😌
در کنارش سعی میکردم کارهای خیلی پیچیدهٔ پایاننامه را هم پیش ببرم.🤕
ولی موفقیت چندانی کسب نمیکردم.
نیاز به وقت و تمرکز زیادی داشتم که پیدا نمیکردم.
نزدیکیهای دوسالگی دخترم بود که مجددا باردار شدم و در دوسال و هفت ماهگیاش، دختر دومم هم به دنیا آمد.
خوشحال بودم از اینکه دوباره توفیق مادر شدن پیدا کردم.😍
ولی دیگر از اتمام دکتری ناامید شدم.🤷🏻♀️
با خودم میگفتم وقتی با یک بچه نتوانستم رسالهام را تمام کنم، با دو بچه که قطعا نمیشود!
اما از آنجایی که گمانش را هم نمیکردم، رزق خدا سر راهم قرار گرفت.❤️✨
یکی از دوستانم پیشنهاد داد پرستار بگیرم تا با تمرکز بتوانم روی رسالهٔ دکتری کار کنم.👌🏻
و قرار شد هزینهٔ پرستار را ایشان فعلا به ما قرض بدهد.
دختر دومم ۵ ماهه بود که پرستار مطمئنی پیدا کردیم و کار رساله به سرعت پیش رفت و یک سال و نیم بعدش از پایان نامه دفاع کردم و فارغالتحصیل شدم.😃🤲🏻
هر چند بعد از به دنیا آمدن دختر دومم، کارهای مادرانهام تا مدتی بیشتر شده بودند، اما دختر کوچولوهای من، خیلی زود همبازی شدند و نیازشان به من کمتر شد.
و من وقت کمتری را با بچهها میگذراندم.😊
این روند با آمدن بچههای بعدی هم ادامه پیدا کرد.
هرچه تعدادشان بیشتر میشد نیازشان به من هم کمتر میشد.😁
همبازی شدن با خواهرها و برادرهایشان را بیشتر دوست داشتند😄
دخترها بزرگ میشدند و به برکت حضور آنها کارهای من، اگرچه کند، ولی پیش میرفت.😌
میتوانستم برای پست داک (پسادکتری) دانشگاه شریف اقدام کنم.
ولی با توجه به شرایط خانوادگیام تصمیم دیگری گرفتم.👇🏻
قبلاً سابقهٔ تدریس در دانشگاه قم را داشتم.
آنجا مورد پسندم بود.🙂
دخترها و پسرها جدا از هم بودند و لازم نبود من دانشجوی پسر داشته باشم.
به همین خاطر بعد از فارغالتحصیلی درخواست دادم که هیئت علمی همان جا شوم.👌🏻
دوسالی طول کشید تا رسماً هیئت علمی شوم و در این مدت در کنار دخترها چند واحد حقالتدریسی در دانشگاه قم رفتم.
بازهٔ کوتاهی دختر دومم را مهد گذاشتم.
اما تجربهٔ خوبی نبود.😕
در سرما و گرما، صبح زود باید بیدارش میکردم،
صبحانه و ناهار و میان وعده میگذاشتم،
و میبردم و تحویل مهد میدادم.
شرایط تربیتی آنجا هم با استانداردهایی که در ذهن داشتم خیلی فاصله داشت و باعث شد دیگر هیچوقت به مهدکودک فکر نکنم.🙁
تصمیم گرفتم باز هم از پرستار کمک بگیرم.
زمانهایی که تدریس داشتم از پرستار میخواستم کنار بچهها در خانه باشند.
برای انتخاب پرستار، ملاک مهمی که داشتم این بود که بچهها بتوانند رابطه عاطفی با او برقرار کنند.👌🏻
پرستار هم بتواند در نبود من نیاز بچهها به توجه و محبت را تامین کند.
پیدا کردن این پرستار هم رزق بچهها بود و سالهاست که ایشان در نبود من، برای بچهها مادری میکنند.❤️
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
❤️ ⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️❤️
🌹🌹سلام 🌹🌹
🌿 من فاطمه شریف زاده هستم🧕
🌿یه دهه هشتادی#۸۰
🌿دانشجو📚🎓
و الحمدلله مامان چهار فرشته 🧒🧒🧒🧒
داستان زندگیم رو اینجا سنجاق کردم🌼
خوشحال میشم همراه ماباشید😍
به کانال #مادر_جوان_ایران🇮🇷 بپیوندید👇👇
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/802554046Cf7508f906d
💜نخستین طرح ملی ایران جوان💜
تکریم زوجهای دانشجوی دارای فرزند متولد ۱۴۰۱
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
مادران شریف ایران زمین
❤️ ⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️❤️ 🌹🌹سلام 🌹🌹 🌿 من فاطمه شریف زاده هستم🧕 🌿یه دهه هشتادی#۸۰ 🌿دا
خانم شریفزاده عزیز، از جوانترین مادران هستن که ۴ تا هم فرزند دارن
و از تجربیات و قصه زندگیشون میگن👇🏻👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/802554046Cf7508f906d
#مامان_ریاضیدان
(مامان ۳ دختر ۱۷، ۱۵ و ۴ ساله، و ۲ پسر ۱۰ و ۷ساله )
#قسمت_پنجم
مسائل تربیتی بچهها، از ابتدا هم برای من و هم همسرم مهم بود.
ممکن بود در بعضی مسائل اختلاف نظری بین ما وجود داشته باشد، اما حفظ احترام و صمیمیت از همه مهمتر بود.🥰❤️
مهم بود که بچهها ببینند ما احترام یکدیگر را حفظ میکنیم؛
نه اینکه کدامیک درست میگوییم و کدام نادرست!
البته از آنجایی که همسرم مباحث تربیتی را دنبال میکردند، معمولاً حرف ایشان را درست میدانستم.👌🏻
خیلی به خودمان سخت نمیگرفتیم که نظریات مختلف تربیتی را بخوانیم و بررسی و انتخاب کنیم!
چند اصل کلی را مد نظر داشتیم و سعی میکردیم آنها را با دقت اجرا کنیم.
مثلاً تا وقتی بچهها زیر ۷ سالشان بود، حواسمان بود که آنها باید سروری کنند!😌
و سعی میکردیم بکن نکن و امرونهی بیجا نداشته باشیم.🙃
یکی از اقداماتی که در این زمینه انجام دادیم این بود که خانه را برای بچهها مناسبسازی کردیم!
مادر من خانهدار بودند و کدبانو.👩🏻🦱 بههمین دلیل اوایل برای خودم هم نظم خانه اصالت داشت!
ولی به مرور پذیرفتم که بهتر است خودم را از این زندان ذهنی رها کنم.😏
تصمیم گرفتیم خانه را طوری طراحی کنیم که مناسب حضور آزادانهٔ بچهها باشد.🏃🏻
وسایل خانه را طوری چیدیم که هم بچهها و هم ما راحت زندگی کنیم!
وسایل دکوری و خطرناک نداشتیم. چون خانهٔ ما نمایشگاه نبود!
قرار بود در این خانه با تعدادی بچه زندگی کنیم!🥳
با آزادی دادن به بچهها، طبیعتاً خانهٔ ما نسبتاً بینظم میشد!!😁
اینکه همه چیز سر جایش باشد،
ساعت خواب و بیداری و غذا خوردن مشخص باشد،
و همه جا تمیز باشد،
خیلی وقتها با سبک زندگی پرمشغلهٔ ما ممکن نبود.🤷🏻♀️
من هم ذهنم را از این قوانین خالی کردم💆🏻♀️ و اجازه دادم بچهها آزاد باشند.
نه اینکه من خیلی متمدّنانه بخواهم آزادی را به فرزندانم هدیه دهم!😁
بلکه این حالت اقتضای سبک زندگی پرمشغلهٔ ما بود.
مخصوصاً با بیشتر شدن بچهها، اساسا وقت اینکه بخواهم درگیر امرونهی جزئیات شوم را نداشتم!🙃
همین که بچهها خودشان مشغول کاری میشدند که زشت و خطرناک نبود، برای من قابل قبول بود.👌🏻😊
در این مسیر بچهها تجارب ارزشمندی هم به دست میآورند که شاید اگر من فراغت بیشتری داشتم، با کنترلگری مادرانه، آنها را از کسب این تجربهها محروم میکردم.😅
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#مامان_ریاضیدان
(مامان ۳ دختر ۱۷، ۱۵ و ۴ساله، و ۲ پسر ۱۰ و ۷ساله )
#قسمت_ششم
موقع اذان که میشد، خیلی وقتها با هم به مسجد محل میرفتیم.
برایمان مهم بود که بچهها، مفاهیم دینی را هم یاد بگیرند و مسجد رفتن را بهترین راه برای این کار میدیدیم.
مساجد اطرافمان خدا را شکر، مساجد فعالی بودند و امکانات تفریحی و آموزشی خوبی برای کودکان داشتند.😄
طوری که مسجد رفتن، یکی از تفریحات خانوادگی ما به حساب میآمد!😁
بچهها با انس با مسجد، خیلی از مفاهیم دینی را میفهمیدند و انجام میدادند.
و این برای من خیلی دوستداشتنی بود💖
درحقیقت، اتصال بچهها به مسجد، نعمت خیلی بزرگی بود.👌🏻
برنامهٔ بعدی ما خواندن قرآن برای بچهها بود.
این را وظیفهٔ شرعی خودم میدانستم که به آنها قرآن را یاد بدهم.
هر چقدر هم که مشغله داشتم، این را کنار نگذاشتم.👌🏻
از فرصتهای کوتاه با هم بودن استفاده میکردیم و قرآن میخواندیم.
مثلاً اوقاتی که در ماشین با هم بودیم.😃
دخترها بزرگ و بزرگتر میشدند.
دختر اولم به سنین مدرسه رسید.😍
باید برایش یک مدرسه انتخاب میکردم.
اصراری نداشتم که همهٔ همکلاسیهایش مذهبی باشند،
ولی او را جایی ثبت نام کردم که قرآن هم در حاشیه نباشد!
و آموزش قرآن را جدی بگیرند.😌
دختر کوچولوی من، حالا بزرگ شده بود.💕😍
دوست داشتم از همان ابتدا، در کارهای درسیاش مستقل بار بیاید و بدون نیاز به سرکشی من، بتواند کارهایش را انجام دهد.
طبیعتاً چند ماهی کاملاً به من وابسته بود، ولی کمکم مستقل شد و توانست از پس کارهای خودش بربیاید.😃
با ۷ ساله شدنش✨، کمکم مسئولیتهای مختلف را بر عهدهاش گذاشتیم.
یکی از مسئولیتها، جمعوجور کردن وسایل خودشان و کمک در تمیز کردن خانه بود.
بله!😌
در خانهٔ ما، کوچولوها آزاد بودند و بزرگترها خودشان نیروی کمکی محسوب میشدند.😄
مخصوصاً با بیشتر شدن بچهها، این نیروی کمکی قابل توجهتر میشد.😉
از آنجایی که سعی کرده بودیم در سنین خردسالی، احساس آزادی داشته باشد، حالا میدیدیم که به لطف خدا، خیلی راحت نظم و قانون را میپذیرد و از پس مسئولیتهایش برمیآید.🥰😙
یکی از قانونها و مسئولیتهایی که برایش تعیین کردیم، نماز خواندن بود.☺️
طبق روایات، از ۷ سالگی بچهها از آنها میخواستیم نماز بخوانند.
چه دختر و چه پسر.
اینجا هم مسجد رفتن کمک خیلی خوبی بود.
چون نمازشان را در حلقهٔ دوستانشان میخواندند و نیازی به تذکر ما نبود.😄
دختر دومی چهار سال را رد کرده بود که من دوباره باردار شدم.😊
حدوداً سال ۱۳۹۰ بود.
آن موقع یک ترم بود که هیئت علمی دانشگاه قم شده بودم.
پسر کوچولوی من که به دنیا آمد،👶🏻 مرخصی گرفتم.
ولی دوران آن خیلی زود گذشت و پسرم ده ماهه که شد باید دوباره برمیگشتم سرکلاس!
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
امام حسين (عليه السلام):
دانش، بارور كنندهٔ شناخت است و تجربههاى زياد، افزاينده خرد.
العِلمُ لِقاحُ المَعرفةِ، وطُولُ التّجارِبِ زِيادَةٌ في العَقلِ.
(أعلام الدين، ۲۹۸)
💛مه منوّر شعبان مه رسول خداست
❤️مه مبارک میلاد سیدالشهداست
ولادت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و روز پاسدار بر خانوادهٔ پاسداران، مبارک باد.
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif