بِسمِالله...🌤
[السلام علیک یا صاحب الزمان]
#راه_روشن🌱
امام علی علیه السلام
هر که ما را دوست دارد باید به کردار ما عمل کند و رداى پارسایى در برکند.
📜غرر الحکم: ح۸۴۸۳
🌱🌷🌱🌷🌱
@madaranasemanisb
پیر ماگـفت:
ڪہ ایران حرم فـاطمہ ست
بےجہت نـیست
ڪہ درقـلـب جهان جا داریم
اینهم ازدولت زهـراست
ڪہ ما برسرمان
سایہ ی رهبرے حضرت #آقا داریم
#رهبرانه
🌷🌱🌷🌱🌷
@madaranasemanisb
#ڪلام_شهید♥️🍃
خداوند از مومن ادایِ تکلیف را مۍخواهد ،
نه نوع کار و بزرگی و کوچکی آن را ...
فقط #اخلاص ...
و با دیدِ تکلیفی
بھ وظیفه توجه ڪردن !
#شهیدآقامهدیباکرۍ
پ.ن:
با کارهاے کوچک و سرشار از اخلاص هم میتونیم به بالاترین درجات برسیم
«فقط اخلاص براۍ خدا»
🌱✨🌱✨🌱
@madaranasemanisb
#دلنوشته ❤️
مرا بالی است از پَرواز مانده🕊
قدمهایی است در آغاز مانده
شهيدان دستهايم را بگیرید🙏
منم همراه ِ از رهَ باز مانده
آی #شهدا!!
#همیشه_نگاهی
🌱🌷🌱🌷🌱
@madaranasemanisb
#دل_بده❤️
🦋
این #شهدا
اول مراقبت از دلشون کردن،
بعد مدافع حرم شدند.
چون قلبـ خونهی خداست.
از حرم خدا خوب دفاع کردند
که بهشون لیاقت
دفاع از حرم حضرت زینب
رو دادند.
#حاج_حسین_یکتا
🌱🌷🌱🌷🌱
@madaranasemanisb
روایت "آقا"از شهیدی که مادرش فکر می کرد جاروکش سپاه است ...
مقام معظم رهبری :"در اطلاعاتی که به من داده شد، خواندم که در بین همین شهدای همدانِ شما، یک سردار سپاهی - که دارای شأن و موقعیتی هم بوده است - وجود داشته که وقتی مادرش از او میپرسد تو در سپاه چه کارهای، جواب میدهد: من در سپاه جاروکشی میکنم.
مادرش خیال میکرده واقعاً این جوان در سپاه یک مستخدم معمولی است. حتی وقتی برای این جوان به خواستگاری هم میروند و خانوادهی دختر سؤال میکنند پسر شما چهکاره است، مادرش میگوید در سپاه مستخدم است!
بعد در اجتماعی که مراسمی بوده، یک نفر داشته سخنرانی میکرده، این مادر میبیند آن شخص خیلی شبیه پسرش است. میپرسد این شخص کیست.
میگویند این فلانی است؛ یکی از سرداران سپاه. آن مادر، آن وقت پسرش را میشناسد!
شهید ناصر قاسمی فرمانده بسیج همدان در سالهای میانی جنگ و فرمانده محور عملیاتی لشکر انصار الحسین در عملیات کربلای پنج بود که در شلمچه سال 65 به شهادت رسید
#اخلاق_شهدا
#شهید_ناصر_قاسمی
🌷🌱🌷🌱🌷
@madaranasemanisb
داستان_های_پندآموز
#سه_دقیقه_تاقیامت
🔹قسمت اول
🌸ضمن عرض سلام و ادب خدمت شما بزرگواران...
🍀کتاب #سه_دقیقه_تا_قیامت داستان زندگی یک مدافع و جانباز حرم هست که طی یک عمل جراحی که داشته به مدت سه دقیقه از دنیا می رود و سپس با شوک ایجاد شده در اتاق عمل دوباره به زندگی برمی گردد .
🔴اما در همین زمان کوتاه چیزهایی دیده که درک آن برای افراد عادی خیلی سخت است...
🔰البته ایشون در ابتدا به شدت در مورد اینکه ماجراش پخش بشه مقاومت کرده اما در نهایت راضی شده که تا حدی چیزهایی رو تعریف بکنه
♦️و طبق گفته بسیاری از دوستانش بعد از عمل جراحی اخلاق و رفتار فوق العاده خوبی پیدا کرده.
🔆در ادامه بقیه ماجرا را از زبان خود این جانباز عزیز می خوانیم:
💠پسری بودم که در مسجد و پای منبر منبرها بزرگ شده بودم.
🍃در خانوادهای مذهبی رشد کردم و در پایگاه بسیج یکی از مساجد شهر فعالیت داشتم.
♻️سالهای آخر دفاع مقدس شب و روز ما حضور در مسجد بود.
💠 با اصرار و التماس و دعا و ناله به جبهه اعزام شدم.
من در یکی از شهرهای کوچک اصفهان زندگی می کردم. دوران جبهه خیلی زود تمام شد و حسرت شهادت بر دل من ماند..
🌷اما دست از تلاش و انجام معنویات بر نمی داشتم و میدانستم که شهدا قبل از جهاد اصغر در جهاد اکبر موفق بودند
♦️ به همین خاطر در نوجوانی تمام همت من این بود که گناه نکنم ...وقتی به مسجد میرفتم سرم پایین بود که نگاهم با نامحرم برخورد نداشته باشد.
💠یک شب با خدا خلوت کردم و خیلی گریه کردم...
در همان حال و هوای ۱۷ سالگی از خدا خواستم تا من آلوده به این دنیای زشتیها و گناهان نشوم و به حضرت عزرائیل التماس میکردم که جان مرا زودتر بگیرد...!
ادامه دارد...
@madaranasemanisb