eitaa logo
مدار مادران انقلابی "مادرانه"
602 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
185 ویدیو
68 فایل
مادرانه، تلاشِ جمعیِ مادران؛ برای بالندگیِ خود، فرزندان، خانواده و ایران اسلامی. 🔰 از طریق شناسه‌ی زیر @madaremadari در «پیام‌رسان‌ بله» با ما مرتبط شوید. ble.ir/madaremadary
مشاهده در ایتا
دانلود
به همین سادگی چیزی که خیلی حالم را خوب کرد، صوت روضه‌ای بود که خیلی آرام پخش می‌شد. صبح خیلی حالم خوب نبود، حتی داشتم پشیمان می‌شدم از اینکه در روضه شرکت کنم، اما رفتم. وقتی دیدم صوت روضه پخش می‌شود و بچه‌هاگوشه‌ای بازی می‌کنند؛ خیلی حس خوبی گرفتم؛ حس شبه ایام نزدیک به اربعین که منتظر هستی ببینی امسال قسمت می‌شود بروی پیاده‌روی یا نه. خدا برکت بدهد به این مدل روضه‌های ساده. 🖊ر.نژاد اسماعیلی "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
و در نهایت، از مسیری که از خدمت به شهدا و خانواده‌هایشان می‌گذشت، خلبان هواپیمای شهادت شد و به سوی امام حسین (ع) پرواز کرد. احد زرنگی‌پور، فدایی آقا شد. اما او در این راه تنها نبود؛ زمینه‌ساز زرنگ شدن و خدایی شدن، مادری بود که آن روز با صلابت، اما با داغی سنگین در دل، پیش روی‌ ما نشسته بود و به فدایی شدن پسرش برای نایب امام زمان (عج) افتخار می‌کرد. اگر مادرانه مراقب محیط تربیتی پسرش نبود، اگر بقول خودش، مثل کنترل تلویزیون، از راه دور و نامحسوس رفقا و هم‌‌مدرسه‌ای‌هایش را زیرنظر نمی‌گرفت، آن نهال هرگز چنین درخت تناوری نمی‌شد. مادر شهید، آن روز برای ما تجلی «ما رایت الا جمیلاً» حضرت زینب (س) بود و پیام‌آور خون پسرش... و حالا، تکه‌های جورچین، کم کم دارند کامل می‌شوند‌. 🖊ز.ر "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
خواهرانی از جنس آیینه بچه‌ها یکی یکی قدم بر چشم من گذاشتند و مهمان خانه حضرت زهرا (س) شدند. با دیدن تک‌تکشان خوشحال بودم... دوستانی از جنس نور و معرفت دوستانی بی آلایش و آرام دور از حسادت مهربان و لطیف آموزگاران بی‌منت رفیقانی دلسوز کسانی که از بودن در کنارشان نه دلی می‌رنجد نه قلبی می‌شکند و نه غصه به دل می‌نشیند... مادرانی از جنس نور و محبت که تذکراتشان با تجربه‌هایشان عجین شده... خدایا ممنونم که بخش مهم زندگی من را با دوستانی از جنس خودت برایم رقم زدی. جمع صمیمانه مادرانه ما با بیانات حکیمانه رهبر عزیزمان و دعای توسل و معرفی کتاب ۴۰ حدیث برگزار شد. خانه کوچک ما از هیاهوی صدای کودکان به وجد آمده بود، دیدن فرزندانی در همه سن برایم زیبا و ستودنی بود. الهی روزی سربازی و خدمت به امام زمان (عج) را روزیشان کند و باعث سربلندی خانواده‌هایشان شوند. 🖊مرضیه کارنما "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
از سوگ پدر تا اقتدای دوباره امروز، همه‌ی ما حال عجیبی داشتیم؛ قلب‌هایمان لبریز از بغض و غم بود. هنوز رفتن عزیز دل‌مان، رهبر بصیر و مقتدرمان، باورمان نمی‌شود و هنوز آن‌طور که باید در سوگ فقدانش نسوخته‌ایم و عزادار نشده‌ایم. اما چون زینب کبری(س) در هر شرایطی به ولیّ خود اقتدا کرد، ما نیز اکنون به ولی جدیدمان اقتدا کرده و بیانات پر مغز و جامعش را می‌خوانیم؛ تا چراغ راه را گم نکنیم و هرگز از مسیر نورانی به در نشویم. و این غم فقدان را به تبیینِ آرمان‌های ایشان تبدیل می‌کنیم. که سند افتخار زندگی امامین انقلاب، تأسّی به امیرالمؤمنین علیه‌السلام بوده است ۱۴/خرداد/۱۴۰۵ 🖊حبیبه سادات مهدوی "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
همدلی از زمانی که وارد خانه‌ی محبوبه شدیم تا وقتی که جمع‌مان جمع شد، گفتیم و خندیدیم و گپ زدیم؛ مثل خواهرهایی که هفته‌به‌هفته خانه‌ی یکی جمع می‌شوند و معاشرت می‌کنند. چای اول را خوردیم. قرآن‌ها را باز کردیم و با خواندن سوره‌ی فتح، فضای جلسه جدی شد. پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز معلم و کارگر را هم خواندیم و درباره‌اش بحث کردیم. چراغ‌قوه انداخته بودیم روی واژه‌ها و تأکیدات امام خامنه‌ای را به هم یادآوری می‌کردیم. راهنمای هم شده بودیم در پیدا کردن مسیر. بعد صلوات فرستادیم و، در حالی‌که چای دوم را مزه‌مزه می‌کردیم، هرکس تجربه‌ای می‌گفت که حس می‌کرد به درد بقیه می‌خورد؛ از معرفی پزشک خوب تا روش پخت حلوای عراقی و راه‌های سازگاری همسران با هم بعد از چند سال زندگی مشترک. آخر جلسه هم دعای توسل خواندیم و برای هم دعا کردیم؛ برای سلامتی سحر و توراهی‌اش، برای برکت خانه‌ی محبوبه، و برای حاجت‌روا شدن همه‌مان. این، نمای کلی روضه‌ی خانگی ما در محله بود؛ جایی که برای هم خواهر، راهنما، معلم و دعاگو می‌شویم و بعد با قلبی گرم‌تر و امیدوارتر برمی‌گردیم به خانه‌هایمان. خدا مادرانه را برای ما و ما را برای مادرانه نگه دارد. 🖊حدیث زارعی "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
معجزه‌‌ی قطره‌های کوچک عید غدیری که امسال در «مادرانه» برگزار کردیم، متفاوت بود. ابتدا تصور نمی‌کردم هزینه تهیه‌ی ساندویچ تأمین شود؛ چون خیلی گران می‌شد و فکر می‌کردم باید به فکر غذای‌ ساده‌تر باشیم. اما همیشه برد با جماعتی است که همبستگی و اتحاد دارند. توانستیم با تعیین سهم‌های اندک، افراد بیشتری را شریک کنیم و در نهایت مبلغ قابل توجهی جمع شد و توانستیم دوهزار ساندویچ تهیه کنیم. چقدر خوب است که می‌شود با این روش، کارهای بزرگ انجام داد و گره‌های بزرگ باز کرد. مثل مردمی که هر شب قطره‌قطره دور هم جمع شدند، شعار دادند، موکب زدند، پرچم گرداندند و هزاران اتفاق خوب را رقم زدند. این درست مصداق همان ضرب‌المثل است که: «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود» این شب‌ها دریایی شد به وسعت تاریخی که بنویسد: «مردم ایران، پیروز نهایی جنگ با آمریکای جنایتکار هستند.» 🖊تکتم ضیافروغی "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
«یه روضه مهمون نشیم؟» این آخرین پیامی بود که در گروه محله فرستاده شده بود و نشان از یک روضه خانگی دیگر داشت. حقیقتش این‌قدر حال روحی بدی داشتم (و دارم) که اصلاً حوصله هیچ‌چیز را نداشتم؛ حتی روضه‌های هفتگیِ «مادرانه» که جزئی از زندگی‌ام شده بود. پس بی‌خیال از کنار پیام گذشتم. ساعتی نگذشته بود که دیدم لیست در حال پر شدن است. نه، نمی‌شد! هرچه خودم را به بی‌خیالی زدم، فایده‌ای نداشت. باید از ساحلِ منفعلِ این روزها جدا می‌شدم و دل به دریای بیکرانِ انجام وظیفه می‌زدم. مگر نه اینکه برای رسیدن به قله باید تلاش کرد، سخنان ولی را به گوش جان سپرد و به آن‌ها جامه عمل پوشاند؟ اسمم را در لیست وارد کردم. طبق معمول، چالش‌ها برای منصرف کردنم قطار شدند، اما این بار من بودم که یکی‌یکی بهانه‌ها را کنار زدم تا به منزلگاه مقصود برسم. حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمودند: «اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ؛ خدایا مرا خرج کاری کن که برای آن آفریدی‌ام.» 🖊 ر.ر می‌نویسیم زینب تا به رسم ادب زینب‌گونه به ولی‌مان اقتدا کنیم. بیانات را می‌خوانیم تا چراغ راه را گم نکرده و در مسیر بمانیم و صدای امام‌مان را به همه عالم برسانیم. "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
عَلم بر دوش روی باز و گشوده میزبان عزیز، گرمای تابستان را از تنمان بیرون کرد و شد گرمای جمع صمیمانه و بی‌ریای مادرانه. همه منتظر بودیم تا صحبت‌های اخیر رهبر عزیزمان را بخوانیم و با جان نوش کنیم. قلب‌هایمان با خواندن بیانات فشرده‌تر و تنگتر شد برای رهبر‌شهید‌،‌ مظلوم‌ و‌ مقتدرمان‌ اما این روزها فقط وقت عزاداری نیست، بلکه باید‌ برخاست‌ باید‌ برخاست‌ و با تجدید عهد، قدم‌ها را محکم‌تر برداشت تا این عَلم را به دست صاحب الزمان رساند. 🖊حبیبه سادات مهدوی می‌نویسیم زینب تا به رسم ادب زینب‌گونه به ولی‌مان اقتدا کنیم. بیانات را می‌خوانیم تا چراغ راه را گم نکرده و در مسیر بمانیم و صدای امام‌مان را به همه عالم برسانیم. "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
عهد بستیم که مکتب امام شهید را پاس بداریم، آن طریق مستقیمی را که ترسیم کردند با استقامت بپیماییم، در این راه از سختی‌ها نهراسیم و همچون ایشان، به بِشارات و وعده‌های الهی دل ببندیم؛ و در نهایت، انتقام خون پاک ایشان و همه‌‌ی شهدای این دو جنگ را از قاتلان جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. به یاری خود امام شهید و به دعای حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ان‌شاءالله 🖊ز.مختارآبادی می‌نویسیم زینب تا به رسم ادب زینب‌گونه به ولی‌مان اقتدا کنیم. بیانات را می‌خوانیم تا چراغ راه را گم نکرده و در مسیر بمانیم و صدای امام‌مان را به همه عالم برسانیم. "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله| ایتا
ایستادگی در سوگ اینجا هیئت ماهانه محله‌ی شهید سپهبد قرنی است؛ و این ماه، اهالی آن مأموریتی دیگر یافته‌اند و آن (زبانم لال شود که این را می‌گویم اما…) برپایی مراسم ختم رهبر شهیدمان. او که دلیل نفس کشیدن‌های ما در تمام این سال‌های زندگی است… گویا جان تک‌تکمان را در این روزها تشییع کردند و حالا، نوبت تدفین است. آن زیلوی پهن بر کف، آن میز و صندلی، آن عبا و عمامه و چفیه‌ای که در گوشه‌ای از مسجد کنار هم می‌چینیم؛ انگار قطعات پازلی هستند که می‌خواهند رفتنِ جانمان را بیش از پیش به رخ بکشند… البته همان جانی که از او می‌گویم، جنس عزای ما را چیز دیگری تعریف کرده است… عزای ما، گرچه جان‌کاه است، اما جان‌بخش هم هست… جان تازه می‌بخشد… آقاجانمان، نفسمان، عمرمان… بله، چشم! گرچه زیر بار این غم خمیده‌ایم، اما… اما یک عمر پای درستان ننشستیم که بگوییم دیگر تمام شد! خوب می‌دانیم که وقت آن رسیده برخیزیم و یکدست و متحد، برای خونخواهی حسینیانِ زمان و تحقق آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی، نقش‌آفرینی کنیم. دستمان را بگیر💚 🖊فاطمه بهزادی "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
قدرت عهد و پیمان بحث جدیدی باز شد و فضای جلسه‌ی معماران گرم شد؛ به اینجا رسیدیم که "همه‌ی ما با یک چالش همیشگی درگیر هستیم: شروع می‌کنیم اما نمی‌توانیم ادامه بدهیم.» مثلاً برای ورزش کردن، اپلیکیشن‌ها را نصب می‌کنیم و دوره‌های مختلف را می‌خریم، اما آن اراده‌ی لازم برای «مداومت» را نداریم. این موضوع به‌خصوص برای ما خانم‌ها که می‌خواهیم بدنمان را برای رسالتی بزرگ مثل باروری و مادری سالم آماده کنیم، بسیار حیاتی است. در جلسه‌ی اخیر، راه حلِی متفاوت شنیدم که تلنگری جذاب برایم بود. دوستم می‌گفت: «زمان‌هایی که می‌بینم نمی‌توانم بر اراده‌ام غلبه کنم، عهد می‌بندم و قول می‌دهم...» او توصیه می‌کرد که اگر اراده‌ات کم است، به جای جنگیدن با خودت، با یک بزرگ یا یک شهید عهد ببند. مثلاً در مورد ورزش برای آمادگی پیش از بارداری یا مادریِ سالم، چقدر زیبا می‌شود اگر با آقای شهیدمان عهد ببندیم؛ چرا که ایشان تولد فرزند را بسیار دوست داشتند. می‌توان گفت: «شهید عزیز، من می‌خواهم برای اینکه بدنم آماده‌ی فرزندآوری و خدمت باشد، روزی نیم ساعت ورزش کنم؛ این کار را برای رضای خدا، به سفارش شما و برای همین هدف انجام می‌دهم؛ پس در این مسیر یاری‌ام کن و به من کمک کن تا استقامت کنم.» وقتی هدف از خستگی شخصی به کمک به یک آرمان تغییر می‌کند، دیگر آن نیم ساعت ورزش، فقط یک تمرین ورزشی نیست؛ بلکه یک قرار ملاقات و یک عهد است که نمی‌شود آن را زیر پا گذاشت." 🖊زهرا کمساری "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا
وسع ما برای ولی با دیدن قیمت تاکسی اینترنتی گفتم: «وای، چقدر گرون شده!» ولی این مانع من نمی‌شد که «معماران» را رها کنم؛ حتی وقتی با سختی طفل نوپایم را راضی می‌کردم که به معماران بیاید، حتی وقتی از نظر روحی حال خوبی نداشتم تا حدی که نشستن در جمع برایم عذاب‌آور بود، حتی... شرایط سخت‌تر از این هم داشتم، اما معماران را رها نکردم. نمی‌دانستم چرا؟! فقط تحت یک اجبار درونی انجامش می‌دادم؛ اما الان راضی هستم و می‌دانم که این میدان به منِ مادر نیاز دارد و چه بهتر که مسلح به کلام ولی باشیم، در خط ولی باشیم، و آنچه ولی از ما می‌خواهد را بخوانیم، بفهمیم و عمل کنیم. نه! هزینه‌ی تاکسی که چیزی نیست؛ قرار است من در راه ولی جان خودم را هم تقدیم کنم. "مادرانه" 🔹وب‌گاه | بله | ایتا