eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
23هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
آمده موسم تنهایی و حیران شده ام دادم از دست تو را، سخت پریشان شده ام رفتی و بعد تو من پاره گریبان شده ام نظری کن چقدر بی سر و سامان شده ام چشم بد بعد تو دنبال من افتاد حسین خواهرت را نکند برده ای از یاد حسین؟! چند مرکب پیِ من پشت سرم تاخته اند عده ای چشم به سوی حرم انداخته اند این طرف روی تنت کوه سنان ساخته اند سنگ دل ها سرفرصت به تو پرداخته اند یک نفر هستم و از چند طرف درگیرم به خود فاطمه سوگند که بی تقصیرم رکن من بودی و از رکن و اساس افتادم کعب نی خوردم و عشق تو نرفت از یادم " زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم" گم شده بین شلوغی سخن و فریادم شاهدی داد زدم... گریه کنان می گفتم با صدایی که گرفته سویشان می گفتم: جوشن مانده به روی بدنش را نبرید سخت جا رفته... عقیق یمنش را نبرید با سر نیزه توان سخنش را نبرید هرچه بردید ولی پیرهنش را نبرید بگذارید نگاهی به سویش بندازم لااقل چادر خود را به رویش بندازم 🔸شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
نه روز عید صیام و نه عید قربان است چه روی داده که شام این همه چراغان است زنان شام همه می زنند و می رقصند به هر که می نگرم سخت شاد و خندان است چه روی داده که در دست شامیان سنگ است مگر سه ساله ی زهرا به شام مهمان است میان هلهله ها هیجده سر است به نی به هر سری نگرم مثل ماهِ تابان است سری به نوک سنان می خورد لبش بر هم عیان زحنجر خشکش صدای قرآن است نقاب بانویی از گرد و خاک و خون سر است حجاب دخترکی گیسوی پریشان است سوار ناقه جوانی است در غل و زنجیر که چشم سلسله بر ساق پاش گریان است دلا در آتش غم همچو آفتاب بسوز که سایبان اسیران سر شهیدان است تن ضعیف و غل و داغ و گردن مجروح خدای رحم کند آفتاب، سوزان است هنوز بر لبش آثار تشنه گی پیداست هنوز آب به او، او به آب عطشان است سر حسین به بالای نیزه قرآن خواند یکی نگفت که این سر سرِ مسلمان است حرامیان ستم پیشه کعب نی نزنید به کودکی که تنش مثل بید لرزان است ز دست دختر زهرا طناب باز کنید که او بر این اسرا یاور و نگهبان است زسیل اشک جهان را خراب کن "میثم" که جای گنج الهی به شام ویران است 🔸شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
بابا برایم روزها گرما ضرر دارد شب هم که شد بر زخم من سرما ضرر دارد دنیای من بعد از غروب تو برای من یک لحظه هم ماندن در این دنیا ضرر دارد دوری از تو دوستی ام را دو چندان کرد این دوری اما بعد عاشورا ضرر دارد سیلی که جای خود نسیم داغ صحرا هم حتما برای گونه ی زیبا ضرر دارد سیلی نه بعد از اصغرت در غربت شبها دیگر برای گوش من لالا... ضرر دارد آن که ز روی ناقه ای افتاده می فهمد یک عمر این افتادن از بالا ضرر دارد فهمیده ام از ضربت سنگین سیلی ها گاهی برایم گفتنِ بابا ضرر دارد چون حرفِ با لب را به هم چسبانده تکرارِ بابا برای زخمِ این لب ها ضرر دارد 🔸شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
ای سایه سرم به سرم باش یاحسین هر دم فروغ چشم ترم باش یاحسین من روی ناقه گریه کنم از برای تو تو روی نیزه نوحه گرم باش یاحسین قرآن بخوان که دل شده تنگ صدای تو آرامش دل و جگرم باش یاحسین ای از مدینه همسفرم ای برادرم مثل همیشه دور و برم باش یاحسین همچون هلال گاه عیانی و گه نهان قدری مقابل نظرم باش یاحسین منکه نشد به پیکر تو سایبان شوم اما تو سایبان سرم باش یاحسین اطراف من ببین ،به علمدار خود بگو همواره پاسدار حرم باش یاحسین با دیدن سر علی اصغر رباب گفت... خیلی مراقب پسرم باش یاحسین 🔸شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
ای چشمهای هرزۀ شامی، حیا کنید ناموسِ اهلبیت و تماشا! اِبا کنید این ازدحامِ زشتِ اَراذل برای چیست بر آل پاک فاطمه کمتر جفا کنید ما را اسیرِ خارجی و بَرده خوانده اید شرم از امامِ قافلۀ مصطفا کنید عمامۀ امام زمان زیر شعله سوخت رحمی بحال سید مظلوم ما کنید بارانِ سنگها سرِ ما را نشان گرفت یک بار هم نشد که هدف را خطا کنید جای سرِ بریده مگر زیر دست و پاست بهتر که جایشان به سرِ نیزه ها کنید دَف میزنید و هدیه به رقاصه ها دهید خون تا به چند بر جگر هَل اَتا کنید دورِ کجاوه ها سرِ بابا چه میکند این داغدیدگان حرم را رها کنید با آستین حجابِ حرم حفظ شد،چرا با اهلبیت فاطمه اینگونه تا کنید یک صبح تا غروب، اهانت بما بس است دیگر برای قافله یک راه وا کنید ذکر علی اگر که گناه کبیره است پس لااقل حقوق پیمبر ادا کنید از کوچۀ یهود و نصارا حذر دهید تا چند ناروا به دلِ ما روا کنید جشن و سرور و خنده و تحقیر و ناسزا قدری حیا ز قاری قرآن ما کنید ما را محلِ برده فروشان روا نبود یک ذره یادِ روز عذاب خدا کنید 🔸شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
امام بود، ولی پیکرش به مسلخ بود سر بریدۀ او در میان مطبخ بود چگونه بود که باید امامِ قرآنی تنور را کند از روی خویش نوررانی! چگونه بود که کوفه امام را نشناخت و یا شناخت ولی دینِ خود بدنیا باخت! سَری که زینت اسلام و جان زینب بود چه شد که داخل خورجین خولی آنشب بود تنورِ گرم، سرِ خسته، هیزمش بِستر محاسنِ پرِ خون بود، غرقِ خاکستر تلاوت پسر فاطمه چنان پیچید که سوز نغمۀ قرآن به آسمان پیچید پیمبر و علی و مجتبی و زهرا را نه، بلکه جذب خودش کرد اهل بالا را ز انبیاءِ ٱولوالعزم، بسته صف اینجا و تا فحولِ ملائک به گِرد خون خدا به سر زنان، همه اهل جنان عزادارند زمین و اهل همه آسمان عزادارند رسید در وسط آنهمه نوا و خروش أنابنُ فاطمه از آن سرِ بریده بگوش أنالحسین، أنابنُ نبی، أناالعطشان أناالغریب، أنابنُ علی، أناالعریان صدای نالۀ زهرا بلندتر شده بود شبی به گریه گذشت و دگر سحر شده بود و جای زینب کبری در این سحر خالی نبود تا که ببیند چه حال و احوالی اگر چه دیدنِ رأس الحسین قسمت شد هِلال یک شبِ زینب به نیزه رؤیت شد 🔸شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
به صف حشر (ع) خواهان تو هر قدر هنر داشته باشد اول قدم آن است جگر داشته باشد جز گریه طفلانه ز من هیچ نیاید دیوانه محال است خطر داشته باشد با ما جگری هست که دست دگران نیست از جرات ما کیست خبر داشته باشد؟ این‌جا که حرام است پریدن ز لب بام رحم است بر آن مرغ که پر داشته باشد تیغ کرم تو بکند کار خودش را هر چند گدای تو سپر داشته باشد در فضل تو امید برای چه نبندم جایی که شب امید سحر داشته باشد چون شمع سحرگاه مرا کشته خود کن حیف است که گریان تو سر داشته باشد بگشای در سینه ما را به رخ خویش شاید که دلم میل سفر داشته باشد می‌گریم و امید که آن روز بیاید بنیاد مرا سیل تو برداشته باشد رحمت به گدایی که به غیر تو نزد روی هر چند که خلق تو گهر داشته باشد خورشید قیامت چه کند سوختگان را در شعله کجا شعله اثر داشته باشد؟ ما را سر این گریه به دوزخ نفروشند حاشا که شرر هیزم تر داشته باشد ما حوصله صف‌کشی حشر نداریم باید که جنان درب دگر داشته باشد ما را به صف حشر معطل نکن ای دوست هر چند که خود قند و شکر داشته باشد دانی ز چه رو زر طلبیدم ز در تو چون وقت گدا قیمت زر داشته باشد ما در تو گریزیم ز گرمای قیامت مادر چو فراری ز پسر داشته باشد جز گریه رهی نیست به سرمنزل مقصود هیهات که این خانه دو در داشته باشد عدلش نرود زیر سوال آن شه حاکم گر چند نفر را به نظر داشته باشد گفتی که بیایید ولی خلق نشستند درد است که شه سائل کر داشته باشد  محمد سهرابی ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
کریم آل الله (ع) کریم باشی و تنها و بی سپاه و غریب! چه گویم از غمِ تو ، ای امامِ صبر و شکیب؟ شنیده ایم ز غربت، به خویش پیچیدی ز ماجرای زمین خوردنی که تو دیدی شبیهِ آنچه تو دیدی، کسی گمان نبرَد خدا کند که کسی، مادرش زمین نخورد به پیشِ چشم تو مادر ز خصم، سیلی خورد ز دستِ دشمنِ دین، یاس رنگ نیلی خورد شنیده ایم نگاهت به کوچه حیران ماند از آن به بعد دو چشمت همیشه گریان ماند نَه آن وقارِ عجیبِ ز خانه آمدنت نَه این شکستِ غریبانۀ عصا شدنت از آن زمان جگرت پاره پاره شد، اما تو هیچ دَم نزدی از غمِ دلت آقا دلت ز سودۀ الماس پاره پاره نشد که قاتلِ تو بجز خونِ گوشواره نشد در آن میانه به فکرت، حجابِ مادر بود کبودیِ رُخِ او ، چون نقابِ مادر بود همیشه خاطره ای تلخ، کرده اَت شاکی هماره در نظرت ماند، چادرِ خاکی دگر ندید علی، چهره ای ز محرمِ خویش دگر نشد که شود، هم کلامِ همدمِ خویش از آن به بعد همه ماجرا، نهانی ماند و غربتِ تو به اذنِ خدا جهانی ماند نَه هفت مرتبه زهرِ جفا ترا کُشته هزار مرتبه درد و بلا ترا کُشته تویی غریب و گرفتار، یا حسین شهید؟ تویی بدونِ علمدار، یا حسین شهید؟ غریب حسین، که همچون حسن ز دستش رفت غریب حسین، که حتی کفن ز دستش رفت محمود ژولیده ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
ماه حرم (ع) آقاترین روزی ده شهر مدینه روی جگر داری هزاران وصله پینه زخم فراوان داری و مونس نداری کاری شده زهر جفا و حس نداری در سینه ماتم داشتی، انکار کردی با لخته ی خون روزه را افطار کردی باید سرت را در بغل مادر بگیرد داری چه می پیچی به خود، خواهر بمیرد بال و پر شیر خدا، بال و پرت کو؟ آن گوشواره، یادگار مادرت کو؟ ازکودکی، خیلی خودت را پیر کردی بافاطمه رفتی کجا که دیر کردی فضه گواهم بود، ترسیدم همانروز چادر که خاکی بود را دیدم همانروز رفتی کسی با مادر ما، در نیفتد رفتی کنارش باشی و با سر نیفتد در کوچه ی تنگ مدینه گیر کردید خوردید سیلی، بعد آن تغییر کردید آنروز مادر تا شبش حرفی نمی زد تا صبح هم با زینبش حرفی نمی زد تو ریختی در خود، ولی من گریه کردم دور از همه، دور از علی من گریه کردم چشمم به چشم تار مادر خورد ای وای دستم به پهلویش شبی برخورد ای وای دیگر پی رازت نمیگردم برادر این بار هم ناراحتت کردم برادر پاشو تو که اهل محل را می شناسی فتنه گر جنگ جمل را می شناسی یک عده مأمورند آتش بر فروزند تابوت و پیکر را به یکدیگر بدوزند هنگام تشییع تنت همراه زهرا باید بگیرم چشمهای قاسمت را   صد گرگ، آهوی چمن را دوره کردند جای حسن ابن الحسن را دوره کردند با چه شتابی بر سر او می رسیدند باهرچه میشد میزدند و میبریدند ماه حرم تا خیمه با خواهش می آمد مثل عسل، موم تن او کش می آمد رضا دین پرور ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
ما رایت الا جمیلا آنکه ایثار و وفا را کرده معنا زینب است آنکه داده عاشقی را یاد ماها زینب است تا همیشه سربلند و ایستاده مثل کوه نیست مانندش ، ندارد آنکه همتا زینب است آنکه از کرب و بلایش غیر زیبایی ندید گفت : والله ما رایت الا جمیلا زینب است گر علمدار حرم تا کربلا عباس بود حفظ کرد آنکه علم را بعد سقا زینب است با کلامش نقشه ها را می کند نقش بر آب کاخ ها را بُرده زیر آب ، دریا زینب است دختر حیدر کم از حیدر ندارد ، آنکه با خطبه هایش شامیان را کرده رسوا زینب است بعدِ زهرا مادری کرده است در بیت علی بعدِ زهرا آنکه شد اُم ابیها زینب است پنج تن را می شود در او خلاصه کرد و بس جمعِ اوصاف علی ، اوصاف زهرا زینب است بی قرارِ کربلائیم و ضریحی در دمشق دم حسین جانم حسین و بازدم یا زینب است زینبی گریه کن و بر سینه و بر سر بزن منعی از لطمه نکن که مرجعِ ما زینب است از عقیله حاجت خود را در این شبها بگیر چون برات کربلا در اربعین با زینب است مهدی شریف زاده ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
یا ولی الله (عج) میان حوض دوچشمم دوقطره اشک نمانده مرا گناه به سوی عذاب هجر کشانده منم کسی که دو دستش ز دامن تو رها شد تویی کسی که گدا را جدا نکرده، نرانده دمی که مست گناهم خداکند که نیایی شراب نفس عطشم را هنوز هم ننشانده همیشه حرف حساب تو را حساب نکردم همیشه کاسبی من، خراب بود و زیان ده دلیل دور شدن از شما رفیق بدم شد همانکه عشق ترا از سرم همیشه پرانده تو در کنار منی و من از حضور تو محروم خدا مرا به عبایت رسانده و نرسانده چقدر عکس حرم را ببینم و بکشم آه چنان کسی که وضو دارد و نماز نخوانده حسین گفتن من از دعای فاطمه بوده چه کوثری است که زهرا به جان روضه چکانده فدای دختر زهرا که در میان خرابه ز گیسوان گره خورده اش غبار تکانده در آن معاشقه سر را گرفت و گفت رقیه: پدر مرا کسی از روی خارها ندوانده رضا دین پرور ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
جانم حسن (ع) نا امیدی نبود نزد گدایان حسن دست ما را برسانید به دامان حسن نشنیده است کسی خواهش روزی از ما می رسد روزی ما صبح و شب از خوان حسن حاجتم نیست در این شهر به احسان کسی عادتم داده خداوند به احسان حسن نشکند گوشه ای از نان کسی را همه عمر آنکه یک روز نمک گیر شد از نان حسن بنویسید جذامی زمین خورده نشست سر یک سفره کنار لب خندان حسن حُسن رفتار چنان داشت که از رحمت او مرد شامی شده یکباره غزل خوان حسن حرف او را نخریدند سپاهش غم نیست آمده خیل ملک گوش به فرمان حسن سفرایش همه رفتند و یکی بازنگشتت در عوض این همه نوکر همه قربان حسن و بدانند همه کوفه صفت های زمان که فروشی نبود عشق محبان حسن می رسد صبح ظهوری که بنا خواهد شد مثل ایوان نجف گنبد و ایوان حسن حسن کردی ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/maddahanesf سروش http://sapp.ir/maddahanesf تلگرام https://t.me/madahanesfahan بله https://ble.im/maddahanesf گپ https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯