eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
23هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
از نسل حیدرم، حسنی زاده ام عمو از کوچکی به دست تو دلداده ام عمو با سن و سال کوچکم آماده ام عمو افتاده ای زمین و من افتاده ام عمو حالا زمان مردی و پیکارم آمده بابایم از مدینه به دیدارم آمده کشته شدن به راه تو باشد سعادتم چشم انتظار لحظه پاک شهادتم من هم مدافع حرمم، از ارادتم هوهوی ذوالفقار من اوج عبادتم ابن الحسن فدای جراحات پیکرت من مرده ام مگر که بیفتد ز تن سرت دیدم بریده شد نفسِ ربنایِ تو در زیر دست و پاست عمو دست و پای تو می آمد از اَواخرِ مقتل صدای تو از خیمه آمدم که بمیرم برای تو خوردم قسم به فاطمه، تا زنده ام عمو با سنّ کم برای تو رزمنده ام عمو هرطور شد دویدم و بی حال دیدمت در زیر چکمه ها چه بد اقبال دیدمت اصلاً تو را بدون پر و بال دیدمت وقتی رسیدم، در تهِ گودال دیدمت دیدم که شمر روی تنت راه می‌رود دارد نفس ز سینه ی تو آه، میرود دستم اگر شکسته، فدایِ سرِ شما این حنجرم فدای علی اصغرِ شما امروز که فتادم عمو در برِ شما شد زنده روضه های غمِ مادر شما از مادرت شکست اگر پهلو ای عمو از من بریده شد به رهت بازو ای عمو (رضاباقریان) 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
کشته‌ی دوست شدن در نظر مردان است پس بلا بیشترش دور و بر مردان است یازده ساله ولی شوق بزرگان دارد در دل کودک این‌ها جگر مردان است همه اصحابِ حرم طفل غرورش هستند این پسربچّه‌ی خیمه پدر مردان است بست عمّامه همه یاد جمل افتادند این پسر هرچه که باشد پسر مردان است نیزه بر دست گرفتن که چنان چیزی نیست دست بر دست گرفتن هنر مردان است بگذارید «حسن» بودن او جلوه کند حبس در خیمه شدن بر ضرر مردان است گرچه «ابنُ‌الحسنم»؛ پُر شدم از ثارالله بنویسید مرا «یابنَ‌اباعبدالله» (علی اکبر لطیفیان) 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
پرستوی حریم کبریایم کبوتر بچه ی آل عبایم نمی ترسم اگر بارد به من تیر که من با تیر باران آشنایم انا بن المجتبی، ابن المصائب بلی مردم یتیم مجتبایم غم بابا ، غم عمه، غم طشت خدا داند نمی سازد رهایم اگر تیغی به دست آرم ببینند که من نوباوه ی شیر خدایم عمو فرمانده ی عشق است و من هم بسیجی اش به دشت کربلایم دگر رزمنده ای باقی نمانده به غیر از من که یاری اش نمایم به قرآن الهی کوثرم من به قرآن حسینی هل اتایم عمو بوی پدر دارد همیشه عمو بوده پدر عمری برایم عمو احساس من را درک می کرد عمو می داد با رویش صفایم عمو در قلب من عمری طپیده عمو داده خودش درس وفایم عموی مهربانم جای بابا پسر می کرد همواره صدایم خوشم رنگ عمو گیرم در این دشت ز خون سرخ این دست جدایم خوشم بر سینه ی او جان سپارم الهی کن اجابت این دعایم (سید محمد میر هاشمی) 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
عمه محکم گرفته دستش را داشت اما یتیم تر می شد لحظه لحظه عمو در آن گودال حال و روزش وخیم تر می شد باورش هم نمی شد او باید بنشیند فقط نگاه کند بزند داد و بعد هر تیری ای خدا کاش اشتباه کند این هم از عشیره می باشد مرگ بازیچه ایست در دستش مرگ را می زند صدا اما حیف افتاده بند بر دستش یادش افتاد روضه هایی را که عمویش کنار او می خواند حرف مادر بزرگ را می زد روضۀ شعله را عمو می خواند مادرش پشتِ در که در افتاد نفسی مادرانه بند آمد شیشه ای خورد شد به روی زمین راه کوچه به خانه بند آمد دستهای پدر بزرگش را بسته و می کشند اما نه دست مادر به دامنش افتاد گفت تا زنده است زهرا نه چل نفر می کشند از یک سو دست یک بار دار سَد می شد بین کوچه علی اگر می ماند که برای مغیره بد می شد کار قنفذ شروع شده اما دخترش برد عمع آنجا بود خواست تا سمت مادرش بدود آنکه دستش گرفت بابا بود پسر مجتبی است این دفعه نوبت زینب است او ندود داشت می مُرد داشت جان می داد وای بر او که تا عمو ندود نه که گودال،کوچه را می دید همه افتاده بر سرِ مادر به کمر بسته چادرش اما به زمین خورده معجر مادر تا ببیند چه می شود باید به نوک پای خویش قد بکشد شرط کردند هرکه می آید از تنش هر که نیزه زد بکشد از همانجا به سنگ اندازان داد می زد تورو خدا نزنید وای بر من مگر سر آورید اینقدر سخت نیزه را نزنید زره اش را که کندید از تن اینکه پیراهن است نامردا از روی سینه چکمه را بردار وقت خندیدن است نامردا هرچه گلبرگ بر زمین می ریخت پخش هر گوشه بوی گل می شد کم کم احساس کرد انگاری دستهای عمه شُل می شد دست خود را کشید تا گودال یک نفس می دوید تا گودال از میان حرامیان رد شد بدنش را کشید تا گودال باز هم پای حرمله وا شد پیچ می خورد حنجری ای وای دید در آخرین نگاه حسین دست طفلی مقابلش افتاده (حسن لطفی) 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
گـذرِ ثانیه هـا هر چه جلوتر می رفت بیشتر بینِ حرم حوصله اش سر می رفت بُغض می كرد یتیمانه به خود می پیچید در عسل خواستن آری به برادر می رفت تا دلِ عمّه شود نرم بـه هـر در مـی زد با گلِ اشك به پا بوسیِ مـعجر می رفـت دیـد از دور كه سر نیزه عمـو را انداخت مثـلِ اِسپند به دلسوزیِ مَجمر مـی رفت دیـد از دور كه یـوسف ز نـفس افتاد و پنجه­ی گرگ به پیراهنِ او وَر می رفـت رو به گـودالِ بلا از حـرم افتـاد به راه یـازده سـاله چه مـردی شده مـاشاءالله دید یـك دشت پِـیِ كُشتـنِ او آمـاده تیر و سر نیزه و سنگ از همه سو آمـاده دید راضی است به معراجِ شهادت برسد مطمئن است و به خون كرده وضو آماده آه، با كُنده­ی زانو به رویِ سینـه نشست چنگ انـداختـه در طرّه­ی مو، آمـاده هیچكس نیست كه پایش به سویِ قبله كِشد ایـن جـگر سوخته افتاده بـه رو آمـاده ترسشان ریـخته و گـرمِ تعـارف شده اند خنـجـر آمـاده و گـودیِ گلـو آمـاده بازویـش شـد سپرِ تیـغ و به لـب وا اُمّاه یـازده سـاله چه مـردی شده مـاشاءالله زخـم راهِ نفسِ آیـنـه در چنگ گرفت درد پیچید و تنش نبضِ هماهنـگ گرفت استخوان خُرد ترك، دست شد آویز به پوست آه از این صحنه­ی جانسوز دلِ سنگ گرفت گوهـرش را وسـطِ معـركه­ی تاخت و تاز به رویِ سینه­ی پا خورده­ی خود تنگ گرفت با پدر بود در آغوشِ پُر از مِـهـرِ عـمـو مزدِ مشتاقیِ خود خوب از این جنگ گرفت بـاز تیر و گلـو و طفل به یـك پلك زدن باز هم چهره­ی خورشید ز خون رنگ گرفت (علیرضا شریف) 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
خسته ام این روزها از سن کمتر داشتن می خورد اینجا به درد من فقط سر داشتن قصد من این بود از دستی که دادم رفته است باری از روی دو کوه شانه ات برداشتن هرکسی دور و بر قاسم نبوده، آمده کار دستم داده است اینجا برادر داشتن چند دسته چشم دارد می دود سمت حرم یک پسر می ارزد اینجاها به دختر داشتن از توانی که ندارد دست تو فهمیده ام سخت دارد می شود انگار معجر داشتن آنقدر زخمی شدی که زجر دارم می کشم کاش می آمد به کار پیکرت پر داشتن قد و بالای من از آغوش تو کوچک تر است تازه می بینم چرا خوب است اکبر داشتن بس که چشمان تو برگشت از حرم فهمیده ام داغ سنگینی است روی سینه خواهر داشتن یوسف دوش نبی در قعر چال افتاده ای می شود واجب هراز گاهی پیمبر داشتن (رضا دین پرور) 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
عبدالهم‌ و روح و تن و جان عمویم جان میدهم امروز به دامان عمویم دست و سر و رویم همه قربان عمویم شرمنده من از این لب عطشان عمویم در قتلگهم بین که چه خونین بدنم من سرباز حسینم اگر ابن الحسنم من ای عمه ببین خصم که بر سینه نشسته پهلوی عمو زیر لگدها بشکسته آتش شده سرتاسر این سینه ی خسته راه نفسم را غم هجران تو بسته از بی کسی ات غرق بلا و محنم من سرباز حسینم اگر ابن الحسنم من دنیا همه اش خوب ولی حیف عمو رفت ناموس خدا بهر اسیری عدو رفت وقتی علم افتاد می ما ز سبو رفت انگار دلم هم قدم روضه ی او رفت در راه حسین ابن علی جان فکنم من سرباز حسینم اگر ابن الحسنم من (احمد ایرانی نسب (امین)) 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
دلی شکسته و رویی سیاه آوردم ببین که توشه ای از اشک و آه آوردم بسان کشتی پهلو گرفته در ساحل به آستان رفیعت پناه آوردم هزار مرتبه مرگ از خدا طلب کردم خجل ز روی تو حال تباه آوردم مسیر زندگی ام اشتباه بود حسین ولی به لطف شما رو به راه آوردم بگو به اهل حرم تا مرا حلال کنند کنون که پیش تو عذر گناه آوردم به بنده پروری و مهرتان یقین دارم سرم خوش است که حاجت به شاه آوردم 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
زار و پریشان آمدم در کوی جانان آمدم مولا پشیمان آمدم آیا قبولم می‎کنی ؟ راه تو را بستم حسین قلب تو را خستم حسین حالا که پیوستم حسین آیا قبولم می‎کنی ؟ سر بر زمین افکنده‎ام از زینبت شرمنده‏ام حالا به کویت بنده‎ام آیا قبولم می‎کنی ؟ در پای تو بی سر شوم در باغ تو پرپر شوم قربانی اصغر شوم آیا قبولم می‎کنی ؟ 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
انانکه شرح واقعه کربلا کنند بر ماجرای حضرت حر ابتدا کنند از شأن و عزتش بنویسند اگر همه شاید که حق گوشه‎ای از آن ادا کنند شایسته است مردم آزاده تا ابد بر او به رسم عشق و ادب اقتدا کنند ثابت شد از عنایت مولای ما به او «اهل نظر معامله با آشنا کنند» از عاقبت به خیری اگر صحبتی شود با نام او به مجلس روضه صفا کنند تا صبح روز واقعه هم با یزید بود می‎خواستند تا ز حسینش جدا کنند اما خدا ز مرحمتش دست او گرفت تا اسم او به جرگه ی خوبان صدا کنند 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
جان اصغر رومگردان از نگاه خواهرت جان زهرا مادرت نوجوانان مرا میدان ببر چون اکبرت جان زهرا مادرت ✍️ 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
دختر شیرخدا تیغ دو دم آورده است یا ابا عبدالله شیرهای مرتضی را از حرم آورده است یا ابا عبدالله ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 23 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯