eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
23هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
. دست و پا نزن مادرمونو صدا نزن کاش یکی بگه که نانجیب از قفا نزن خواهرت فدات داره بُریده میشه رگات از توو قتلگاه چرا نمیاد دیگه صدات (وای من حسین برادر بی کفن حسین) قلبمو شکست همونیکه روو تنت نشست کُهنه خنجرش راه نفس و گلوتو بست مردک پلید تن تورو خیلی بَد درید پیش چشم من بدنتو روو زمین کشید (وای من حسین برادر بی کفن حسین) کُشتنت حسین غریب گیر آوردنت حسین دعوا بود سَره انگشتر و پیرهنت حسین نا مُروّتا از راه رسیدن با مرکبا لِه شدی حسین زیر سُم و نعل تازه ها (وای من حسین برادر بی کفن حسین) از روو نیزه ها دیدی اومدن توو خیمه ها دُزدیدن همه گوشواره از گوش دخترا سایه ی سرم داره می سوزه حالا حرم هُرمِ شعله ها افتاده به روی چادرم (وای من حسین برادر بی کفن حسین) ✍ 👇 🔻مقدمتان را به این کانال 24 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
. از گودال ، دم مغرب رفتن جسم بی ، سر و درهَم کردن خولی و ، سنان و شمر و زجر با دستا ی پُر بر می گشتن انگشت و بریدن انگشتر به غارت رفت۳ حتی کهنه پیروهن آخر به غارت رفت۳ بین قتلگاه همه پیکر به غارت رفت۳ ---------------------- توو صحرا ، شد آواره زینب روو نی رفت ، سر یاره زینب مرکب ها، رسیدن از راه و شد پامال، علمداره زینب دختر بچه های بی بابا کتک خوردن ۳ زن های حریم آل الله کتک خوردن ۳ روو در روی نیزه ی سقّا کتک خوردن ۳ -------------------- غوغا بود ، دَمی که بی رحما ریختن بی ، هوا توو خیمه ها چادر ها و معجرها می سوخت خندیدن ،  به اشکای زن ها سهم عمه ها و بی بی ها اسارت شد ۳ توو غربت به دختر مولا جسارت شد ۳ توو صحرای کربلا خیلی جنایت شد ۳ ----------------- ✍ 👇 🔻مقدمتان را به این کانال 24 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
. 🎤 زیر قبۀ تو؛ دعام گرفت انقد گفتم حسین؛ صدام گرفت از اون روز اول، آقا ازت رزق نوکری‌مو؛ بابام گرفت از تولدم؛ آقا عاشقت شدم نوکری‌تو کردم؛ اندازۀ خودم من برات می‌میرم؛ اینه تعهدم حسین؛ آقای من عشق من و؛ بابای من ..... باب‌القبله گفتم: سلام حسین رخصت دادی بازم بیام حسین مثلِت رو ندارم؛ تُو زندگیم قربونت برم یا امام حسین مهربون من؛ می‌شینی به جون من اسم تو نیفتاد؛ از رو زبون من ذکر یاحسینه؛ رمز جنون من حسین؛ مأوای من درمون برا؛ دردای من ✍ 👇 🔻مقدمتان را به این کانال 24 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
. 🏴سبک روز ی حسینی و محرم الحرام 🏴بند اول قلب زهرا خون شد صحرا لاله گون شد شب شام غریبون شد زینب بی سامون شد میجوشه خون از خاک شده یه پیکر صد چاک شب غمباره درده خیمه پر از نامرده تو گودال،افتاده،یه پیکر،مجروح اما بی سر کنارش،افتاده،یه خواهر،همراه با یه مادر، آه... با لب تشنه ای وای،بریدن،سرت رو،نور عینم با نعل تازه از روت،دویدن،عزیزم ای حسینم وای،حسینم حسینم حسینم 🏴بند دوم سر از پیکر دوره ای وای توی تنوره زهرا نوحه میخونه زینب سرگردونه حالش خیلی خرابه قلبش پرِ اضطرابه تو خیمه ای نیم سوخته همناله ی با ربابه علیم لای،لای لای ای،طفل بی،گناه بی شیر من نداشتم،شیری که،بدم بهت،چی بود تقصیر من آه... سه شعبه تیر آوردن،گرفتن،هدف حنجرت رو به پشت خیمه دیدم،علی من،بدن بی سرت رو وای،علی لای علی لای علی لای 🏴بند سوم چشمامون پُر اشکه اون طرف یه مشکه سقا شده نقش زمین وای از دل ام بنین رفته رو نیزه سرش بشکسته بال و پرش افتاد از دستش علم ای وای دستاش شد قلم تا که رفت،بعد اون،به حرم،نزدیک شد یه لشکر تا که رفت،دشمن شد،بی حیا،نزدیک شد به معجر آه... پاشو ببین با غیرت،که زینب،میره به،اسارت پاشو ببین با غیرت،که میشه،به خواهر،جسارت وای،ابالفضل ابالفضل ابالفضل ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی 👇👇👇 🔻مقدمتان را به این کانال 24 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯
۱۶:۰۶ اذان عصر وقت شهادت امام حسین (ع) را وقت نماز عصر گفته‌اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع‌نگار لشکر عمر سعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: «به خدا هرگز شکسته‌ای را ندیده بودم که فرزند و کسان و یارانش کشته‌شده باشند و چون او محکم و دل آرام باشد...» گوید در این حال بود که زینب (س) دختر فاطمه به‌طرف وی آمد. درحالی‌که می‌گفت: «کاش آسمان به زمین می‌افتاد.» زینب (س) به عمر سعد خطاب کرد: «ای عمر! اباعبدالله را می‌کشند و تو نگاه می‌کنی؟» گوید: اشک‌های عمر را می‌بینم که بر دو گونه و ریشش روان بود؛ و روی از زینب بگردانید. حمید بن مسلم گوید شنیدمش که می‌گفت «به خدا پس از من کسی را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من، بر شما خشم آرد.» گوید: آنگاه شمر میان کسان بانک زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند. بکشیدش!» گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه را فروبرد...» 💔 🏴 🔻مقدمتان را به این کانال 24 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯