سلام(بخوانیدوارسال کنید):
بسمالله الرحمن الرحیم
#امیر_المومنین_ع_بعد_از_شهادت
#موسی_علیمرادی
▶️
از آسمان کوفه علی پر کشید رفت
از دستهای عالم و آدم برید رفت
آن کس که چشمهای نخفته ز غصه داشت
آرام و خسته زیر لحد آرمید و رفت
برروی خاک کوچه یتیمی به گریه گفت
دنیا یتیم شد که پدر هم پرید رفت
دلتنگ بود و جای گریبان صبر خویش
با دست تیغ فرق سرش را درید رفت
گاهی عدو شود سبب خیر، ضربه ای
آن استخوان بین گلو را کشید رفت
**
ای کاش بر خرابه سری می زد آن غیور
آن کس که ناز چشم یتیمان خرید رفت
⏹
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
بسمالله الرحمن الرحیم
#امیر_المومنین_ع_بعد_از_شهادت
#غلامرضا_سازگار
▶️
ای نخلهای کوفه! امام شما چه شد؟
آن اشک و شور و گریه و حال و دعا چه شد؟
محراب کوفه! سرخی دامان تو ز چیست؟
سجادۀ علی! علی مرتضی چه شد؟
هم صحبت غریب تو ای چاه کوفه کو؟
فریادهای آن دل درد آشنا چه شد؟
ای صحنههای بدر و احد کو امیرتان؟
ای ذوالفقار، بازوی شیرخدا چه شد؟
ای کوچههای شهر مدینه خبر دهید
صاحب عزای حضرت خیرالنسا چه شد؟
ای کودک یتیم که خالی است سفرهات
آورد آنکه بهر تو هر شب غذا چه شد؟
ای بام کوفه بانگ اذان علی کجاست؟
آن صوت دلنشین و صدای رسا چه شد؟
پیر مریض! یار غریبی که نیمه شب
میریخت در دهان تو هر شب دوا چه شد؟
ای کوفه آن امیر غریبی که سالها
دیده است از رعیتش آزارها چه شد؟
"میثم" بخوان ز سوز جگر روضۀ علی
با ما بگو به آن شه ارض و سما چه شد؟
⏹
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#حضرت_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها
#مدح
#شب_قدر
#مسدس_ترکیب
ای شنیـده ز دَمت ختم رسل بوی خدا
دیده در ماه رخت چشم علی روی خدا
چشمِ چشمِ حقـی و بـازوی بازوی خدا
منطقت وحی و زبان تو سخنگوی خدا
سینـهات مخـزن اسـرارِ هـوالهوی خدا
خـلقتت آینـۀ خُلـق خــدا، خوی خدا
سوَرِ، کوثـر و یاسین محمّد، رویت
لیلۀ القدر خدا، سایهای از گیسویت
مصطفـی شیفتـۀ وجهۀ ربانی تو
نورهـا هالهای از طلعت نورانی تو
ملک و جن و بشـر گرم ثناخوانی تو
آسمان گوشهای از سفرۀ مهمانی تو
روح جبریـل امین مرغ گلستانی تو
وحی پرواز کنـد وقت سخنرانی تو
نگـه نافـذ چشم تو مسیحای علی است
راز هر موی تو یک لیلۀ احیای علی است
خالـق عزّوجـلّ مــدح تــو را میگوید
پــدر از بـاغ جنـان عطر تو را میبوید
کوثر از اشک سحرگاه تـو رخ میشوید
عصمت از چار طرف راه تـو را میپوید
خلد، خـاک در سلمـان تـو را میبوید
از قدمهــای کنیـز تــو ملک میروید
بـال جبریـل امیـن فرش ره زائر توست
دو جهان گمشده در تربت بیحائر توست
دفتـر مـدح تـو قـرآن رسول الله است
مهـر تــو پایـۀ ایمـان رسول الله است
دامنت بـاغ دو ریحـان رسول الله است
سینۀ پـاک تـو رضوان رسول الله است
صـورتت سـورۀ فرقـان رسول الله است
جان تو جان علی، جان رسول الله است
برتـر از دانـش و ادارک و ثنـای همهای
تو همان فاطمهای فاطمهای فاطمهای"
طایـر قلـۀ عـرشی و زمیــن منزل توست
عقـل کـل زائر کاشانۀ خشت و گل توست
ناقهات رفـرف و آغـوش خدا محمل توست
وسعت باغ جنان گوشهای از محفل توست
تو در آغوش خدایـی و خدا در دل توست
تـا ابـد ذریّـۀ ختـم رسـل، حاصل توست
کوثـر رحمتـی و ساقی تو دست علی است
بودِ تو، بود علی، هستیِ تو هست علی است
پدرانـم همــه خــاک قــدم دو پسرت
پسرانـم همــه تـا روزِ جـزا خاک درت
پدرت گفت: به قربان تو دختـر، پدرت!
مـادرت عصمـتِ ذاتِ احــدِ دادگـرت
دخترت زینب کبراست- حسینِ دگرت
تو: صدف، نسلِ علی تا صف محشر: گهرت
نور و فرقانی و طاهایی و یاسین علی
مهر تو دین علی، مشی تو آئین علی
جز تو یا فاطمه بر ختم رسل کوثر کیست؟
بضعــه و مـام دو ریحـانۀ پیغمبر کیست؟
دختـری را که پدر گفته به او مادر، کیست؟
با علی همدم و هم پایه و هم سنگر کیست؟
حامـی دست خـدا، دخت پدرپرور کیست؟
بین دشمن تک و تنها سپر حیدر، کیست؟
تو سراپا علی استی و علی زهرایی است
نـه علی، بلکه خدای ازلی زهرایی است
نوح تـوحیـد در امـواج خطر کیست؟- تویی
روح مابیــن دو پهلوی پــدر کیست؟- تویی
اُمِّ دیــن، اُمِّ کتـاب، اُمِّ بشــر کیست؟- تویی
مطلعالفجرِ دو شمس و دو قمر کیست؟- تویی
بهتریـن یـار علـی در پس در، کیست؟- تویی
به علـی بازو و شمشیـر و سپر کیست؟- تویی
بهتـرین یـار علـی یار علی یار علی!
تا صف حشر به هر عصر، طرفدار علی!
هـر کــه از قبـر نهـان تـو نشانی میخواست
گفتمش در دل تو، در دل من، در دل ماست
بس کـه پیداست، به چشم دگران ناپیداست
نه مدینــه، همـهجا تربــتِ پــاکِ زهراست
فاش گویم: حـرمِ فاطمـه، آغــوش خداست
حال میپرسم: آنجا که خدا نیست، کجاست؟
چــارْ دیوارِ بهشت دل ما حائر توست
تو همان وجه خدایی و خدا زائر توست
تو کجا؟ این همه رنج و غم و آزار کجا؟
تـو کجـا؟ نالـه بین در و دیوار کجا؟
بضعـۀ احمد و دود و شــرر نار کجا؟
روی حـور و ستمِ دیـوِ ستمکار کجا؟
مخزن سرِّ حق و صدْمۀ مسمار کجا؟
گل بیخار؟ کجا نیشِ سرِ خار کجا؟
از در سوختــۀ خانه تو معلوم است
به خدایی خداوند، علی مظلوم است
شـده نزدیـک بـه آتش بکشـم دنیا را
گوییــا مینگـرم ایــن ستـمِ عظما را
کـه فلانی بـه فلان گفـت: بزَن زهرا را
آن که سوزانـد بـه آتش، حرمِ طاها را
کشت بـا کشتـن نامـوس خدا، مولا را
زد چو بر باب ولایت به جسارت، پا را
لگدی زد به در و سوخت روان همه را
کشت یـک سوم سادات بنی فاطمه را
نـه فقـط دسـت عـدو بیت تـو را آتش زد
دست شیطان به همه هست خدا آتش زد
بــه دل سوختـه اهـل ولا آتش زد
به خدا بر حرمِ کـرب و بلا آتش زد
تا صفِ حشر به قلب شهدا آتش زد
بال جبریل امین را ز جفـا آتش زد
زین شرر تا صف محشر دل عالم سوزد
پای این آتش دل، سینۀ «میثم» سوزد
#استاد_حاج_غلامرضا_سازگار
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_علی #مرثیه_امام_علی
زخمیِ خاطرات سی ساله
چشم بر قاب آسمان دارد
این محاسن سپیدِ اشکآلود
در دلش داغِ یک جوان دارد
آهِ او آتشیست بر کوفه
هر تپش مقتلیست مکشوفه
قلب او در مدینه مدفون است
گوشهی سینه روضهخوان دارد
زندگی بسکه سخت میگذرد
باید از روزگارِ خود برود
او که در چشمهای تر خار و
در گلو زخمِ استخوان دارد
درِ خانه چه مهربان شده است
ذکر او هم «نرو بمان» شده است
باز هم روضه؛ باز امشب هم
با درِ خانه داستان دارد
مسجد کوفه نیز فهمیده
قاتلی زیر سقف خوابیده
ذکر «امشب نیا» به لب جای
«بشتابیدِ» در اذان دارد
ساعتی بعد، خون که جاری شد
تن محراب، روضه کاری شد
همه دیدند روضه مکشوفهست
زخم شمشیر هم زبان دارد
آن طرف بین عرش، غوغا شد
تا خدا بیقرار زهرا شد ...
گفت، آمادهی وصال شوید
صاحب خانه میهمان دارد
🔸شاعر:
#رضا_قاسمی
______________________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_علی #مرثیه_امام_علی
دخترم اشک مریز و بنشین در بر من
لختی آرام که باشد نفس آخر من
بعد سی سال به سر آمده هجر من و یار
عطر زهراست که پیچیده به دور و بر من
خوب شد زخم سرم را ز تو پنهان کردم
تاب این صحنه نداری که ببینی سر من
صبر کن گریه مکن غصه و غم در راه است
دیدی اینجا تو فقط خون به روی بستر من
وای از کرب و بلا تنگی گودال و حسین
حرف گودال شد و سوخت همه پیکر من
آن زمانی که حسینم به زمین می افتد
سعی کن روی بلندی نروی دختر من
روبرویت بدنش روی زمین می غلتد
بود در خواب همین صحنه به چشم تر من
شائق،از شعر تو زهرا نه فقط سوخت دلش
سوخت در عرش دل هم پدر و مادر من
🔸شاعر:
#محمود_اسدی
______________________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_علی #مرثیه_امام_علی
زخمی ام التیام می خواهم
التیام از امام می خواهم
السلام وعلیک یا ساقی
من علیک السلام می خواهم
مستی ام را بیا دوچندان کن
جام می پشت جام می خواهم
گاه گاهی کمی جنون دارم
من جنونی مدام می خواهم
تا بگردم کمی به دور سرت
طوف بیت الحرام می خواهم
لحظه مرگ چشم در راهم
از تو حسن ختام می خواهم
در نجف سینه بی قرار از عشق
گفت لایمکن الفرار از عشق
وقت پرواز آسمان شده بود
گوئیا آخر جهان شده بود
کعبه می رفت در دل محراب
لحظه ی گریه ی اذان شده بود
کوفه لبریز از مصیبت بود
باد در کوچه نوحه خوان شده بود
شور افتاد در دل زینب (س)
پی بابا دلش روان شده بود
در و دیوار التماسش کرد
در و دیوار مهربان شده بود
شوق دیدار حضرت زهرا
در نگاه علی عیان شده بود
خار در چشم و تیغ بین گلو
زخم ،مهمان استخوان شده بود
سایه ای شوم پشت هر دیوار
در کمین علی نهان شده بود
ناگهان آسمان ترک برداشت
فرق خورشید خون فشان شده بود
در نجف سینه بیقرار از عشق
گفت "لا یمکن الفرار" از عشق
🔸شاعر:
#سیدحمیدرضا_برقعی
________________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_علی #مرثیه_امام_علی
از سرِ شب که سر سفره یِ افطار نشست
حال و روزش به دلم چنگ عجیبی میزد
کمی از نان و نمک شبنمی از آن فدک
آهِ آرام حرم بانگ غریبی می زد
با پریشان شدن حال پدر دختر او
کوهی از غصه و دلواپسی و غم می شد
خبری از در و دیوار نبود اما وای
از غم و غصه دوباره کمری خم می شد
شاهِ ما...دَم به دمش...هر قدمش آهی شد
آه او شعله شد وقلب مُحبش می سوخت
از درِ خانه که رد شد ناخودآگاه نظر
سوی دیوار ودرِخانه ومیخش می دوخت
نکند سوخته باشد در این گلخانه
نکند میخ شده بر اثر آتش داغ
نکند دست علی بسته شود در کوچه
نکند باز شود دفتر هجران و فراق
می کشیدند علی را به سوی مسجد نه...
پر درآورده به شوق دیدن بانویش
گام او محکم و تصمیم علی محکمتر
این محال است بلرزد لحظه ای زانویش
لرزه یک روز فقط...روز فراق زهرا
پس از آن روز نلرزیده دو زانوی شاه
مأذنه مست صدای ناب تکبیر او
فکر و ذکری نکند شاه دلم اِلاَ الله
"در نمازم خم اَبروی تو یادم آمد "
خم ابرو...قدِ خم...صورت نیلی... بازو
سجده ای کردم و شمشیر حرامی آمد
خون چکید از سر زخمی شده مثل پهلو
ضربه ای آمد و خوردم قسمی ای کعبه
به خدایی خدا بال و پرم وا کردی
می شوم راحت ازاین سلسلهٔ ننگ وفریب
سند وصل من و فاطمه امضا کردی
تکیه دادم به حسین و حسنم... می دانم
قنفذ وُ مغیره وُ معاویه خوشحالند
نایِ رفتن به خرابات ندارم اِی وای...
که یتیمان همگی زار زده می نالند
زینب آمد چه کنم؟ تا که نبیند چه شده
مسجد کوفه همان کوچه شده واویلا
دخترم گریه نکُن... ندبه بخوان آهسته
اشکهای تو فقط وقفِ غمِ عاشورا
🔸شاعر:
#حسین_ایمانی
______________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_زمان_ارواحنا_فداه
تا دل من به خداوند توکل دارد
سینه سوخته ام نغمه بلبل دارد
در همه حال به ما لطف و تفضل دارد
،جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد،
گرچه من ذاکرم و روضه تو میخوانم
شاعرم لیک در اوصاف شما میمانم
بیت شایسته تو نیست دراین دیوانم
،بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه مان گل دارد،
روز و شب در بدرم آمده ام دنبالت
تا که جویا شوم از باد صبا احوالت
خوانده ام از غزل حضرت حافظ فالت
،شاید این باغچه چندیست به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد،
بی تو سردیم و گرفتار به هجران سکوت
منعکس کی شود آیینه نورانی روت
سر سجاده ببر نام مرا بین قنوت
،یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد،
تا به کی وصل تو را دل شنود از دگران
غم هجران تو بر شانه شده بار گران
رد پای تو بجوییم کران تا به کران
،جمکران نقطه امید جهان شد که درآن
هرچه دل سمت خدا دست توسل دارد،
زنده هستیم به امید ظهورت آقا
دلم احساس کند عطر حضورت آقا
نور ده خلوت من را تو به نورت آقا
،هیچ سنگی نشود سنگ صبورت آقا
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد،
تضمین غزل استاد برقعی
#حسین_جعفری
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_علی
دخترم اشک مریز و بنشین در بر من
لختی آرام که باشد نفس آخر من
بعد سی سال به سر آمده هجر من و یار
عطر زهراست که پیچیده به دور و بر من
خوب شد زخم سرم را ز تو پنهان کردم
تاب این صحنه نداری که ببینی سر من
صبر کن گریه مکن غصه و غم در راه است
دیدی اینجا تو فقط خون به روی بستر من
وای از کرب و بلا تنگی گودال و حسین
حرف گودال شد و سوخت همه پیکر من
آن زمانی که حسینم به زمین می افتد
سعی کن روی بلندی نروی دختر من
روبرویت بدنش روی زمین می غلتد
بود در خواب همین صحنه به چشم تر من
شائق،از شعر تو زهرا نه فقط سوخت دلش
سوخت در عرش دل هم پدر و مادر من
محمود اسدی (شائق)
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_علی #مرثیه_امام_علی
دخترم اشک مریز و بنشین در بر من
لختی آرام که باشد نفس آخر من
بعد سی سال به سر آمده هجر من و یار
عطر زهراست که پیچیده به دور و بر من
خوب شد زخم سرم را ز تو پنهان کردم
تاب این صحنه نداری که ببینی سر من
صبر کن گریه مکن غصه و غم در راه است
دیدی اینجا تو فقط خون به روی بستر من
وای از کرب و بلا تنگی گودال و حسین
حرف گودال شد و سوخت همه پیکر من
آن زمانی که حسینم به زمین می افتد
سعی کن روی بلندی نروی دختر من
روبرویت بدنش روی زمین می غلتد
بود در خواب همین صحنه به چشم تر من
شائق،از شعر تو زهرا نه فقط سوخت دلش
سوخت در عرش دل هم پدر و مادر من
🔸شاعر:
#محمود_اسدی
______________________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#امام_علی #مرثیه_امام_علی
نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام
نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام
می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود
خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام
روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی
غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام
میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت
تا ابد شرمنده ام کرده است مهمانداری ام
من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ
سخت باشد در چنین وضعی امانت داری ام
بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند
نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام
بیست سالِ بعد هم باشد سرم را بشکنم
تا بیاید باز بوی تو زخون جاری ام
دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم
تو بگو آیا سزاوار چنین آزاری ام
خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما
آن زمانی که بیایم پابه پای قاری ام
گر ابالفضلت برم باشد خیالم راحت است
کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام
من خودم معجر رسان دختران حیدرم
کور خواهد شد نخواهد دید دشمن، خواری ام
🔸شاعر:
#جواد_حیدری
_________________________
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯