eitaa logo
ماه مــــهــــــــــر
5.3هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
12.8هزار ویدیو
403 فایل
آیدی کانال👇 @mah_mehr_com 🌹کاربران می توانند مطالب کانال با ذکر منبع فوروارد کنند🌹 مطالب کانال : 👈قصــــــــــــّه و داستان آمـــــــــــــوزشی 👈کلیب آموزشی و تربیتی ***ثبت‌شده‌در‌وزرات‌ارشاداسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
👈 ترس برخی از کودکان از مدرسه: 🔹کم رویی و احساس شرمساریی در جمع که نوعی هراس اجتماعی است. 🔸عدم تطابق کودک با محیط مدرسه، آموزگار و هم شاگردی‌ها 🔺معلم بد و توقع زیاد او از کودک و نیز پیشرفت نکردن کودک 🔹تهدید، تنبیه ، تحقیر و سرزنش کودک توسط کارکنان مدرسه 🔸اضطراب جدایی از مادر 🔺بیماری مادر یا یکی از اعضای خانواده و ترس کودک از مرگ آنها 🔹به دنیا آمدن فرزند جدید در خانواده و عدم‌تمایل کودک به جدا شدن از خانواده و ترس از اشغال جایگاهش 🔸بیان خاطرات ناخوشایند اطرافیان از مدرسه 🆔 @mah_mehr_com
37.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 🇮🇷 های_شهر_خرم 🇮🇷 قسمت دوم 📌 هفته مبارک @mah_mehr_com برای دوستان خود هم بفرستید ❤️☝️🏽
آخرین روزهای تابستان بود. من سعی می کردم این چند شب آخر تابستان را کمی زودتر بخوابم. چون باید از اول مهر صبح زود بیدار می شدم. من امسال 7 ساله شدم و به کلاس اول می روم. همیشه دوست داشتم زودتر بزرگ شوم و به مدرسه بروم. اما حالا که فردا قرار است به مدرسه بروم کمی دلشوره دارم. می ترسم آن جا نتوانم دوستی پیدا کنم، معلمم مهربان نباشد. کلاسمان زیبا نباشد. اما مامانم همیشه می گوید: عزیزم نگران نباش، مدرسه جای خوبی است و تو حتماً از آن خوشت می آید. صبح زود بیدار شدم. با مامان و بابا صبحانه خوردم و قرار شد با مامان به مدرسه بروم. مامان برای زنگ های تفریحم خوراکی گذاشت. وارد مدرسه شدم. بچه های زیادی هم سن خودم در مدرسه بودند. در مدرسه برای ما کلاس اولی ها جشن گرفته بودند خیلی خوش گذشت. معلممان یک خانم بسیار مهربان و دلسوز بود. او جای هر کداممان را به ما نشان داد و از ما خواست که سر جایمان بنشینیم. من کنار یک دختر به اسم سارا نشستم. ما به هم سلام کردیم و اسممان را به هم گفتیم. زنگ تفریج من خوراکی هایم را از کیفم بیرون آرودم تا بخورم. سارا هم با من به حیاط آمد اما خوراکی نداشت. به سارا گفتم: خوراکی هات کجاست؟ گفت: روی میز آشپزخانه جا گذاشتم. لبخندی زدم و ساندیچ نون و پنیر و گردویی را که داشتم از وسط نصف کردم و به او دادم. او خیلی خوشحال شد و از من تشکر کرد. شب برای مادرم همه ی ماجرا را تعریف کردم. مادرم از این که به دوستم خوراکی دادم خیلی خوشحال شد و گفت: تو کار خیلی خوبی کردی. تو به دوستت کمک کردی. خداوند انسان هایی را که کارهای خوب می کنند دوست دارد. فردا صبح زنگ تفریح وقتی با لیلا به حیاط رفتیم لیلا از داخل کیسه ی خوراکی هایش دو سیب درآورد و یکی از آن ها را به من داد. من خیلی خوشحالم چون دوست خیلی خوب و مهربانی پیدا کردم. نعیمه درویشی @mah_mehr_com
🌸💫به نام خدای هستی بخش 🌸💫خدایا.... ⚪️💫امروزمان را با نام و یاد تو، 🌸💫و به امید لطف و کرمت، ⚪️💫و لحظاتی سرشار از معحزه، 🌸💫و اتفاقات خوب آغاز می‌کنیم 🌸💫بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم ⚪️💫الــهـــی بــه امــیــد تـــو ‌   ╔═🌸🌿☃.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹لولین روز پاییز 🌹معطر به عطر خوش صلوات ‌ 🌹اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي 🌹مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد 🌹وَعَجِّل‌فَرَجَهُــم 🌹🍃🌹🍃🌹 ╔═🌸🌿☃.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍁گوش کن … 🍂صدای نفس های پاییز را میشنوی ؟ 🍁و این زیباترین فصل خدا در حال گذر است 🍂غم و اندوهت را به برگ درختان آویزان کن 🍁چند روز دیگر میریزند... ╔═🌸🌿☃.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
خدای مهربانم 🙏 در ایڹ صبح زیبای پاییز🌸🍃 ✨یڪ ذهڹ آرام یڪ‌ خیال راحت ✨یڪ خبر خوش یڪ خوشی از ته دڸ ✨و دلی عاشق و مهرباڹ برای عزیزانم قرار بده🙏 آمین یا اَرْحَمَ الرّاحِمین ای مهربان ترین مهربانان ╔═🌸🌿☃.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خوبِ من صبحِ دل انگیزت بخیر🍂 ماه مهر است و پاییزت بخیر🍂 صبحِ زیبا و هوایى دلفریب💛 بوی پاییزان گلریزت بخیر🍂 🍁 🧡🍂🧡🍂🧡🍂🧡🍂🧡🍂🧡🍂🧡🍂 ╔═🌸🌿☃.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com