فرزند شما، هیچ گاه این لحظات را از یاد نخواهد برد.
❤️زمانی که به او عشق میورزید
⏰زمانی که برای او وقت خصوصی میگذارید
😊زمانی که به گفته ها و شیرینکاریهایش میخندید
🙏زمانی که اشتباهات او را میبخشید
✔️زمانی که از او محافظت میکنید
💪زمانی که به او میگویید احساسش را درک میکنید.
ماه مهر
╔═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
🔺چرا #کودکان پرحرفی می کنند؟
پرحرفی کودکان فقط به میزان جملات و کلماتی که می گویند محدود نمی شوند، بلکه به زمان و مکان حرف زدن و نیز موضوع حرف زدن نیز ارتباط دارد.
🔸کودک پرحرف در موارد زیر مشکل دارد:
- حرف زدن در زمان و مکان نادرست
- قطع کردن حرف دیگران یا حرف زدن روی صحبت های آنان مانند معلم
- به دست گرفتن مکالمه
- ناراحت کردن دیگران با بدون فکر و سریع حرف زدن.
@mah_mehr_com
#شعر_کودکانه
درباره #امام_رضا عليه السلام
رضا(ع)که نور خداست
امام هشتم ماست
رئوف و مهربونه
دردامونو میدونه
میکنه ما رو دعوت
میریم مشهد زیارت
اونجا مثل بهشته
پر شده از فرشته
با پدر و مادرم
وقتی که میریم حرم
کنار در میمونیم
اذن دخول میخونیم
دست میذاریم رو سینه
به اون ماه مدینه
با ادب و احترام
میگیم به آقا سلام
قربون قبر پاکت
چه عطری داره خاکت
کاشکی میشد که من هم
اینجا کبوتر بشم
پر بکشم تا خدا
توی حریم رضا(ع)
@mah_mehr_com
💐به نام خدای قصههای قشنگ💐
یکی بود، یکی نبود. در یک حوض پر از آب، ماهی کوچکی زندگی میکرد.🐠
حوض در حیاط خانهای بود که هیچ کس در آن خانه زندگی نمیکرد.
ماهی کوچولو خیلی تنها و گرسنه بود. کسی نبود که برایش غذا بریزد.😔
یک شب، وقتی که ماه به حوض نگاه کرد، ماهی را دید که بازی نمیکند و شاد نیست.🌛
ماه پرسید: چرا بازی نمیکنی؟
ماهی گفت: همه مرا فراموش کردهاند و من تنها و گرسنه مانده ام.
ماه گفت: خدا هرگز کسی را فراموش نمیکند. تو تنها نیستی. او همیشه به تو نگاه میکند. خوشحال باش و خدا را خوشحال کن.
فردای آن روز کلاغی به کنار حوض آمد. تکه نان خشک بزرگی را به منقار گرفته بود.🐧
کلاغ تکه نان را در آب فرو کرد تا نان خشک، نرم شود. کمی از نان خیس شد و افتاد توی آب.
ماهی کوچولو با خوشحالی به طرف آن رفت و نان خیس شده را با لذت خورد. نان خیلی خوشمزه بود و ماهی حسابی سیر شد. کلاغ هم بقیه نان را خورد و رفت.
از آن روز به بعد، کلاغ، هر روز با تکهای نان خشک به کنار حوض میآمد و آن را در آب حوض خیس میکرد. ماهی سهم خود را میخورد و کلاغ هم سهم خود را.🐧🐠
ماه به ماهی نگاه میکرد، میدانست که خدا به او نگاه میکند. ماهی تنها نبود، همان طور که کلاغ تنها نبود. خدا همیشه با آنها بود.😊
#قصه_متنی
@mah_mehr_com
هدایت شده از امام زمان و من
#امام_زمان_و_من
با بچه های مدرسه برای زیارت به امامزاده شهرمان رفته بودیم. در کنار امامزاده، گلزار شهدا بود که در آن، مردانی به خاطر خدا در مقابل دشمن بدجنس ایستادند و در آخر به شهادت رسیدند. من امامزاده و شهدای عزیزمان را خیلی دوست دارم و به آن ها افتخار می کنم.
امام زمان! به شما قول می دهم کارهایی انجام دهم که به من افتخار کنید و مرا دعا نمایید.
@emamezaman_va_man
https://eitaa.com/joinchat/3571581185Cf545822cdd
هدایت شده از امام زمان و من