May 11
🧩عزیزای دلم بگین ببینم چند اختلاف در دو تصویر وجود داره؟!
#تست_هوش
#تفاوت
#مــــاه_مــــــهــر
🌷▶═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
#مــــــاهـ_مـــــــــهـر
مبصر ما که انقد ضربدر زده بود، آخریا تیک عصبی گرفت! رو هوا ضربدر مشقی میزد😂😂
#نوستالژی
@mah_mehr_com
7.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☑️ چرا فرزندم سریع از حرفهام عصبانی میشه؟
#تربیت_فرزند
🎤دکتر شاهین فرهنگ
@mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
برید هنرمند بشید بچه ها...
امیرالمومنین (ع) برای هنرمندا حساب جداگانه با میکرد...
#استاد_پناهیان
@mah_mehr_com
چرا #فرزندم شاد نیست؟
🔸بدرفتاری با فرزند، طرد کردنش و غافل شدن ازش با اینکه خیلی شایع هست ولی دلیل اصلی عدم شادی خانوادهها نیست. بخش بزرگ شاد نبودن خانوادهها حاصل عملکرد پدر و مادرهای خوش نیتیه که فرزندانشون رو مجبور میکنن کاری رو که دوست ندارن انجام بدن و فرزندان به خصوص نوجوونترها برای دستیابی و رسیدن به آزادی در برابر تلاشهای پدر و مادرشون مقاومت میکنند.
🔸سالها بعد این اختلاف و تعارض دوباره خودشو نشون میده، اونم وقتی که کودکان دیروز، پدر و مادر سالخوردهشون رو به کارهایی وادار میکنند که دوست ندارن انجام بدن؛ مثل رانندگی نکردن، نقل مکان به خونه اونا و یا رفتن به خونه سالمندان.
🔸اصل بدیهی نظریه انتخاب در فرزندپروری اینه که اگه میخوای فرزندت شاد، موفق و با تو صمیمی باشه، کاری نکن که فاصله بین تو و اون زیاد بشه. معنای این اصل بدیهی اینه که اگه میخواین فرزندانتون با شما صمیمی بمونن از اونا انتقاد نکنید و اونا رو تهدید، تحقیر، تنبیه یا تطمیع نکنید. هر چقدر سعی در کنترل کردن دیگران داشته باشید فاصله شما با اونا بیشتر میشه.
@mah_mehr_com
﴿ دخترِ باحجاب ﴾
✨🔸✨🔶✨
یه دخترِ نمونه
نجیب و مهربونه
قدرِحجابِ خودرا
هرجا باشه میدونه
🌸🔸🌸
دختر که با حجابه
مثلِ گل و گلابه
زندگیِ قشنگش
مثلِ بهشتِ نابه
🌸🔸🌸
دختر گلِ بهاره
چادر به سر میذاره
مثلِ فرشتگانه
خدا دوسِش میداره
🌸🌼🍃🌼🌸
💠شاعر: سلمان آتشی
🌷#حجاب
@mah_mehr_com
🔴 هیچ کار خداوند بیحکمت نیست ...
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بیحکمت نیست.» پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند ...
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند.
اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد.
وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
@mah_mehr_com