هنگام #بازی کردن با #فرزندتان
▪️ بازی کردن واقعاً هنر است. چون باید همبازی خوبی باشید.
▪️ نشان ندهید از او بیشتر می دانید.
▪️ در سطح فکری کودک با او همبازی شوید.
▪️ مدام او را راهنمایی نکنید.
▪️ تا وقتی پیش بینی می کنید که اوضاع خطرناک نشده برای کنترل کودک اقدامی نکنید. بسیاری از والدین آن قدر وقت صرف کنترل کردن کودکشان می گذارند که از وقت گذاشتن با کودک آن گونه که هر دو از کیفیتش راضی باشند غافل می مانند.
▪️ گاهی گیج بازی در بیاورید و اعتراف کنید که اشتباه کرده اید.
🍃🤱🎈🤰🎈👶🍃
✨ @mah_mehr_com
❤🍃
#تربیتفرزند..ـ🌹
هر پدر و مادری باید بدونن که....
اگه نتونی با رفتارت به فرزندت درس زندگی کردن بدی، انتظار نداشته باشه که با حرفات بتونی
هیچ بوسه و نوازشی جای کتکی که به فرزندتون زدین رو نمیگیره پس مراقب عصبانیتون باشین
این روزها هم میگذره چیزی که توی ذهن بچههامون به یادگار میمونه خاطراتیه که براش از کودکی ساختیم چه شیرین و چه تلخ
به جای ترس توی دل بچه هاتون علاقه بکارین اونوقت ببینید چطور به حرفتون گوش میدن و پیشرفت میکنن
🍃🌸کانال مارا به دوستاتون معرفی کنید👌👇
👉 @mah_mehr_com
تاثیر خانواده در رشد کودکان !
کودکانی که در خانوادههایی بزرگ میشوند که خوبیهایشان مورد قدردانی قرار میگیرد، احساس خوبی درباره خود دارند. چنین کودکانی بیشتر از بقیه کودکان از عهده مبارزه با زندگی برمیآید و به هدفهای بالاتری در زندگی میرسد
15می روز جهانی خانواده گرامی باد!👨👩👧👦❤️
👉 join @mah_mehr_com
*شعر کودکانه از باغ جانمازم*
از باغ جا نمازم
آهسته پر کشیدم
رفتم به سوی باغی
یک باغ سبز و خرم
دیدم که گل در آن باغ
روییده دسته دسته
دیدم کنار گلها
یک شاپرک نشسته
آن شاپرک مرا دید
پر زد به سویم آمد
او با خودش گل آورد
گل را به چادرم زد
گفتم: به شاپرک جان
این گل چه خوب و ناز است
او شادمان شد و گفت:
این گل، گل #نماز است
🍃🌸کانال مارا به دوستاتون معرفی کنید👌👇
👉 @mah_mehr_com
9.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارتون عروسکی محصول کشور چک
#پت_و_مت
🆔 @mah_mehr_com
👦🍃
🍃
°•° #دردانه °•°
🔻به کـودک احـساس گنـاه ندهیـد ؛
ما اجـازه نداریم
اشتباه هاے ساده و تجربه هاے
ارزشمند کودک را تا حد گناه بزرگ کنیم.
اگر کـودک
اشتباهے کرد این احسـاس
کـه کار او غیـرقابل بخشـش و یا
جبـران است در او ایـجاد نکنید.
بیان جمله هایی مانند
•• "خـدا تو رو نمیـبخشه"
•• " به بهـشت نمیرے"
•• "دل مامان را شکستے"
•• "بابا دیگـه تـو رو دوس نداره"
•• و ...
موجب میـشود تا کودک
احساس گناهکـارے کند.
بهتر اسـت
کار کودک را توصیف کنیم
و احساس خودمان را بیان کنیم
و راهنمای عملی او براے
روش درسـت باشیم.
•| #درسترفتارکنیم |•
•| #سرزنشنکنیم |•
•| #فرزندپروری |•
فـرزنـد خـوب تربیت کنیـم ↓
•• @mah_mehr_com
🍃
👦🍃
نام داستان : #ماهک و #حو ض_ماهی
گروه سنی : الف ؛ ب
ماهک کوچولو خونه ی مادر بزرگ و پدربزرگش رو خیلی دوست داشت.
خونه ی آنها یک حیاط کوچک نقلی داشت با یک حوض کوچک نقلی که توش سه تا ماهی قرمز کوچولو بود. یه درخت خوشگل هم توی حیاط بود که عصرها سایه اش می افتاد روی حوض.
ماهک هروقت که به دیدن پدربزرگ و مادربزرگش می اومد یک کمی نون خشک برمیداشت و میرفت لب حوض، پاهاشو میکرد توی حوض و به ماهی ها غذا میداد.
ماهی ها تند و تند شنا میکردن و میومدن دور پاهای ماهک جمع میشدن تا غذا بخورن. ماهک هم قلقلکش میومد و غش غش میخندید.
بعضی شب ها هم پدربزرگ فواره رو روشن میکرد و یه هندونه ی بزرگ مینداخت توی آب تا حسابی خنک بشه.
بعدم با کمک ماهک زیرانداز رو می آوردن و پهن میکردن و شام رو اونجا توی حیاط، پیش ماهی ها میخوردن.
ماهک انقدر ماهی کوچولوها رو دوست داشت که دلش میخواست هرروز اونها رو ببینه.
بخاطر همینم یک روز که مادرش صداش زد تا پاهاشو از توی حوض دربیاره تا برگردن به خونه ی خودشون، به مادرش گفت: "مامان... میشه اون ماهی که از همه کوچیکتره رو با خودمون ببریم خونه .؟
✅ @mah_mehr_com
#قسمت_دوم:
مادرش گفت: "ماهک جون اما تنگ خونه ی ما برای این ماهی ها کوچیکه. ماهی کوچولو دلش میگیره. تازه دلش برای مادربزرگ هم تنگ میشه."
اما ماهک شروع کرد به اصرار کردن: "مامان من خودم همش مراقبشم، باهاش حرف میزنم تا دلش برای مادربزرگ تنگ نشه. مامان... لطفا اجازه بده."
مادربزرگ از توی خونه اومد بیرون و گفت: "ببینم ماهک جون.. تو دوس داری بری توی یه اتاق خیلی کوچیک که نتونی توش بدوی و بازی کنی، بدون پدر و مادرت زندگی کنی؟"
ماهک گفت: "معلومه که نه... من خونه ی خودمون رو دوست دارم. دلم میخواد پیش مامان و بابام باشم."
مادربزرگ گفت: "آهان... دیدی... پس چجوری دلت میاد این ماهی کوچولو رو از مامان و باباش جدا کنی و ببریش توی یه جای خیلی کوچیک؟ مگه تو ماهی ها رو دوست نداری؟"
ماهک کمی فکر کرد و گفت: "چرا. من ماهی ها رو خیلی دوست دارم. دلم نمیخواد ماهی کوچولو غصه بخوره. میزارم پیش پدر مادرش بمونه. خودم هر هفته میام باهاشون بازی میکنم و بهشون غذا میدم."
مادربزرگ ماهک، اونو بوسید و ماهک از ماهی ها خداحافظی کردو رفت .
@mah_mehr_com