هدایت شده از امام زمان و من
#امام_زمان_و_من
دوستم گفت: «بیا زنگ خانهها را بزنیم و فرار کنیم» از شنیدن حرف او ناراحت شدم و به او گفتم: «اگر کسی زنگ خانهی شما را بزند و فرار کند، ناراحت نمیشوی؟!»
امام زمان (علیهالسلام) کسی که دیگران را اذیت کند، دوست ندارد.
@emamezaman_va_man
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
استاد رحیمپور ازغدی:
مسأله محبت به کودک خیلی مساله مهمیه که ما ازش غافلیم.
محال بود پیامبر کودکی رو ببینند و بغل نکنند و نبوسند و نوازش نکنند کودک رو 😍🤗
اگه دوست دارید ببشتر از قبل عاااااشق بچههای خودتون و بقیه بچهها بشید این فیلم رو ببینید 🎞
#تربیت_فرزند
@mah_mehr_com
34.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقت دیدار- آخرین تابلو 2 #قصه_های_ساده_و_کودکانه
@mah_mehr_com
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃 #نقاشی حیوانات دریایی
🌸🍂🍃🌸
@mah_mehr_com
#داستان
🔹️محبت و قدردانی
خارخاری آب دهانش را قورت داد و به خانم فیله سلام کرد. فکر میکنید خارخاری یک خارپشت بود؟
خارخاری یک قورباغه بود که همش تنش میخارید.
خانم فیله گفت: «چی شده؟»خارخاری گفت: «می شود پشتم را… بِخارانی؟»
خانم فیله گفت: «من که انگشت بِخاران ندارم، من فقط میتوانم ماساژ فیلی بدهم!»
قورباغه رسید به آقا ماره و با ترس و لرز گفت:«می شودپشتم رابخارانی؟»
آقاماره فکر کردو گفت: «من که انگشت بِخاران ندارم، من دو تا کار میتوانم بکنم، هم میتوانم ماساژ ماری بدهم، هم تو را بخورم!»
قورباغه فرار کرد و رفتورفت. تا رسید به خارپشت و گفت: «می شود پشتم را…»
اما با دیدن تیغهای خارپشت فهمید که او فقط میتواند تنش را سوزن سوزن کند». خسته شد، نشست زیر درخت و پشتش را مالید به تنه زبر درخت.
گنجشک کوچولو از بالای درخت آمد پایین و گفت: «چه کار میکنی قورباغه؟» قورباغه گفت: «پشتم میخارد! هیچ کس انگشت بِخاران ندارد!» گنجشک پنجه کوچکش را به قورباغه نشان داد و گفت: «این خوب است؟ این بِخاران است؟»
قورباغه خوش حال شد و گفت: «آره. فکر کنم هست!» گنجشک شروع کرد به خاراندن پشت قورباغه قورباغه هی گفت: «آخیش! آخیش! این طرف تر، آخیش! آن طرف تر!» و کم کم خارشش خوب شد و به گنجشک گفت: «حالا من برای تو چه کار کنم؟ تو که این قدر خوب میخارانی؟»
گنجشک گفت: «تازه لانه ساخته ام، یک کم کَت و کولم درد میکند؛ اما فکر نکنم تو بتوانی کاری بکنی!» قورباغه دستهایش را نشان گنجشک داد و گفت: «معلوم است که میتوانم!» با انگشتهای پهنش، کت و کول گنجشک را ماساژ قورباغهای داد گنجشک هی گفت: «آخیش! آخیش»
@mah_mehr_com
🌸 #تقدیم به همه دغدغه مندان فرزندآوری
🔸روزها فکر من این است و همه شب سخنم
🔸که چرا زاد و ولد کم شده اندر وطنم
🔹قصه ی کاهش جمعیت و افزایش پیر
🔹غصه ای هست که از آن شده قلبم دلگیر
🔸یادم آید دهه شصت و فراوانیِ ما
🔸خانه ها بود پر از جلوه ی ایمانیِ ما
🔹یک پدر مادر و شش کودک با شور و نشاط
🔹حیف و صد حیف که برچیده شد آن سور و بساط
🔸هر که بینم به یکی قانع و فوقش به دوتا
🔸از توکل به خدا گشته به یکباره جدا
🔹وقت آن آمده تا زنگ خطر را شنویم
🔹سوی افزایش نوزاد به سرعت برویم
🔸از خدا می طلبم تا همه گردند بصیر
🔸و بفهمند خطر کرده کمین زود نه دیر
🔹فرصت اندک بُوَد و نقشه دشمن بسیار
🔹بی جهت نیست که من اینهمه دارم اصرار
🔸یا رب از مملکت شیعه حفاظت فرما
🔸همت و غیرت بسیار عطا کن برما
@mah_mehr_com
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
🔹امام علی (ع): زيبايى گفتار، در كوتاه بودن آن است.
⏳امروز جمعه
۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲
۷ شوال ۱۴۴۴
۲۸ اوریل ۲۰۲۳
ماه مهر
╔═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com