یکی از دوستام میگفت عجیبه براش ، با اینکه بچه ای نداشته و حس والد به فرزند رو درک نکرده ولی شب هشتم مثل جوون از دست داده ها مثل پسر جوون از دست داده ها برای علی اکبر حسین.ع. گریه میکنه
میگفت انگار بچه ای رو از دست داده باشم، قلبم میسوزه عمیقا
ارباب، دم آخری، به جوونش سفارش کرد که بره و با اهل خیمه وداع کنه. شهزاده که وارد خیمه شد، از کوچیک تا بزرگ، دورش کردن، هی بهش میگفتن "إرحم غربتنا، یا علی.."
ابیعبداللههیمیخواستبلندبشه،
هیمیخوردزمینآخاینصحنهمیکشه..
یهوقتدیدنیهپیرمردروزانوهاشداره
راهمیره(: