ارباب، دم آخری، به جوونش سفارش کرد که بره و با اهل خیمه وداع کنه. شهزاده که وارد خیمه شد، از کوچیک تا بزرگ، دورش کردن، هی بهش میگفتن "إرحم غربتنا، یا علی.."
ابیعبداللههیمیخواستبلندبشه،
هیمیخوردزمینآخاینصحنهمیکشه..
یهوقتدیدنیهپیرمردروزانوهاشداره
راهمیره(: