یکی از دوستام میگفت غیر از مسئله هجرت ، این آدما عهدایی بستن که فقط خودشون و خدا با خبرن .
و فکر میکنم قشنگ ترین معامله کردن ، معامله با خدا باشه !
اونجایی که تو میگی من از چیزی که خودم توش ممکنه حواسم نباشه اما اذیتم میگذرم به خاطر تو ....🙂
مثلا وقتی اهنگ گوش میدم تا حالم خوب شه
یا شوخی و خنده های خارج از چارچوب میکنم چون فکر میکنم میشه از این طریق صمیمیت بین دوستام بیشتر بشه .
یا هرچیزی که تویی که داری الان اینو میخونی فکر میکنی
ببین بعدش چجوری خدا عاشقت میشه
چجوری تورو میخره و شهیدت میکنه.
و چجوری این روح تو که اسیر بدنیه که محدود به زمان و مکان و فضاعه ابعاد بیشتری پیدا میکنه (:
استاد پناهیان بهمون میگفتن وقتی یه روزی مردم بهم دیگه نمیگن سخنران معروف ، بهم نمیگن خانم پناهیان .
منو دیگع با اسم و رسمم نمیشناسن .
وقتی میخوان منو جا به جا کنن از لفظ جنازه استفاده میکنن
حتی اسم و رسم هم یه روزی تو این دنیا بی ارزش و بی اعتبار میشه
واسه چی اینقدر بهش میبالیم؟
چرا اینقدر دنبالشیم؟
یه روزی میشه که لحدو میزارن
من میمونم و کارهایی که تو دنیا کردم برای آماده شدن واسه زندگی ابدی(:
من میمونم و به گواه فمَنْ یمُتْ یرَنِی ...
تنها دلخوشیم اینه که تورو میبینم🙂