eitaa logo
💠مَھدآ⁷²¹💠
160 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
476 ویدیو
45 فایل
وقتے‌بہ‌دلـت‌میفتھ‌؛ کھ‌برگردۍ وقتے‌برای‌ترڪ‌گنــاه شوق‌پید‌امیـکنۍ ھمش‌ڪار‌خـداست🤩• -مَهدآ، هدایت یافته توسط حضرت مهدی:) -نذرِ قدومِ سبزش.. ⁷²¹ آرامـش‌است‌آخـر‌اضطراب‌ھا:)
مشاهده در ایتا
دانلود
عافرین بچه های گل برین بخوابین که می خوام قصه بگم😂😂💔
در سرزمین مصر، مردی به نام عبدالملک می‌زیست و به دلیل اینکه نام پسرش عبدالله بود، به او ابو عبدالله، (پدر عبدالله) می‌گفتند. عبدالملک منکر خدا بود، و اعتقاد داشت جهان هستی خود به خود آفریده شده است!
او که شنیده بود که امام صادق ، در مدینه زندگی می‌کند، به مدینه سفر کرد تا درباره خداشناسی با امام مناظره کند.
وقتی که به مدینه رسید و از امام سراغ گرفت، به او گفتند: امام برای انجام مراسم حج به مکه رفته است. پس به مکه رفت و امام را در کنار کعبه مشغول طواف دید، وارد صفوف طواف کنندگان شد و از روی عناد به امام تنه زد!
امام با ملایمت پرسید: نامت چیست؟ او گفت: عبدالمَلِک (بنده سلطان) امام پرسید: کُنیه تو چیست؟ عبدالملک گفت: ابوعبدالله (پدر بنده خدا)
امام گفت: این مَلِکی که تو بنده او هستی، چنان‌که از نامت چنین فهمیده می‌شود، از حاکمان زمین است یا از حاکمان آسمان؟ عبدالملک چیزی نگفت، امام به عبدالملک گفت، صبر کن تا طواف من تمام شود، بعد از طواف نزد من بیا تا با هم گفت و گو کنیم..
امام: آیا قبول داری که این زمین زیر و رو و ظاهر و باطن دارد؟
منکر خدا: آری..
امام: آیا زیر زمین رفته‌ای؟
منکر خدا: نه..
امام: پس چه می‌دانی که در زیر زمین چه خبر است؟
منکر خدا: چیزی از زیر زمین نمی‌دانم، ولی گمان می‌کنم که در زیرزمین، چیزی وجود ندارد..